نقدی به ادعای مشاور رئیسجمهور در امور احزاب و تشکلها
نورالدین آهی، مشاور رئیسجمهور در امور احزاب و تشکلها در نشست با اصحاب رسانه سیستان و بلوچستان پیرامون انتصاب استاندار، مدعی شد که "دولت میتوانست برای سیستان و بلوچستان یک استاندار سیاسی منصوب کند، اما روی این موضوع در دولت فکر شد و برای حل مشکلات استان، یک استاندار عمرانی انتخاب شد." در این یادداشت به نقد این ادعا میپردازیم. شاید بدنه دولت، درک درستی از واقعیات سیستان و بلوچستان پیدا کند.
سیستان در دام تمرکزگرایی و سهم خواهی
سخنان تازه آیتالله محامی، امام جمعه زاهدان، درباره ناکامی مدیران بومی در گشودن گرههای معیشتی سیستان، پرده از حقیقتی تلخ برداشت که سالهاست در سکوت فرو خورده شده است. این سخنان فارغ از هر داوری، دریچهای است به سوی واقعیتی که نه تنها سیستان، بلکه بسیاری از کرانههای این سرزمین را در چنگال خود اسیر کرده است. حقیقتی که وقتی نه مدیران غیربومی توانستهاند دردی از این دیار بکاهند و نه مدیران بومی، ناگزیر باید به ژرفای معضلی نگریست که ریشههایش در لایههای عمیقتر ساختار اداری و سیاسی کشور نهفته است.
پارادوکسِ گفتمانِ مدنی در حاشیۀ میهن
در سیاستِ ایران، آنگاه که مقامی بلندپایه از شنیدنِ صداهای حذفشده سخن میراند، امیدی تلخ در دلِ جامعۀ مدنیِ نوپا میدمد، امیدی که به تجربه، خود بخشی از همان تراژدیِ تکراریِ حذف است. سفرِ نورالدین آهی، معاونِ تشکلها و احزاب، به سیستان و بلوچستان و تأکیدش بر انتقالِ بیواسطۀ صدایِ مردم به مرکز، وعدهای است که در عمل، از مجرای همان صافیهای قدرتِ استانی میگذرد که نامِ منتقدان را از فهرست میزداید و مجالِ سخن را به بهانهای اندک میرباید.
هامون قربانی یک مهندسی سیاسی
در دل فلات ایران و افغانستان، جایی که تاریخ و جغرافیا در هم تنیدهاند، دریاچهای به نام هامون برای هزاران سال حیات بخش صدها هزار انسان بود. این دریاچه که از آب رودخانه هیرمند سیراب میشد، امروز در آستانه نابودی کامل قرار دارد. اما این خشکی نه حاصل خشکسالی طبیعی، بلکه برآیند یک طراحی عامدانه است که با دقت مهندسی و اراده سیاسی به اجرا درآمده است.
شیادی وزیر طالبان در سیستان
نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت افغانستان در سفر به سیستان برای توافق پیرامون احداث مسیر دوم مرز میلک، افزایش مراودات مرزی و بهرهبرداری بیشتر از بندر چابهار به سیستان سفر کرده بود در مواجهه با مطالبه تأمین حقابه ایران از رودخانه هیرمند، خشکسالی افغانستان را عامل عدم پرداخت حقابه سیستان دانست و عنوان کرد که خدای ناخواسته دشمنی و انگیزهای برای انحراف مسیر آب نداریم؛ آنچه جریان دارد، یک وضعیت طبیعی ناشی از خشکسالی شدید است!
جشنواره بی برگزیده
سیوپنجمین دوره جشنواره تئاتر سیستان و بلوچستان با پردهای از ابهام و اعتراض به پایان رسید. جشنوارهای که قرار بود برآیند یکسال تلاش هنرمندان عرصه نمایش استان باشد، این بار با خلأ عجیبی در رأس جدول برگزیدگانش به اختتام رسید، خلأیی که شاید نماد بارزی از بحران عمیقتر مدیریتی باشد که در سالهای اخیر دامنگیر این حوزه هنری شده است.
نمایندگان سیستان به وعده خود در قبال طرح مشکلات فرهنگی در مجلس عمل کنند
طرح استیضاح وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که با جمعآوری امضای نمایندگان مجلس کلید خورده است، اگرچه در بخشی از انگیزههای آن میتوان رگههایی از محاسبات سیاسی و کینهتوزی تندروان مجلس را به واسطه اکران آثار سینمایی موفق و اجتماعیمحور یافت، اما در مجموع گواه بر ناکارآمدیهای عمیق و ساختاری است که عملکرد این وزیر را محل نقد جدی قرار میدهد.
بحران هیرمند؛ شکست ایران در برابر روایتسازی طالبان
بحران آب سیستان دیگر صرفاً یک معضل محلی نیست؛ این بحران به جنگ خاموش آبی تبدیل شده است که در آن طالبان با نقض معاهده ۱۳۵۱، حق آبه ایران از رودخانه هیرمند را قطع کرده و در عین حال با روایتسازی هوشمندانه، توانسته است خود را در جایگاه محق نشان دهد. اما آنچه در این معادله پیچیده بیش از همه به چشم میآید، ناکامی فاحش دستگاههای مسئول ایران در تولید روایت رقیب و انتقال واقعیتهای تلخ سیستان به افکار عمومی جهانی است.
کالبدشکافی یک اسطوره اجتماعی در آیینه علم و مدرنیته
در گستره تمدن بشری هیچ مفهومی چون خون بار نمادین و قداستی نیافته که همزمان منبع حیات و منشأ تفرقه باشد. این ماده حیاتبخش که در رگهای هر انسانی جریان دارد، از دیرباز فراتر از کارکرد بیولوژیک خود، به نمادی از هویت، شرافت و تداوم نسل بدل شده است. از تمدنهای کهن مصر و بینالنهرین تا فلات ایران و شبهقاره هند، باور به انتقال فضیلتها و خصایص روحی از طریق خون پدر، بنیان نظامهای طبقاتی را شکل داده و مشروعیت الهی را برای حکمرانان رقم زده است. این انگاره که امروزه در محک آزمونهای ژنتیک مردود شناخته شده، همچنان سایه سنگین خود را بر جوامع بشری، به ویژه در بسترهای فرهنگی سنتزده چون سیستان، گسترده نگه داشته است.
اما و اگرهایی درباره سند توسعه سیستان و بلوچستان
سند توسعه سیستان و بلوچستان که بدون مشارکت کارشناسان مستقل و نهادهای مدنی به هیأت دولت ارائه شده، بیش از آنکه نقشه راه توسعه باشد، بازنمایی روشنی از رویکرد ناکارآمدی است که دهههاست این استان را در دام توسعهنیافتگی نگه داشته است.












































