دربارهٔ ضرورت نگاهی فراگیر به ناامنی در سیستان و بلوچستان
هر سرزمین، نخست در دل مردمانش آرام میگیرد و آنگاه در نقشهٔ کشور. امنیت پیش از آنکه شمار گشتها و ارتفاع سنگرها باشد، حسی است که مادری در بامداد، هنگام فرستادن فرزندش به مدرسه، در سینه دار. اطمینانی که کاسب بازار با گشودن قفل دکانش مییابد و آسودگی رانندهای که شبهنگام جادهای خلوت را میپیماید. سیستان و بلوچستان سالهاست که این سه اطمینان را، بهتدریج و با بهایی گزاف، از کف داده است.
دربارهی امنیتِ بیفرهنگ و مدیریتِ بیپاسخ در سیستان و بلوچستان
هر سپیدهدم که بر خاک خطه بلوچستان و گاه سرحد میدمد، خبری تلخ از راه میرسد: جوانی دیگر از فرزندان این سرزمین جان باخته و سوگی تازه بر سوگهای پیشین افزوده شده است. بحران، آرام و پیوسته، از لایههای پنهان زندگی به سطح آمده و در این میان، از بلندترین کرسی مدیریت استانی نه تدبیری قاطع شنیده میشود و نه نشانی از امید. استانی که روزگاری گاهوارهی تمدن و مرز زندهی ایران بود، اکنون در نگاه بسیاری به صحنهی نبردی فرسایشی مانند شده است. جامعهشناسان میدانند که ناامنیِ مزمن تنها یک مسئلهی انتظامی نیست و نشانهی گسستی عمیقتر میان حاکمیت و مردم است. هرجا اعتماد فرو ریزد، سلاح جای گفتوگو را میگیرد.
سازمان قضایی نیروهای مسلح به ترک فعل های حوزه امنیت استان ورود کند/ وزارت کشور نگاه ویژهای به سیستان و بلوچستان داشته باشد
رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با بیان این که باید فرمول امنیتی در سیستان و بلوچستان را متفاوت از سایر استانها در نظر گرفت، گفت: نیروهای جان بر کف مرزبانی در این استان نیازمند امکاناتی مانند سوخت کافی برای خودروها و دوربین دید در شب و ماشینهای ضد گلوله هستند تا در مواجهه با اشرار به این شدت آسیبپذیر نباشند.































