نقد عبدالوهاب شهلی بر به مقاله “تاملی بر ضرورت تقسیم سیستان و بلوچستان” و پاسخ قاسم سیاسر
نقد عبدالوهاب شهلی بر به مقاله “تاملی بر ضرورت تقسیم سیستان و بلوچستان” و پاسخ قاسم سیاسر
در پی انتشار مقاله تاملی در باب تقسیم استان به قلم قاسم سیاسر در روزنامه شرق، عبدالوهاب شهلی بر نقدی را بر آن در فضای مجازی منتشر کرد که پاسخ قاسم سیاسر را در پی داشت. پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار با هدف ایجاد گفت و گو در این باره، هر دو نوشته را منتشر می کند و از کارشناسان و صاحبنظران دعوت به عمل می آورد تا نظرهای موافق و مخالف خود نسبت به تقسیم استان را برای این نشریه ارسال کنند.

به گزارش دیار عیار، نقد عبدالوهاب شهلی بر دکتری جامعه شناسی به شرح ذیل است:

از یادداشت جناب آقای قاسم سیاسر در روزنامه شرق با عنوان “تاملی بر ضرورت تقسیم سیستان و بلوچستان” مورخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، که تقریبا نمودی از پروژه فکری شان است به چند دلیل واقعا متاسف شدم:

۱.تک عاملی دیدن مسائل استان و تاکید بیش از اندازه بر اهمیت تقسیم استان

۲.تصویرسازی خاص از منطقه سرحد و تاریخ سازی برای آن بدون ارائه شواهد مستند

۳.ارائه تصویری ضد ایرانی و تمامیت ارضی از مردم بلوچ

۴.نادیده گرفتن مطلق ناکارآمدی های الگوی حکمرانی دولت های مرکزی در خصوص سیستان و بلوچستان فراتر از بحث تقسیمات کشوری

۵.اجتناب از بکار بردن واژه بلوچستان در خصوص منطقه بلوچستان و تقسیم آن به مکران و سرحد

۶.مبالغه در خصوص اهمیت مذهب در تاریخ و اجتماع منطقه

۷.تجویز تفکیک سیاسی- اجتماعی میان مردم بلوچ و سیستانی به جای تلاش برای گسترش هم گرایی مدنی مبتنی بر حقوق شهروندی و ایران گرایی

۸.نادیده گرفتن مطلق ابعاد منفی و ضد امنیتی تقسیم استان

عبدالوهاب شهلی بر

پاسخ قاسم سیاسر پژوهشگر، مورخ و نویسنده به شرح ذیل است:

جناب آقای دکتر شهلی بر

۱_ نوشته اید از یادداشت من در روزنامه‌ شرق متاسف شده اید. اما من از نقد شما خوشحال شدم. اجازه دهید در برخی از زمینه ها با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشیم و متاسف هم نشویم.

۲ _ به نظر می رسد مقاله مرا دقیق نخوانده اید. در این مقاله مسائل استان تک عاملی دیده نشده است. تغییر جغرافیای سیاسی استان در بهمن ۱۳۰۷ ش صرفا بر مبنای ملاحظات نظامی و نه کارشناسی چهره بسته است. تقسیمات کشوری بازمانده از آن زمان، استان را دستخوش چالش های بنیادی کرده و این چالش ها به شیوه ای روزافزون تشدید گردیده است. کسانی که با ضرورت تقسیم استان مخالف هستند خواسته یا ناخواسته از وضعیت موجود استان دفاع می کنند. امروز سیستان و بلوچستان در زمره واپس مانده ترین استان های کشور است. شما و دوستان تان دقیقا از چه چیزی دفاع می کنید؟

۳_ آیا تغییر جغرافیای سیاسی استان در بهمن ۱۳۰۷ش مبنای کارشناسی داشته است؟ کافی است همین موضوع را ثابت کنید تا من هم به جرگه مخالفین تقسیم استان بپیوندم.

۴ _ به نظرم کسانی که با ضرورت تقسیم استان مخالف اند دو دسته اند: دسته نخست به خاطر ملاحظات مذهبی با تقسیم استان مخالفت می کنند و تصورشان این است که با تقسیم استان مرجعیت مذهبی دلخواه شان تضعیف می شود. دسته دوم افرادی هستند که به خاطر ملاحظات قومی با تقسیم استان مخالفت می کنند. این افراد از مفهوم” قوم” درکی ذات گرا دارند و نگران وحدت و انسجام قوم شان هستند. در حالی که قوم مفهومی تاریخی و سیال است که همواره دستخوش تغییر و تطور می شود.

۵_ اشاره کرده اید که نگارنده درباره سرحد تصویرسازی و تاریخ سازی می کند. نظر به اینکه در یک مقاله امکان‌پرداختن به این موضوعات وجود ندارد جناب عالی را به کتاب ” تبارشناسی شکاف های قومی و اجتماعی سیستان و بلوچستان ” به قلم نگارنده ارجاع می دهم. در این کتاب موضوع چند فرهنگی بودن سرحد به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. چاپ اول کتاب مزبور در سال ۱۳۹۸ ش و چاپ دومش در سال ۱۴۰۱ش منتشر شده است. در ضمن توصیه می کنم‌ کتاب شش جلدی ” گزارش های محرمانه کنسول انگلیس در سیستان و قاینات” را هم مطالعه بفرمائید که درباره اختلافات سرحدی ها و مکرانی ها در فاصله زمانی ۱۲۸۸ش تا ۱۳۱۲ش آگاهی های موثقی ذکر شده است. یورش مکرر مکرانی ها به سرحد و … در ضمن ماجرای قتل سردار سعید خان کرد حاکم سرحد به دست مکرانی ها هم جای تامل دارد.

۶_ نگارنده ناکارآمدی الگوهای حکمرانی دولت مرکزی را نادیده نمی گیرد؛ اما همین حکمرانی ناکارآمد در استان های دیگر با جغرافیای سیاسی مطلوب تر، در زمینه توسعه نتایج بهتری به بار آورده است. همانگونه که می دانید حاکمیت دو مولفه اصلی دارد : ۱_ مولفه عمودی یا دولت ۲_ دو مولفه افقی یا جغرافیا. ساماندهی جغرافیای سیاسی توسط دولت امری پذیرفته و از وظایف دولت است. حال که‌امکان ایجاد تحول بنیادی در حکومت و دولت دشوار و دور از دسترس است؛ چرا باید استان را از ایجاد تغییر در مولفه افقی که امکان پذیر است، محروم کنیم؟ با بازنگری در تقسیمات کشوری که یادگار قریب یک سده قبل است و صرفا بر مبنای ملاحظات نظامی آن دوره شکل گرفته دست کم، استان از منظر توسعه در مقایسه با وضع موجود، شرایط بهتری پیدا می کند.

۷_ نوشته اید نگارنده از بکار بردن واژه بلوچستان اجتناب و منطقه را به مکران و سرحد تقسیم کرده ام. این موضوع نشان می دهد جناب عالی در زمینه مخالفت با تقسیم استان متاثر از ملاحظات قومی هستید. بخش جنوبی منطقه ای که قریب سیصد سال است بلوچستان خوانده می شود تا دوره افشاریه در منابع تاریخی، مکران و بخش شمالی آن هم سرحد خوانده شده است.مکران و سرحد واژگان کهن تری هستند. در هیچکدام از منابع تاریخی پیش از افشاریه واژه بلوچستان ذکر نشده است. با وجود این، نگارنده با واژه بلوچستان مشکلی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد ضرورت تقسیم استان است؛ هر نامی می خواهید انتخاب کنید.

۷_ نوشته اید ” تجویز تفکیک سیاسی_ اجتماعی میان مردم بلوچ و سیستانی به جای تلاش برای گسترش همگرایی و.‌‌..

شما با نظراتم به خوبی آشنایی دارید. من با قومگرایی میانه ای ندارم؛ اما در تحلیل مسائل نمی توانم‌ از واقعیات ملموس غافل شوم. تلاش کرده ام آنچه نوشته ام صبغه ای کارشناسی و علمی داشته باشد. بیانیه سیاسی هم ننوشته ام.

۸_ نوشته اید ابعاد منفی و ضد امنیتی تقسیم استان را نادیده گرفته ام. یکی از دلایل موافقتم با تقسیم استان، خروج از شرایط امنیتی حاکم بر آن است. رویکرد امنیتی که از پیامدهای مخرب جغرافیای سیاسی حاکم بر آستان است مخل توسعه است.