شورای فرهنگ عمومی، تکرار راه معیوب فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستانوبلوچستان
شورای فرهنگ عمومی سیستان و بلوچستان با این وعده تشکیل شد که ساختاری نوین برای مدیریت فرهنگی استان باشد؛ ساختاری که بتواند معضلات فرهنگی را به شکل کارشناسانه شناسایی کند، برای آنها راهحل یابد و شیوههای فرهنگسازی مناسب را به کار گیرد. اما آنچه در عمل شاهد آن هستیم، تکرار همان الگوهای ناکارآمد گذشته است. برنامههایی که بدون مشارکت عمومی طراحی میشوند، بدون شفافیت اجرا میگردند و بدون پاسخگویی به فراموشی سپرده میشوند.
چرا فرهنگ در سیستان و بلوچستان به حاشیه رانده شده است
استاندار سیستان و بلوچستان در یکی از سخنرانی خود با لحنی قاطع، خود را فارغ از تعلقات گروهی خواند و بر وحدت ملی تأکید کرد. منصور بیجار با صراحت اعلام داشت که به سخن همه جریانها، گروهها و صاحبنظران گوش میدهد و در نهایت به استقلال رأی، تصمیم میگیرد. این سخنان در ظاهر، نویدبخش رویکردی فراگیر و مشارکتی در مدیریت استان است، اما واقعیت میدانی روایتی متفاوت از این ادعاها ترسیم میکند. پرسش اساسی این است که آیا این استقلال رأی صرفاً در قالب شعار باقی مانده، یا در عمل نیز تجلی یافته است؟
حوزه فرهنگ سیستان و بلوچستان آماج تهدید طایفه گرایی
«طایفه گرایی» همچون خوره به جان سیستان و بلوچستان افتاده و فضای اجتماعی این سامان را به سوی تشدید ناهمدلی و شعله ور کردن مناقشات طایفه ای سوق میدهد. طایفه گرایی در روزگار درازدامن حاکمیت سنت، دوره ای طولانی که در سیستان و بلوچستان تا روزگار سلطنت پهلوی اول به شیوه ای بلامنازع استمرار داشت، در چارچوب شرایط آن زمانه دارای کارویژه هایی خاصه در زمینۀ برقراری امنیت برای اعضای طوایف بود.
بیانیه جمعی از اهالی فرهنگ و هنر در پی تنزل سطح مدیریتی در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی زابل
در بخشی از بیانیه جمعی از اهالی فرهنگ و هنر شهرستان زابل خطاب به مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان آمده است: با عنایت به انتصاب فردی بدون کارنامه فرهنگی و هنری قابل تامل و با سابقه شکایت از یک فعال رسانهای با سابقه همکاری با رسانههای رسمی، به عنوان سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زابل، از جنابعالی انتظار میرود اگر برای اهالی فرهنگ و هنر سیستان ذرهای ارزش قائل هستید، پیرامون این انتصاب و ملاک و معیارهای این جابهجایی، برای اهالی فرهنگ و هنر سیستان توضیحاتی ارائه نمایید.
انتصاب جنجالی در اداره فرهنگ و ارشاد زابل و آزمون بزرگ نمایندگان / مدیرکل ارشاد استان به فرهنگ نگاه قومی دارد؟
یک انتصاب ساده در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زابلبه بحرانی فراتر از یک تصمیم اداری تبدیل شده است. ماجرایی که با اعتراض گسترده فعالان فرهنگی آغاز شد، اکنون به آزمونی برای شایستهسالاری در برابر طایفهگرایی تبدیل شده و پرسشهای جدی درباره مدیریت فرهنگی در استان سیستان و بلوچستان را برجسته کرده است.
ضرورت بازاندیشی در مدیریت فرهنگی و احیای فیلم کوتاه
سیستان و بلوچستان، این خاک پهناور که در دل خود هزاران داستان ناگفته، چهرههای فراموششده و منظرههای بکر را نهفته دارد، امروز در انتظار دوربینی است که با زبان سینما، حقیقت وجودش را روایت کند. اما این سرزمین که میتوانست کانون تولید آثار سینمایی درخشان باشد، در تنگنای مدیریتی گرفتار آمده که نه تنها راه را بر فیلمسازان بسته، بلکه ماهیت فیلم کوتاه را نیز در هالهای از ابهام فرو برده است.
اجحاف شورای اطلاعرسانی و فرهنگ و ارشاد در حق رسانههای سیستان و بلوچستان/ به خطر افتادن جان مدافعان امنیت به دلیل سیاستگذاری نادرست فرهنگی و رسانهای
بخشی اعظمی از مشکلات امنیتی سیستان و بلوچستان ماحصل کمکاری در حوزه فرهنگ و رسانه است، قانونگذار راههای مختلفی برای تقویت رسانهها به منظور آگاه سازی جامعه پیش بینی کرده که شوربختانه شورای اطلاعرسانی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان یا به دلیل بی اطلاعی یا نبود اراده، برای تقویت رسانهها اقدام نکردند و این مسئله در قالب عدم پاسخ به شائبههای ایجاد شده توسط گروههای معاند، جان مدافعان امنیت را به خطر انداخته است.
قرارگاه فرهنگی سیستان و بلوچستان، از ساختار نظری تا واقعیت عملیاتی
در سالهای اخیر، شاهد تلاشهای گستردهای برای ساماندهی فضای فرهنگی استانهای محروم کشور بودهایم. قرارگاه فرهنگی سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از این تجربههای نهادی، در تقاطع دو گفتمان متفاوت قرار دارد؛ از یک سو ادعای ایجاد نظام هماهنگ و راهبردی برای مدیریت فرهنگ در یکی از حساسترین مناطق جغرافیایی ایران و از سوی دیگر، واقعیت پیچیده اجرایی که همواره فاصلهای میان طراحی نهادی و عملکرد واقعی ایجاد میکند.
نگاهی به شکاف میان واقعیتهای فرهنگی سیستان و بلوچستان و نمایشهای تکراری در تالار وحدت
برگزاری «شب فرهنگ و هنر سیستان و بلوچستان» در تالار وحدت تهران، اگرچه در ظاهر حکایت از دغدغهای والا برای معرفی گنجینههای فرهنگی این خطه دارد، اما در عمل، به تجلیگاهی برای تکرار برنامههایی فرسوده و خالی از روح خلاقیت بدل گشته است. این رویدادها، که عمدتاً توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و برخی نهادهای دولتی دیگر سازمان مییابند، بیش از آنکه پنجرهای به سوی تنوع و اصالت فرهنگی بگشایند، آیینهای از تشریفات خشک و قالبی هستند که سالهاست بدون کوچکترین تحولی تداوم یافتهاند.
جشنواره شعر و داستان چند زبانه، خلاقیت یا آشفتگی مدیریتی؟
جشنوارۀ شعر و داستان چندزبانه در زاهدان، با همۀ حواشی پررنگ، رویدادی است که جای تأمل و واکاوی ژرف دارد. از سپیدهدم تاریخ این دیار، مسئلۀ برگزاری شبهای شعر به زبانهای گوناگون فارسی، سیستانی (گویش) و بلوچی همواره مطرح بوده، اما این بار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با افزودن حوزۀ داستان به این عرصه، بر آن شده تا این شب را به رویدادی بهیادماندنی مبدل سازد؛ رویدادی که از هر سو با پرسشها و شگفتیهای بیشماری همراه گشته است.

































