نظارت بر آثاری که قرار است از این پس در سیستان و بلوچستان ساخته شوند، در کنار شعار حمایت از تولیدات سینمایی و مستندِ درون استانی، افق مبهمی را ترسیم میکند. پرسش بنیادین اما همچنان بیپاسخ مانده است: این شورا چگونه و با چه سازوکاری میخواهد بر آثاری نظارت کند که با سرمایه های شخصی و خصوصی فیلمسازان تولید میشوند؟ این پرسش مقدمه ای است بر مسأله ای عمیق تر: نحوه ی تخصیص حمایت های مالی از تولیدات داخل استان.
در سالهای اخیر، جریانی آرام و پیوسته بودجه های هنری را از آن خود کرده است. جریانی که در آن، افرادی از درون و بیرون استان، از مسیر رایزنی ها و نفوذ در لایه های پنهان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استانداری و دیگر نهادهای دولتی، بودجههایی برای ساخت فیلم دریافت کردهاند. ثمره ی این تخصیصهای کلان، گاه فیلمهایی بوده که نه توفیقی در گیشه یافته اند، نه بر شمار مخاطبان سینما در استان افزودهاند و نه حتی توانسته اند نشانی از هنر و هویت بومی را به نمایش بگذارند. سرمایههایی که به نام حمایت از تولیدات داخلی هزینه شده، غالباً در بایگانیهای راکد خاک میخورند؛ آثاری که حتی فرصت حضور در جشنوارهای کوچک را نیز نیافتهاند. میلیاردها تومان کمک استانی، بینتیجه و بی پژواک، چونان سیلی گمشده در کویر فراموشی، جذب شدهاند و هیچ دستاوردی برای این جغرافیای رنجکشیده و فرهنگ پرور به ارمغان نیاوردهاند.
تلختر آنکه، پارههایی از این بودجه ها به افراد و پروژه هایی اختصاص یافته که حتی ابتدایی ترین خروجی، یک صفحه فیلمنامه، نیز از آنها به هیچ نهاد دولتی ارائه نشده است. هیچکس بازخواست نمیکند، هیچکس توضیح نمیخواهد. گویی این وامها، بی عوض و بی هیچ ضمانتی، به مزایده ی رابطه ها سپرده شده اند.
در چنین بستری، نخستین نشست رسمی شورای سینمایی استان برگزار شد و معاون استاندار، از ضرورت ساخت یک مستند سخن گفت. سخنی که بیش از آنکه به انسجام و راهبرد بینجامد، در همان گام نخست، مسیر شورا را به بیراهه ای نگران کننده کشاند. بی تردید، مضامینی هستند که پرداختن به آنها برای دولت و استان ضرورت دارد، اما پرسشهای بی پاسخ اینجاست: آیا مجری یک طرح عظیم و پرهزینه میتواند کسی باشد که از جوهر هنر سینما هیچ نمی داند؟ اصلاً فرایند بررسی طرحها چگونه خواهد بود؟ چه کسی ضرورت ساخت یا عدم ساخت یک اثر را تعیین میکند؟ و مهمتر از همه، فیلمسازان انگشت شماری که در این شورا حضور دارند، چه نقشی ایفا خواهند کرد؟ آیا اگر مدیران استانداری بر ضرورت ساخت موضوعی پافشاری کنند، هنرمندان شورا میتوانند به واسطهی ضعف فیلمنامه یا فقدان صلاحیت مجری، طرح را متوقف سازند؟ یا آنکه حضورشان صرفاً تزئینی است برای مقبول نمایی تصمیماتی که از پیش در راهروهای قدرت گرفته شده اند؟
هرچند تشکیل شورای سینمایی استان رویدادی مبارک و امیدبخش مینماید، اما شیوهی اداره و جهت گیریهای آن از اکنون، دل نگرانی هایی ژرف برانگیخته است. نگرانی از آنکه مبادا همان حلقهی همیشه متنفذ، همان چهره های آشنا که با تکیه بر رشته ی ارتباط های ویژه، بودجهها را بلعیده اند و هیچ دستاورد هنری برای استان نداشته اند، این بار نیز از خلأهای موجود سوءاستفاده کنند. اگر چنین شود، شورای سینمایی، به جای آنکه آبشخور خلاقیت و بالندگی هنر سینما در این دیار کهن باشد، به خدمتگزاری همان جماعت معدود بدل خواهد شد و تاریخ تلخ حیف و میل سرمایه های فرهنگی، باز هم تکرار خواهد گشت.








