سیستان و بلوچستان در دامچالۀ طایفهگرایی
این روزها در سایۀ اتفاقات اخیر، اخگر طایفه گرایی به خرمن آمادۀ اشتعال بسیاری از طوایف استان سیستان و بلوچستان درافتاده و طایفه گرایی به سکۀ رایج تبدیل شده است؛ چنانکه اکنون کمتر طایفهای را میتوان یافت که از مدار جاذبۀ جلوه نمایی طایفهای برکنار مانده باشد. گویی ارزشهای منسوخ سنتی، محمل تازهای یافته اند و شماری از بزرگان طوایف با تکیه بر اوضاع حاکم، به بازتولید مناسبات سنتی امید بسته اند.
سیستان، تراژدی تعلیق میان دو زمان
گاهی باید نوشت برای تاریخ، نه از سر توهم تغییر فوری، بلکه برای درس عبرت نسلهای آینده که باید بدانند در چه گذرگاهی از زمان ایستاده بودیم و چگونه میان دو دوران، معلق مانده بودیم. این نوشتن نوعی شهادت است بر تناقضی که زیستهایم. شهادتی بر عصری که بشریت از مدرنیته عبور کرده، از پسامدرنیسم سخن میگفت، دوران صنعت و اطلاعات را پشت سر گذاشته و به عصر هوش مصنوعی رسیده بود، ما در خطهای تاریخی به نام سیستان هنوز در چنبره ساختارهای پیشامدرن گرفتار بودیم.
اجحاف شورای اطلاعرسانی و فرهنگ و ارشاد در حق رسانههای سیستان و بلوچستان/ به خطر افتادن جان مدافعان امنیت به دلیل سیاستگذاری نادرست فرهنگی و رسانهای
بخشی اعظمی از مشکلات امنیتی سیستان و بلوچستان ماحصل کمکاری در حوزه فرهنگ و رسانه است، قانونگذار راههای مختلفی برای تقویت رسانهها به منظور آگاه سازی جامعه پیش بینی کرده که شوربختانه شورای اطلاعرسانی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان یا به دلیل بی اطلاعی یا نبود اراده، برای تقویت رسانهها اقدام نکردند و این مسئله در قالب عدم پاسخ به شائبههای ایجاد شده توسط گروههای معاند، جان مدافعان امنیت را به خطر انداخته است.
درگیریها و خشونت های طایفه ای، معضلی قدیمی که ثبات و امنیت جامعه را تهدید می کند
واقعیت امر این است که نوشتن از درگیریهای طایفه ای در استان سیستان و بلوچستان برایم مایه سرافکندگی و شرمندگی است. وقتی از درگیریهای قبیله ای می نویسیم، در واقع غیر مستقیم به این امر اشاره داریم که استان سیستان و بلوچستان هنوز در اسارت سنت، ساختارهای کهن و فرسوده، ارزشها و کنشگرانی قرار دارد که کمتر توانسته اند با دنیای مدرن ارتباط برقرار کنند.































