طلب حقابه حق مسلم ماست نه منت کشی
طلب حقابه حق مسلم ماست نه منت کشی
گاهی از زبان مدیران غیر بومی محلی و ملی بی اطلاع از معاهده 1351 سخنان متناقضی درباره حقابه و مشکلات آبی سیستان می شنویم که مي توان بهانه ای پیدا کرد تا مرهمی بر دردها باشد، اما اظهار نظرهای غیر علمی نمایندگان مردم استان در مجلس که رای خود را از مردم دارند و موظف به دانستن و تحلیل کارشناسانه از معضلات اند، قلب ها را به درد می اورد. وقتی خودی چنین می کند دیگر از افراد بی اطلاع توقعی نمی رود.

اخیرا یکی از نمایندگان سیستان و بلوچستان در مصاحبه ای عنوان کرد که اگر انتقال اب دریای عمان به سیستان و سپس خراسان جنوبی انجام می شد دیگر نیاز به منت کشی افغانستان نداشتیم.

طلب حقابه و استفاده از همه ظرفیت های در اختیار وزارت نیرو، دستگاه دیپلماسی و شورای عالی امنیت ملی حق مسلم مردم سیستان بوده و به کار بردن اصطلاح منت کشی برای این موضوع بی مهری به مردم است. انتقال آب از دریای عمان اگر چه مشکلات زیست محیطی خودش را دارد و از سوی دوستداران محیط زیست توصیه نمی شود، اما استفاده محدود در حد تامین نیازهای ضروری و ایجاد ثبات در تامین آب شرب و صنعت استان و به ویژه سیستان علیرغم همه تبعات زیست محیطی لازم است.

همان‌طور که در طرح انتقال آب دریا آمده که هدف از این انتقال صرفا تامین آب شرب و نیازهای صنعتی ست و گره گشای ۶۰ هزار بهره بردار کشاورزی حوزه سیستان نمی‌شود. وابستگی سیستان به سهمش از هیرمند غیرقابل انکار است و طرح انتقال آب دریای عمان و تهلاب فقط می‌تواند در مواقعی که طالبان نسبت به تعهدات خود عمل نمی کنند، باعث مهاجرت بی رویه نشده و حداقل نیازهای اولیه یک زندگی را به چالش نکشاند.

اظهار نظرهای غیر منطقی نمایندگان باعث می‌شود که وزرای نیرو، امورخارجه و شورای عالی امنیت ملی انتقال آب را طرح جایگزین دانسته و در صورت تحقق، گرفتن حقابه را در اولویت خود قرار ندهند.

یک نماینده حاضر است برای کرسی نشینی یک نیروی ناکارآمد شهرداری با شهردار تماس بگیرد، اما حاضر نیست افراد صاحبنظر را دور هم جمع کرده و آگاهی خود را نسبت به رویدادهای مختلف استان افزایش دهد.

این مدل اظهار نظرهای غیر کارشناسی شده به یک یا دو نماینده محدود نشده و هر کس که در جلسات با مدیران ارشد کشوری این گونه القا کند که چاه های ژرف، انتقال آب تهلاب، انتقال اب دریا، حفر چاهک ها، حفر کانال در تالاب هامون سابوری و… وابستگی به حقابه را مرتفع می‌سازد بر علیه منافع مردم گام برداشته است. حتما پیش نیاز توسعه پیگیری راه های تامین آب شرب و صنعتی ست، اما تکلیف کشاورزی و نعیشت بهره‌برداران کشاورزی چه می‌شود؟ چگونه می‌توان با فرسایش خاک و تثبیت شن های روان و ورود آن به زندگی مردم مقابله کرد؟ آیا با مالچ پاشی تنها می‌توان خاک دشت سیستان را تثبیت کرد تا در مقابل بادهای ۱۲۰ روزه با سرعت های بالای ۱۰۰ کیلومتر در ساعت دچار فرسایش نشود؟ آیا اصلا برنامه ای غیر از مالچ پاشی برای بیابان‌زدایی دشت سیستان وجود دارد؟