حکایت تلخ زباله‌شناسی مدرن
حکایت تلخ زباله‌شناسی مدرن
بسی جای تأسف است که در این عصر که حتی توهین‌ها هم علمی شده‌اند، مردم نمی‌دانند چگونه واژه‌ها همچون شمشیری دولبه، هم می‌تواند جراحتی عمیق وارد آورد و هم شاید حقیقتی را نمایان سازد. ای جماعتی که به تشبیه خویش به زباله خشمناک می‌شوید و عزت نفس خود را مجروح می‌یابید، درنگی باید کرد! باید با حکمت پرسید: جناب محترم، منظور شما از این کنایه، کدامین صنف از زباله‌هاست؟ زیرا که در این روزگار پیچیده، حتی زباله‌ها هم طبقه‌بندی اجتماعی یافته‌اند!

اگر مقصود گوینده پوست هندوانه و خربزه باشد – که در نظر نادانان پسمانده‌ای بی‌مصرف نمایان می‌شود – نه تنها سزاوار شکایت نیستید، بلکه باید شرمسار باشید که از چنین موهبتی بی‌بهره‌اید! این زباله‌ی اشرافی روزی خوراک دام می‌گردد، در کام خاک رفته به کودی گران‌بها مبدل می‌شود، و در چرخه‌ی حیات نقش محوری بازی می‌کند. شنیده‌ام که شهرداری‌ها، به فضل تکنولوژی، دستگاه‌هایی فراهم آورده‌اند تا این ذواتِ به ظاهر پست را به جواهری برای زمین تبدیل کنند. پس در واقع، شما به موجودی خودپرداز و محیط‌زیست‌دوست تشبیه شده‌اید – چه افتخاری!

و اگر شما را به شیشه یا قوطی کنسرو مانند کرده‌اند، باز هم جای غم نیست! در نگاه اهل زاهدان، شاید تکه‌ای پلاستیک بی‌ارزش، اما در دیار فرزانگان اقتصادی، اینان را شستشو داده، به حلقه‌ی تولید بازمی‌گردانند تا دوباره مفید واقع شوند. این تشبیه در حقیقت تمجیدی پنهان از قابلیت بازآفرینی و ارزش اقتصادی شماست. بنابراین باید متشکر باشید که به گران‌ترین مواد قابل بازیافت جهان تشبیه شده‌اید!

اما… اما وای بر آن روزگار که کسی به زباله‌ی مطلق و آلوده تشبیه شود! آن پست‌ترین موجود در نردبان پسماندگان، همانا زباله‌ای است که تر و خشک، ارگانیک و غیرارگانیک در هم آمیخته‌اند و این امتزاج ناجور شیرابه‌ای زهرآگین تولید می‌کند که خاک را می‌سوزاند و هوا را می‌آلاید. این دیگر نه قابل بازیافت است، نه سودمند برای هیچ موجودی، و نه راهی جز دفن یا سوزاندن دارد. اینجاست که تشبیه از توهین فراتر رفته و به جنایتی کلامی بدل می‌شود، زیرا که شما را در زمره‌ی مواد خطرناک و غیرقابل اصلاح قرار داده‌اند.

پس ای خردمند روزگار! در این عصر که حتی دکترای محیط‌زیست لازم است تا توهین علمی بدهید، پیش از آنکه خشمگین شوید و قلم به شکایت برداری، با متانت از طرف مقابل استعلام بگیرید: منظور جنابعالی از این تشبیه زیبا، کدام کتگوری از جدول تناوبی زباله‌هاست؟ اگر پاسخ داد آن نوع مبارکی که تر و خشکش قاطی است و شیرابه‌اش سمّ زمین، آنگاه بدانید که به حریم قانون و شرع تجاوز شده و حق دارید در دادگاه ادعای جرم علیه محیط‌زیست انسانی مطرح کنید. در غیر این صورت، لبخندی زنید و بگویید: سپاسگزارم که مرا به موجودی قابل بازیافت و مفید تشبیه فرمودید!

این است حکایت تلخ و خنده‌آور روزگاری که در آن حتی توهین‌ها هم گواهینامه و استاندارد ISO می‌خواهند، و مردم پیش از عصبانی شدن باید ابتدا مشخصات فنی اهانت را بررسی کنند. عجیب نیست که در چنین دنیای پیچیده‌ای، حتی زباله بودن هم علم و هنر می‌طلبد!

سلطان الدوله