پیشینهای از حمایتهای بیثمر و اعتراضات هنرمندان
سالهاست که عدهای خاص با تکیه بر نفوذ خود، بودجههای کلان فرهنگی استان را به سمت تولید آثاری هدایت میکنند که فاقد کوچکترین ارزش هنری هستند و هیچ نقش مثبتی در توسعه فرهنگی ایفا نکردهاند. این روند طولانیمدت، همواره با اعتراض هنرمندان بومی و اصیل استان روبهرو بوده است؛ هنرمندانی که خواستار ایجاد یک «مسیر شفاف و تعریفشده» برای ارزیابی و حمایت از طرحها بودند تا مانع از به هدر رفتن اموال عمومی شوند.
پس از دو سال تأخیر در تشکیل شورای فیلم، بالاخره جلسهای تشکیل شد تا درباره بودجهای که از سوی سازمان برنامه و بودجه برای ساخت مستندهایی از چهرههای ماندگار استان اختصاص یافته بود، تصمیمگیری شود. فرهنگ و ارشاد از هنرمندان طرح دریافت کرده بود و طرح مستند «معمای شریف» نیز که به زندگی یکی از این چهرهها میپرداخت، پس از چندین بار گفتوگو و کسب موافقت مدیران کل (اعم از سابق و فعلی)، به عنوان طرحی مورد قبول شناخته شده بود.
اما با واریز بودجه به حساب اداره کل، در کمال ناباوری مشخص شد که معاونت هنری، تمامی بودجه را بدون هیچ تشریفاتی به یک فرد خاص واگذار کرده است. با پیگیری نویسنده، تناقضات آشکار شد: فرد مدعی، بودجه را نتیجه پیگیریهای خود میدانست، در حالی که رئیس سازمان برنامه و بودجه منکر تخصیص بودجه برای مستندسازی بود و آن را متعلق به «طرح گردشگری» عنوان میکرد که مدیرکل فرهنگ و ارشاد اختیار هزینه کردن آن را در هر جایی که بخواهد دارد!
برای حل این غائله، شورای فیلم تشکیل شد و مصوب کرد: «در صورت ارائه سند رسمی از برنامه و بودجه توسط فرد مدعی، موضوع بسته است و در غیر این صورت، شورا درباره تخصیص بودجه تصمیمگیری خواهد کرد.» اما فرهنگ و ارشاد حتی این مصوبه واضح را نیز نادیده گرفت. معاون توسعه اداره کل، بدون ارائه هیچ سندی، در جلسهای به نفع مدعی مالکیت پول شهادت داد تا زمینه عقدقرارداد با وی هموار گردد و باز هم حضور فرمایشی اعضای شورا دلیل دیگری بر ناکارآمدی ساختار اداری فرهنگ و ارشاد شود. در نهایت قرارداد با همان فرد خاص بسته شد و تمامی طرحهای جمعآوریشده و زحمات ارائهدهندگان آن نادیده گرفته شد.
بار دیگر شورای فیلم، این بار برای تولید شش فیلم کوتاه، تشکیل جلسه داد. با احتساب کسورات قانونی و سهم موسسه خصوصی مجری، تنها حدود ۳۰۰ میلیون تومان برای ساخت شش فیلم باقی میماند که با آن مبلغ، تولید حتی یک فیلم با استانداردهای قابل قبول دشوار بود. شورا به درستی مصوب کرد که این بودجه صرف تولید دو فیلم با کیفیت شود و معاون هنری متعهد شد مابقی کارهای اداری (متمم قرارداد) را انجام دهد. اما او نیز از وعده خود تخلف کرد و مدیریت، بدون اطلاع و نظر شورا، اقدام به تولید چهار فیلم با کیفیتی نامعلوم نمود.
حتی معیارهای مصوب شورا نیز نقض شد: شرط شرکت حداقل یک فیلم ساز در جشنواره برای ارائه طرح، به کلی نادیده گرفته شد و همچنین قرار بود دلایل رد طرحها به هنرمندان ابلاغ شود که این مورد نیز هرگز اجرایی نشد. جالب آنکه برای رفع تعارض منافع، چون اعضای شورا خود نیز طرح داده بودند، قرار شد داوری آثار به افراد بیطرفی خارج از اداره کل سپرده شود، اما ظواهر امر نشان میدهد نظر این داوران نیز هیچ تأثیری در تصمیمگیری نهایی نداشته است.
هدف از بیان این دو نمونه، نشان دادن یک «ساختار ناقص اداری» است که در آن:
· مدیران و معاونان بیاطلاع از سازوکارهای هنری و اداری، تصمیمگیرنده هستند.
· مدیریتی بیثبات حاکم است که «هر لحظه هر حرفی میزند» و فاقد عزم راسخ و رأی ثابت است.
· سیستم گرایش ذاتی به سمت افراد خاص دارد و فرصت رقابت عادلانه را از دیگر هنرمندان سلب میکند.
· شوراها نه برای حل مشکل، که برای توجیه تصمیمات از پیش گرفته شده تشکیل میشوند و در نهایت مسیر را به نفع همان حلقه محدود هدایت میکنند.
· وعدههای مدیریت پوچ و توخالی است و فقدان دوراندیشی و شجاعت تصمیمگیری حتی با وجود بودجه، باعث از دست رفتن فرصتهای طلایی (مانند شرکت در جشنواره فیلم کوتاه تهران) میشود.
این مدل مدیریتی سرشار از تناقض نه تنها باعث وحدت و همدلی نمیشود، که بذر کینه و نفرت میافکند و اعتماد هنرمندان را به طور جدی خدشهدار میسازد. اگر فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در مسیر فعلی خود ادامه دهد، باید شاهد مشکلاتی به مراتب عمیقتر و گستردهتر برای بدنه هنری استان بود.
سلطانعلی عابدی








