چرا استانداری به نشریات و رسانه های استانی اهمیت نمی دهد؟
چرا استانداری به نشریات و رسانه های استانی اهمیت نمی دهد؟
انتشار جوابیه معاون سیاسی اجتماعی استانداری سیستان و بلوچستان به سرمقاله روزنامه شرق با‌عنوان "هیرمند در مسیر اشتباه" به قلم فرشید عابدی روزنامه نگار بومی استان و مدیرمسئول دیار عیار را می‌توان از ابعاد مختلفی مورد واکاوی قرار داد. این مدل پاسخگویی استانداری به نشریات کشوری مسبوق به سابقه بوده و پیشتر جوابیه روابط عمومی استانداری به مقاله روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص ریزگردهای سیستان و عدم ارسال جوابیه از جانب استانداری به رسانه های استانی، این پرسش را در اذهان ایجاد می کند که مبادا استانداری سیستان و بلوچستان برای افکار عمومی استان و نشریات استانی ارزش قائل نیست.

سرمقاله روزنامه شرق با عنوان ” هیرمند در مسیر اشتباه” به بررسی رویکرد ایران در مناقشه آبی هیرمند و بازدید هیات ایرانی از ایستگاه سنجش آب دهراود می پرداخت. از آنجایی که روابط عمومی استانداری سیستان و بلوچستان برای افکار عمومی استان ارزش قائل نبوده و در قبال انتقادات رسانه های استانی تا کنون واکنش رسمی نشان نداده است، بنابراین استانداری به جای اقناع افکار عمومی استان، صرفا به روزنامه شرق پاسخ داده است.

جوابیه معاون سیاسی اجتماعی استانداری سیستان و بلوچستان در روزنامه شرق تحت عنوان جوابیه وزارت کشور منتشر شده، بنابراین چند پرسش را به ذهن متبادر می کند:

استانداری به اجبار وزارت کشور به یک روزنامه مطرح کشوری پاسخ داده است؟

معاون سیاسی اجتماعی استانداری و روابط عمومی استانداری سیستان و بلوچستان که وظیفه سیاست گذاری اطلاع رسانی خدمات دولت و تقویت جامعه مدنی را به عهده داردن، رسانه های استانی را رصد نمی کنند؟

کنشگران و روزنامه‌نگاران برای پیگیری مطالبات مردم بایستی رسانه های استانی را تعطیل و با رسانه های کشوری همکاری کنند؟

پارادوکس رفتاری معاون سیاسی اجتماعی استاندار که در حوزه نظری به تقویت احزاب، مطالبه گری، پاسخگویی و مطالبه‌ گری تاکید دارد، اما در عمل به جای ارزش گذاری و پاسخگویی به رسانه های مستقل استانی به رسانه های کشوری پاسخ می دهد، قابل درک نیست و جای گلایه دارد. روزنامه های کشوری مانند شرق خوانندگان گسترده ای در پهنه وسیع ایران دارند، اما میزان مخاطب آن‌ها در استان قابل مقایسه با نشریات استانی نبوده و افکار عمومی استان پاسخ به چالش های استانی را از طریق نشریات محلی رصد می کنند.

نقدی به جوابیه معاون سیاسی اجتماعی استانداری سیستان و بلوچستان :

رضا شریفی، معاون سیاسی اجتماعی استانداری سیستان و بلوچستان در بخشی از جوابیه ای به یادداشت ” هیرمند در مسیر اشتباه” عنوان کرده که “برخلاف ادعای نویسنده، آنجه قابل دفاع است، تایید خشکسالی از سوی مقامات ایرانی دلیلی بر بسته شدن پرونده مناقشه آبی ایران و افغانستان و نادیده گرفتن معاهده ۱۳۵۱ نیست و مطابق جزئیات معاهده ۱۳۵۲ از هر میزان بارندگی در حوزه آبریز هیرمند باز هم ایران دارای سهم است و در هیچ یک کجای قرارداد از عدم تحویل سهم ایران در صورت بروز خشکسالی نیست.”

این درحالیست که رسانه ها به نقل از معاون اجرایی رییس جمهور از بسته شدن پرونده هاب باز در سیاست خارجی و حل و فصل شدن حقابه هیرمند در دولت فعلی خبر داد و از طرفی استاندار سیستان و بلوچستان در گفت وگو با خبرنگار ایرنا خصوص حقابه هیرمند عنوان کرد که با توجه به اینکه آن طرف(افغانستان) هم با خشکسالی مواجه بوده و در توافق این است که اگر بارندگی انجام شود، حقابه را در اختیار ایران قرار دهند.

نکته مهم یادداشت روزنامه شرق، آگاه شدن تیم مدیریت استان از برخی مفاد معاهده دلتا است.

علیرغم ادعای نامبرده مبنی بر اینکه “تامین حقابه هیرمند و تالاب هامون به یکی از دغدغه‌های دولت تبدیل شده”، باید گفت که دولت سیزدهم در قبال حقابه هیرمند رویکرد پوپولیستی دارد، هشدار بدون ضمانت اجرای رییس جمهور و وزیر امور خارجه خطاب به هیات حاکمه افغانستان و عدم بهره گیری ساختار دیپلماسی از ابزارهای متعدد حقوقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی و همچنین عدم بهره‌برداری از مصوبه اخیر مجمع عمومی سازمان ملل در خصوص قرارگیری حقوق محیط زیستی در دسته حقوق بشر و از آنجا که پیامدهای زیست محیطی سدسازی‌های افغانستان مصداق بارز نقض حقوق بشر است، نشان از پوپولیستی بودن رویکرد دولت در قبال مناقشه آبی هیرمند دارد.

حکمرانی نادرست آب پس از آبگیری و بهره‌برداری از بند کمال خان یکی از علل بحران کنونی آب شرب و معیشت کشاورزان سیستان است، با روی کار آمدن دولت سیزدهم، در بدبینانه تربن حالت حدود یک میلیارد متر مکعب آب در چاه نیمه های سیستان وجود داشت. میزان مصرف شرب شهرستان های سیستان و کلانشهر زاهدان حدود ۷۹ میلیون مترمکعب برآورد می شود، با توجه به هشدار مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست در سال ۹۸ به وزارتخانه های نیرو و خارجه مبنی بر پیامدهای احداث بند انحرافی کمال خان، وزارت نیرو باید در خصوص تبخیر ۳۰۰ میلیون مترمکعبی چاه نیمه ها در یکسال تدبیری اتخاذ می‌کرد و یا مادامی که باقیمانده آب چاه نیمه های توسط قرارگاه محرومیت زدایی به میزان ۲۳۰ میلیون مترمکعب تجمیع شد، بایستی طرحی جلوگیری از تبخیر آب چاه نیمه‌ها اجرا می شد.

سال ۱۴۰۱ به دبیلی عدم اقدام به موقع دستگاه دیپلماسی و دلخوش کردن به وعده های دروغین طالبان حدود ۲ میلیارد متر مکعب آب توسط سامانه انحرافی بند کمال خان به شوره زار گودزره منحرف شد. وقتی که امکان انحراف سیلاب دو میلیارد متر مکعبی در حوضه آبریز هیرمند وجود دارد، لذا تئوری خشکسالی و تغییرات اقلیمی در خصوص رهاسازی حقابه ۸۲۰ میلیون متر مکعبی ایران، محلی از اعراب ندارد. طالبان در گذشته چندین بار خلف وعده کرده و به صورت هوشمندانه وقت کشی کردند، نباید اساس بر اعتماد باشد و باید تدابیر لازم برای تحت فشار قراردادن طالبان در قبال خلف وعده احتمالی اندیشیده شود. متاسفانه ساختار دیپلماسی آب کشور در زمین هیدروپلیتیک افغانستان سردرگم هست و با این رویکرد احقاق حقابه هیرمند دور از انتظار است.

شوربختانه پس از احداث بند کمال خان ایران موفق به دریافت حقابه هیرمند نشده و پیش از احداث بند کمال خان نیز طرف افغانستانی امکان مدیریت سیلاب ها را نداشته و آب بدون مانعی وارد منطقه سیستان میشد.

مادامی که وزیر امورخارجه و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با توجه به شرایط بحرانی تنش آبی در سیستان میزان حقابه ایران از رودخانه هیرمند را اشتباه اعلام می کنند و تغییر فاز مذاکرات از حقوقی به سیاسی با تاخیر قابل توجهی صورت گرفته، بنابراین رویکرد و گفتمان متفاوت از جانب دستگاه دیپلماسی بعید به نطر می رسد.

 

اجرای برخی طرح های اضطراری و بدون مطالعه و فاقد ارزیابی زیست محیطی تامین آب در سیستان مانند حفر کانال ۲۵ کیلومتری در بستر تالاب هامون سابوری نه تنها مشکل آب شرب را رفع نکرده بلکه باعث تشدید فاجعه زیست محیطی و افزایش میزان غلظت گرد و غبار در هوای سیستان شده است.