دربارهی امنیتِ بیفرهنگ و مدیریتِ بیپاسخ در سیستان و بلوچستان
هر سپیدهدم که بر خاک خطه بلوچستان و گاه سرحد میدمد، خبری تلخ از راه میرسد: جوانی دیگر از فرزندان این سرزمین جان باخته و سوگی تازه بر سوگهای پیشین افزوده شده است. بحران، آرام و پیوسته، از لایههای پنهان زندگی به سطح آمده و در این میان، از بلندترین کرسی مدیریت استانی نه تدبیری قاطع شنیده میشود و نه نشانی از امید. استانی که روزگاری گاهوارهی تمدن و مرز زندهی ایران بود، اکنون در نگاه بسیاری به صحنهی نبردی فرسایشی مانند شده است. جامعهشناسان میدانند که ناامنیِ مزمن تنها یک مسئلهی انتظامی نیست و نشانهی گسستی عمیقتر میان حاکمیت و مردم است. هرجا اعتماد فرو ریزد، سلاح جای گفتوگو را میگیرد.
چند توصیه به استاندار | سایههای پنهان بر کرسیهای استانداری
این روزها در التهاب اخباری که میان راست و دروغ در نوسان است، بازار شایعهی جابهجایی مدیران استان چنان گرم شده که هیاهوی تعریف و تمجید در یک سو و طوفان انتقاد در سوی دیگر، فضای مجازی و محافل خصوصی را به یکسان درنوردیده است. زمزمههایی که از دل فضای مجازی برمیخیزد و در کف جامعه طنین میاندازد، بر این نکته گواهی میدهد که جماعتی میکوشند با تخریب و ایجاد ترس از آمدن کاندیداهای احتمالی مدیریت، مدیران همسو با خویش را همچنان بر کرسیها میخکوب نگاه دارند، و گروهی دیگر در کمین نشستهاند تا با تخریب مدیران کنونی، نزدیکان خود را جایگزین سازند.
سفر وزیر راه به سیستان و بلوچستان؛ فرصتی برای اصلاح نقشه یا تثبیتِ حاشیهنشینی ریلی سیستان؟
سفر قریبالوقوع وزیر راه و شهرسازی به سیستان و بلوچستان، همزمان با انتشار اخبار مربوط به آغاز عملیات اجرایی پروژه راهآهن زاهدان-زابل-میلک، به یک نقطه عطف در بحث زیرساختهای شرق کشور تبدیل شده است. اما پرسش اصلی این نیست که «چه زمانی» عملیات آغاز میشود، بلکه این است که «چه مسیری» در حال اجراست؟ آیا ما در حال ساختن یک شریان حیاتی برای سیستان هستیم یا در حال ایجاد یک مسیر جانبی که این منطقه را از جریان اصلی اقتصاد ریلی دور میکند؟
گفتوگو با مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ از چالش معیشت هنرمندان و بنیه مالی رسانهها تا ضرورت تقویت هویت ملی در سیستان و بلوچستان
در این گفتوگو، وضعیت فرهنگ، هنر و رسانه سیستان و بلوچستان، چالش استقلال رسانهها، معیشتِ به حاشیهرفتهی فیلمسازان و هنرمندان، الزامات تقویت هویت ملی و سیاستهای غیرشفاف بودجهای، با مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به بحث گذاشته شد.
وقتی واژهها جای عمل مینشینند؛ محرومیت بهمثابهی یک انتخاب مدیریتی
میان دو قطب متضاد ایستادهایم، ز یکسو موج تبلیغاتی استانداری سیستان و بلوچستان که با واژههای رشد و توسعه، تصویری از آبادانی میسازد و از سوی دیگر مردمانی که در تنگنای بحران اقتصادی، حتی از تأمین حداقلهای زیستن نیز درماندهاند. این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زیستهی مردم، خود گویای بحرانی عمیقتر از یک بحران اقتصادی صرف است، بحرانی در سطح مدیریت و اراده. در این میان شماری از مدیران، نه از دانش کافی برای اصلاح ساختارهای فرسودهی اداری برخوردارند و نه از توان لازم برای تغییر آن، اما در کلام همچنان خود را خدمتگزار مردم میخوانند. در حالیکه در میدان عمل، پاسخگوی هیچکس نیستند.
نمایش بزرگ در زاهدان؛ روستا بازار یا نمایش مدیریت ناکارآمد؟
در روزهای انتهایی هفته دولت، دوربینها و رسانهها در زاهدان مشغول انعکاس خبر افتتاح بزرگترین روستا بازار کشور با حضور معاون وزیر جهادکشاورزی بودند؛ جایی که مقامات دولتی با لبخند از حذف واسطهها و حمایت از تولید سخن میگفتند. اما امروز، صحنه عوض شده است: به جای هیئتهای استقبال، نیوجرسیهای شهرداری جلوی درِ ورودی ایستادهاند و پلمب شدن محل، نشان از ناکارآمدی مدیریتی در سازمان جهاد کشاورزی استان دارد.
چرا نباید به خط فرعی، برای سیستان راضی شد؟
با نگاهی به نقشه پروژه اجرای راه آهن زاهدان به زابل که توسط یکی از نمایندگان سیستان منتشر شده، مشخص است که آنچه تحت عنوان اتصال زابل به شبکه ریلی مطرح میشود، در واقع یک خط فرعی است که سیستان را به حاشیه کریدور اصلی رانده و در واقع در بن بست ریلی قرار داده است. در این پیکربندی، مسیر اصلی ریلی، از سهراهی دشتک عبور کرده و سیستان را دور میزند؛ اتفاقی که در عمل این منطقه را از جریان اصلی جابهجایی مسافر، محروم میکند.
روایتی از یک نامه و هزار سکوت
در سرزمینی که خشکسالی و کمآبی بر جان مردمانش نشسته، وقتی سخن از سدها و طرحهای آبی به میان میآید، ذهن بیدرنگ به سوی امید پرواز میکند، امید به سبزیای که شاید روزی بر این خاک تشنه بنشیند. اما گاه در پس همین طرحهای بزرگ، داستانهای کوچک و تلخی نهفته است که کمتر کسی به آنها میاندیشد. داستان پولهایی که قرار بود صرف آب و آبادانی شود، اما در مسیری پیچدرپیچ به جیبهای دیگری سرازیر شده است.
در باب اهمیت گفتوگوی رسانهها و مدیران
درج روزگاری که دیوارهای ستبر سکوت و احتیاط، میان اتاقهای مدیریت و کوچههای جامعه فاصله انداخته است، شنیدن خبری که از گفتوگویی مستقیم، چالشی و درعین حال محترمانه میان یک رسانه مستقل و مدیران دولتی حکایت دارد، نه یک رویداد معمولی رسانهای، که جریانی نمادین در سپهر مدنی یک استان است. آنچه در دیدار سردبیر پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار با عبدالسلام بلوچ زاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونانش گذشت، از قاب گزارشهای اداری بیرون زد و به سطح گفتوگویی رفت که در آن، صندلی ها به کناری نهاده شدند و پاسخگویی بر جای آن نشست.
رضایت اجتماعی یا نارضایتی زیر غبار غلیظ ریزگردهای سیستان؟
اسفندماه ۱۴۰۴، میلیونها بیننده داخلی و خارجی شاهد گفتوگوی ویژه خبری از شبکه یک سیما بودند؛ گفتوگویی که در آن رییس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان و مدیرکل حفاظت محیطزیست، در برابر افکار عمومی، وعده دادند با انجام اقدامات اجرایی، ظرف سه سال آینده معضل ریزگردهای سیستان را سامان دهند. اکنون نزدیک به شش ماه از آن وعده گذشته است؛ اما پرسش مردم ساده و روشن است: چه اقدامی در میدان انجام شده است؟































