فرسایش و گرد و غبار؛ ترک فعلی که بررسی نمی‌شود
فرسایش و گرد و غبار؛ ترک فعلی که بررسی نمی‌شود
پس از خشک شدن تالاب بین‌المللی هامون ماحصل سدسازی‌های افغانستان و مدیریت نادرست منابع آب، فرسایش بادی در بستر تالاب و اراضی ملی گسترش یافت و نعمت بادهای ۱۲۰ روزه را به وضعیت آخرالزمانی تبدیل کرد.

دستگاه‌های متولی در مواجهه با طوفان‌های آخرالزمانی گرد و غبار سیستان؛ بهانه‌هایی از قبیل سدسازی‌های افغانستان، انحراف آب و نپرداختن حقابه رودخانه هیرمند و تالاب هامون را عنوان می‌کنند و علی رغم مرگ تدریجی اهالی سیستان، پشت این بهانه پنهان می‌شوند.
منشا غالب طوفان‌های سیستان، تالاب بین‌المللی هامون است که بستر ۱۹۰ هزار هکتاری تالاب هامون در جغرافیای سیاسی افغانستان، کانون این بحران است، اما ترکیب شدن توده گرد و خاک با غبار خاستگاه‌های حدود ۱۵۰ هزار هکتاری تالاب در سیستان غربی، موجب افزایش غلظت زرات گرد و غبار شده و شرایط آخرالزمانی را به خطه سیستان تحمیل کرده است.
این شرایط ماحصل ترک فعل مدیران محیط زیست، منابع طبیعی، آب منطقه‌ای و ستاد مدیریت بحران در سنوات گذشته و حال سیستان است.
پیش از احداث بند کمال‌خان و ورود سیلاب‌های عظیم رودخانه هیرمند در برخی از سال‌ها، شرایطی را در اختیار قرار می‌داد که علاوه بر ذخیره سازی آب در مخازن چاه نیمه‌ها برای مصارف شرب و کشاورزی؛ بستر تالاب هامون را مرطوب سازی کرد تا ضمن تثبیت کانون‌های بحرانی از گسترش وسعت خاستگاه‌های داخلی گرد و غبار جلوگیری کرد.
سال ۹۸ این اتفاق سهل‌تر محقق می‌شد، میزان سیلاب به قدری بود که اطراف منطقه برینکگ (حدفاصل هامون سابوری تا هامون پوزک) به گونه‌ای آبگیری شد که نهال‌کاری‌های آن منطقه زیر آب رفت، اما به دلیل ارتفاع آن محدوده و دلیل عدم آبگیری در سنوات گذشته و عدم اتخاذ تدابیر مناسب برای اجرای عملیات پخش آب به صورت مصنوعی با بهره‌گیری از ظرفیت مطالعات سطح سنجی بستر تالاب هامون، این فرصت از دست رفت.
پس از بهره‌برداری از بند انحرافی کمال‌خان که موجب تشدید بحران آب شرب در منطقه شد، برخی نهادهای موازی دست به اقدامات نابخردانه‌ای زدند که برای توجیه آن، تبعات آن هنوز دامن گیر سیستان است.
حفر کانال در هامون سابوری مصداق این مسئله است. در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ پس از ورود سیلاب به صورت دالان به دلیل وجود دایک مرزی و کانال مذکور، سیلاب ورودی به تالاب هامون سابوری که باید صرف مرطوب سازی بستر کانون‌های بحرانی گرد و غبار می‌شد، مقادیر قابل توجهی از آب به بهانه تأمین آب شرب، مقاصد صیادی و تفریحی به گودال دوگوره‌ای پشت شهر ادیمی پمپاژ شد و از طرفی محیط زیست به عنوان متولی تالاب در زمینه مرطوب‌سازی تالاب قصور داشته به طوری که حتی شاهد استقرار ایستگاه‌های پمپاژ آب از جانب این دستگاه نبودیم.
عدم مطالعه پیامدهای زیست‌محیطی سدسازی‌های افغانستان نیز یکی دیگر از ترک فعل‌های دستگاه‌های متولی است.
از دستگاه‌های متولی باید پرسید که طی سنوات گذشته چند جلسه کارگروه مدیریت جامع تالاب بین‌المللی هامون در سطوح استانی و شهرستانی برگزار شده و چه مصوباتی داشته است؟ چند درصد مصوبات ستاد ملی مقابله با گرد و غبار که دو جلسه آن با حضور رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد، اجرا شده است؟
اعتبارات ستاد ملی مقابله با گرد و غبار طی سنوات گذشته به تفکیک سال چند ریال بوده و به کدام دستگاه‌ها واگذار شده و چه تاثیری بر شرایط منطقه داشته است؟
اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری سیستان و بلوچستان طی سنوات گذشته چه پروژه‌هایی در حوزه بیابان طرح و اجرا کرده است؟ آیا تخصیص اعتبارات و تعریف طرح در سنوات گذشته مبتنی بر بی آبی بوده است؟ تاثیر طرح‌های اجرا شده در حوزه فرسایش بادی در تالاب و دشت سیستان، بررسی شده است؟
چرا قانون پلاک گذاری دام در منطقه سیستان به ویژه چرای بی رویه شتر در تالاب هامون نادیده گرفته شده و دام‌های فاقد پلاک در تالاب مصادره نمی‌شوند و با صاحبان دام دارای پلاک برخورد نمی‌گردد؟
برنامه سازمان جهاد کشاورزی برای ۱۵۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی دشت سیستان با توجه به شرایط آبی منطقه چیست؟ برداشت بی‌رویه آب‌های زیرسطحی توسط چاهک‌ها به بهانه حفظ وضعیت کنونی، موجب از بین رفتن پوشش گیاهی اندک سیستان و متعاقب آن گسترش فرسایش بادی می‌شود. با چنین رویه‌ای، سیستان به زمین سوخته تبدیل خواهد شد. اگر جهادکشاورزی برنامه‌ای برای معیشت جایگزین حدود ۶۰ هزار بهره‌بردار کشاورزی در سیستان ندارد، چرا دولت در قبال تغییر مدیریت و رویکرد آن اقدامی نمی‌کند؟ چرا دستگاه‌های نظارتی در این قبال سکوت کردند؟
سکوت اداره کل حفاظت محیط زیست در قبال تاثیر فعالیت دستگاه‌های اجرایی و مدارس در زمان طوفان گرد و غبار با وضعیت خطرناک بر سلامتی انسان‌ها و انفعال استانداری سیستان و بلوچستان برای عدم تعطیلی اداره‌ها و مدارس، عدم اتخاذ تدابیر مناسب توزیع نان، آب آشامیدنی و کنسروجات در روستا‌های دور از مراکز شهرها، مرگ تدریجی افراد را رقم می‌زند.
همانطور که به برخی از قصور و ترک فعل‌های دستگاه‌های متولی اشاره شد، سیستان با پکیجی از ناکارآمدی‌ها مواجه است، اما سوال عامه مردم این است که چرا این ترک فعل ها بررسی نمی‌شود و با قصور مدیران برخورد نمی‌گردد؟