سد کهیر نمونه بارز سوء مدیریت آبی سیستان و بلوچستان
سد کهیر نمونه بارز سوء مدیریت آبی سیستان و بلوچستان
تا ده سال پیش شرکت سهامی آب منطقه ای استان سیستان و بلوچستان، یکی از کارآمدترین دستگاه های اجرایی استان بود که مدیران متخصص و کارشناسان خبره ای را در اختیار داشت. نگارنده در گذشته برای آب منطقه ای فیلم های متعدد تبلیغاتی و مستند ساخته است و از نزدیک با ساختار اداری و کارشناسان خبره آن آشناست. آب منطقه ای به دلیل سدسازی، تامین و انتقال آب به محل های مسکونی و نگهداری از زیر ساخت های آبی بودجه های کلانی در اختیار دارد و مدیریت این بودجه ها نیازمند به مدیران کارآمد است.

قریب به ده سال پیش وزارت نیرو به رغم وجود افراد بومی متخصص، برخلاف حساسیت های گذشته به یک گزینه بومی غیرمتخصص با مدرک تحصیلی غیرمرتبط اعتماد کرد و نتیجه آن آغاز فروپاشی نظام اداری و عدم انجام تعهدات بوده است.
بعد از این واقعه اسفناک روند انتصاب مدیران ناکارآمد بومی ادامه یافت و شرایط بغرنج آبی استان گویای این تصمیمات هزینه بر بوده است.
سد کهیر واقع در شهرستان کنارک از جمله سازه هایی ست که قربانی سوء مدیریت آبی شد. وزارت نیرو، آب منطقه ای استان را خلع ید کرد و این پروژه را به شرکت وابسته به خود «آب نیرو» واگذار کرد.
پیمانکار سد کهیر به تعهد خود در وقت تعیین شده عمل نکرده بود و هنوز چند درصد از سازه سد باقی مانده بود. آب منطقه ای هم به دلایل مختلف از جمله عدم نظارت اصولی و مقتدرانه بر عملکرد پیمانکار قصور داشت و پروژه ای را که می توانست از هدررفت آب و ریختن سیلاب به دریا جلوگیری کند و کشاورزی منطقه را رونق دهد با اما و اگرها مواجه ساخت. اخبار واصله حاکی از آنست که به دلیل سوء مدیریت، پروژه انتقال آب از تهلاب نیز از شرکت آب منطقه ای استان گرفته شده و به شرکت آب نیرو واگذار شده است.
حال سوال اینست چرا برای کارآمدی مدیریت آبی استان تدبیری اندیشیده نمی شود و بابت عملکرد ضعیف از آنها توضیح خواسته نمی شود؟
تا پایان بهره برداری سد کهیر حدود پنج درصد باقی مانده بود و علیرغم خلف وعده و کم کاری پیمانکار امکان آن وجود داشت با تزریق بودجه حداقلی (طبق گزارش های غیر رسمی پنج میلیارد تومان) آن‌را تکمیل کند. در حال حاضر پیمانکار در محل سد استقرار ندارد و کارگاه خود را جمع آوری کرده است و برای اتمام پروژه باید یک بودجه جدید اختصاص یابد و با پیمانکاری جدید قرارداد بسته شود. انتقال تجهیزات و مواد مورد نیاز ساخت سد با توجه به تورم و افزایش ارز قابل توجه خواهد بود و اخبار غیر رسمی از اختصاص صدها میلیارد تومان خبر می‌دهد.
این مدل نظارت و سپردن پروژه های آبی استان به پیمانکاران ناکارآمد و غیر متعهد نمونه بارز سوء مدیریت آبی استان است. حال سوال اینست که اگر مدیران استانی ضرورت تزریق بودجه مورد نیاز را به پروژه سد کهیر درک نمی کردند چرا وزارت نیرو امکان خلع پیمانکار را فراهم نموده و بهره برداری سد را به تاخیر انداخت و با این اقدام بودجه ای نجومی را به کشور تحمیل کردند. آیا ممکن است شرکت آب نیرو و متعاقبا وزارت نیرو تعمدا قبل از وقوع بحران علاج آن‌را نمی کنند یا صرفا به دلیل سوء مدیریت تصمیمات هزینه بر گرفته می شود؟
سلطانعلی عابدی