این حوضه از یک سو با توجه به واقع شدن در مسیر زهکش تالاب هامون، مجاورت با چاله گودزره و دریافت کننده بارش های ارتفاعات غربی ذخیره استراتژیک و سرمایه اضطراری ساکنان دشت سیستان به حساب می آید و از سوی دیگر جنگل تاغ ریگچاه به عنوان ذخیرگاه بی نظیر ژنتیک گیاهی در منطقه فراخشک ایران را در خود جای داده که حفظ آن رسالت بزرگ زیست بومی نسل فعلی است. اما متاسفانه از سالهای گذشته با دستاویز آبادانی و اسکان مرزی؛ توسعه کشاورزی و واگذاری اراضی در قالب طرح احرار و… در دستور کار قرار گرفته و میلیونها مترمکعب آب بدون برداشت محصول قابل توجه و کسب درآمد متناسب استخراج و عملا هدر رفته است و اخیرا نیز با تصور تغذیه دشت، واگذاریها ابعاد جدیدی گرفته بطوریکه سرمایه گذاری هایی در قالب انتقال دهکده دامداران زاهدان و گسترش شترداری در این منطقه در برنامه دستگاههای دولتی و غیر دولتی قرار گرفته است. ظاهرا برنامه ریزان و سیاستگذاران به این نکته توجه ندارند که کمبود بارندگی، برداشت آبهای زیر زمینی، آشفتگی نظام حوضه آبخیز (با احداث جاده و…) و بویژه قطع جریان رودخانه شیله شرایط گذشته آبهای زیر زمینی را دچار تغییر عمده کرده است. آبهای زیر زمینی این حوضه با وقوع سه دهه خشکسالی مداوم دچار افت کیفیت و کمیت شده بطوریکه در حال حاضر شوری آب به مهمترین دغدغه کشاورزان و نخلکاران منطقه تبدیل شده و افت کمی و کیفی محصول سرمایه گذاری آنها را با مخاطره مواجه کرده است.
اگر روزی احداث چاه نیمه چهارم و خط دوم لوله انتقال آب زابل به زاهدان با شعار افزایش قدرت چانه زنی برای تامین آب سیستان انجام شد، اکنون حنای سیاستمداران رنگ باخته و آزمون واقعی مواجهه با بحران آب در سیستان نشان داده که دولتمردان دستشان تهی است. کشاورزی و اشتغال روستایی به محاق رفته و ریزگردها امان مردم را بریده و بیم آن می رود که با بارگذاری آبی بدون اندیشه، بیابان زایی بدون برگشت را در قالب شکاف و فرونشست زمین هم شاهد باشیم. در این شرایط صدای العطش مردم و فعالان اجتماعی نه تنها پاسخی نداشته بلکه امروز سیستان به بیمار در حال احتضاری می ماند که اطرافیان بجای درمان، درصددند تا پلاتین دست و پا و دندان طلایش را بیرون بکشند. اکنون تنش آبی به روستاها رسیده اما همچنان ذخایر و منابع آبی از منطقه خارج و در مقصد بیرویه و بدون محدودیت مصرف می شود. مسئولین محترم و دست اندرکاران آب که بجای پیگیری اجرای خط انتقال آب تهلاب به زاهدان و راه اندازی سریعتر تصفیه خانه آب زاهدان، قطع آبیاری بی رویه فضای سبز شهری، ادارات، شرکتها، بیمارستانها و دانشگاهها و الزام آنها به تامین از آب بازیافتی یا حفر چاه، هر هفته به پروژه های جدید بهره کشی از منابع آب حوزه سیستان سر می زنند بایستی به این سوال پاسخ دهند که اولا اگر در دشت سیستان آب قابل توجه وجود دارد، چه ضرورتی و اولویتی مهمتر از رفع دغدغه آبی ساکنان تاریخی خود این دشت هست و برای رفع عملی این بحران خانمان برانداز چه کرده اند؟ و ثانیا چرا باید هزینه گسترش و رشد روزافزون شهر مصرفی زاهدان را منابع اندک و رو به نابودی حوزه سیستان بدهد و مابه ازای این انتقال برای سیستان چیست؟!
حسین سرگزی
دکتری منابع طبیعی _ بیابان زدایی







