سد سازی های افغانستان در رودخانههای هیرمند، فراه و هریرود، تامین آب شرب استان های شرقی را با چالش مواجه کرده است و به رغم وجود معاهده ۱۳۵۱، کمیساریای آب ایران پس از آبگیری بند کمال خان، موفق به اخذ حقابه ایران از رودخانه هیرمند نشده است، بنابراین وزارت نیرو برای رفع تنش آبی، طرح هایی قبیل حفر چاه و انتقال آب از دریای عمان را دنبال می کند. رفع بحران تامین آب شرب استان های شرقی ایران، نسخه درستی برای مسئله سیستان و خراسان نیست، زیرا پدیده گرد و غبار، امکان زیست را در بسیاری از مناطق از بین میبرد، برای مثال بهره برداری از سد بخش آباد با توجه به خاک شور منطقه و سَمت وزش کریدور بادی، فرسایش خاک را افزایش خواهد داد و امکان زیست در سیستان را از بین می برد، این معضل، باعث خالی شدن مناطق مرزی از سکنه می شود و متعاقب آن قطعا به تهدیدی علیه امنیت ملی کشور بدل خواهد شد.
به گواه تحلیلگران دیپلماسی آب و مقالات دکترین افغانستانی، یکی از اهداف حاکمان این کشور از سدسازی ها، مثل کشور ترکیه که به دنبال ترکی سازی مناطق کرد نشین جنوب ترکیه است، گسترش و پراکنش گروه قومی پشتون در نقاط مختلف افغانستان را دنبال میکند. حدود ۴۵ درصد ولایت نیمروز را سیستانی ها و بلوچ ها، ۲۵ درصد را گروه قومی هزاره و ۲۵ درصد ساکنان این ولایت را پشتون ها شکل می دهند. هدف افغانستان از انحراف آورد رودخانه هیرمند توسط سامانه انحرافی بند کمالخان، احیا و توسعه ۴۹ هزار هکتار از اراضی شوره زار گودزره و اسکان ۴۹ هزار خانواده پشتون در این نقطه است.
از میان ولایت های افغانستان هم مرز با ایران، ولایت نیمروز کمترین میزان نفوس پشتون ها را داراست، با توجه به فشار آبی که به ساکنان این ولایت در حال انجام است و از طرفی پدیده گرد و غبار حاصل از سدسازی افغانستان، روی ولایت های مرزی افغانستان نیز تاثیر منفی می گذارد، بنابراین کوچ اجباری گرده های مختلف قومی از این ولایت سرعت خواهد گرفت و اسکان ۴۹ هزار خانواده پشتون در گودزره، باعث گسترش پشتون ها در امتداد مرز سیستانی می شود. اگر تمهیدی برای وضعیت سامانه انحرافی بند کمال خان و کانالهای انتقال آب افغانستان برای ورود سیلاب های فصلی به سیستان نشود، خالی شدن سیستان از سکنه، دور از انتظار نیست و این پازل خطرناک می تواند چالش های مختلف امنیتی را برای منطقه خلق کند.
فرشید عابدی








