این بادهای شگفتانگیز که از اوایل خرداد تا اواخر مهرماه با سرعتی افزون بر صد کیلومتر در ساعت میوزند، گنجینهای پنهان از انرژی پاک و تجدیدپذیر را در دل خود نهفته دارند. سرعت، تداوم و یکنواختی این جریان هوایی، سیستان را به یکی از مستعدترین مناطق جهان برای تولید انرژی بادی بدل ساخته است؛ ظرفیتی که میتوانست نه تنها نیازهای انرژی استان، بلکه بخش قابل توجهی از شرق کشور و حتی کشورهای همسایه را تأمین نماید.
اما افسوس که این گوهر ارزشمند، در ورطه بیتدبیریها و ناهماهنگیهای مدیریتی به فراموشی سپرده شده است. فقدان نگاهی جامع و راهبردی به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، نبود سیاستهای تشویقی کارآمد، ضعف سرمایهگذاری زیرساختی و تشتت در تصمیمگیریهای کلان، سبب گردیده تا نه تنها این ظرفیت عظیم بلااستفاده بماند، بلکه در تلخترین طنز ممکن، مردمان سیستان در میانه طغیان بادها، از قطعیهای مکرر برق به ستوه آیند.
مردمان سیستان از دیرباز با باد زیستهاند و حکمت زندگی با این عنصر پرقدرت را آموختهاند. آسیابهای بادی (آسبادها) که ارمغان هوشمندی سیستانیان به تمدن بشری است، گواهی روشن بر این همزیستی خردمندانه میباشد. این سازههای هوشمندانه که راز و رمز ساخت آنها از سیستان به اروپا راه یافت، تا قرنها موتور محرک اقتصاد منطقه بود و آرد مورد نیاز مردمان را تأمین میکرد.
حال در عصر تکنولوژی، این باد نه فرصتی برای توسعه، بلکه به عاملی برای دشواری زندگی بدل گشته است. این فرصت طلایی به تهدیدی برای کیفیت زندگی مبدل شده و به جای آنکه چرخهای توسعه را به گردش درآورد، تنها گرد و خاک و ریزگردها را به جولان وامیدارد و خاطر ساکنان این دیار را میآزارد.
آنچه امروز سیستان بدان نیازمند است، بازگشت به آن حکمت دیرین و آمیختن آن با دانش نوین است؛ احیای فرهنگ بهرهگیری از باد در قالبی مدرن و کارآمد. ایجاد مزارع بادی گسترده، توسعه صنایع وابسته به انرژی بادی، آموزش نیروی انسانی متخصص و برنامهریزی جامع برای تبدیل سیستان به قطب انرژیهای پاک میتواند این منطقه را از محرومیت دیرینه رهانیده و به الگویی برای توسعه پایدار مبتنی بر ظرفیتهای بومی بدل سازد.
باشد که مدیران و سیاستگذاران با درک عمیق این ضرورت، طرحی نو دراندازند و گوش جان به سمفونی ناشنیده بادهای سیستان بسپارند؛ نوایی که میتواند سرآغاز فصلی نو در حیات اقتصادی و اجتماعی این سرزمین کهن باشد.








