در حمله تروریستی روز سهشنبه در شهرستان سیب و سوران ۶ تن از حافظان امنیت به شهادت رسیدند، پبش از آن نیز حمله تروریستی به سه نقطه از اماکن عمومی و پایگاههای نظامی و انتظامی برقرارکننده امنیت در شهرهای چابهار و راسک در سیستان و بلوچستان، ۱۵ تن از نیروهای حافظ امنیت شهید و ۱۸نفر از تروریستها کشته شدند. همچنین این حمله تروریستی که تا بامداد پنجشنبه ادامه داشت ۴۴ مجروح و مصدوم به جا گذاشت. در چندماه اخیر ما شاهد تکرار و تداوم ناامنی در مرزهای شرقی بودیم که هم حمله گروه تروریستی داعش خراسان به شهروندان در کرمان در سالگرد شهادت سردار قاسم سلیمانی را شامل شد و هم منجر به حمله ایران و پاکستان به خاک یکدیگر به بهانه مبارزه با فعالیت های گروه های تروریستی فعال در مرز مشترک از جمله «جیش العدل» شد.
در رابطه با افزایش این حملات با علی اوسط هاشمی، استاندار پیشین سیستان و بلوچستان گفت و گویی کوتاه داشتیم که متن کامل آن را می خوانید:
تحلیل شما در خصوص حوادث تروریستی اخیر جنوب سیستان و بلوچستان چیست و چه توصیه ای به مدیریت استان دارید؟
ریشه این مباحث را باید در تغییر معادلات منطقه شرق کشور جستجو کنیم. یک دولت برگرفته از آرای ملت به روش آزاد در طریق جمهوریت در یک کشور اسلامی به راحتی برکنار می شود و گروهی که عامل شرارت، ترور، بمب گذاری و تهدید جهانی بودند با برخورداری از حمایت دولت به ظاهر دموکراسی خواه و آزادی طلب آمریکا در کشور افغانستان مستقر می شود، این یک نکته بسیار مهمی است که تمام معادلات حقوق بشر را با این حرکت به هم ریختند و نشان دهنده این است که در تلاش هستند که تمام تهدیدها را در سطح منطقه انباشت کنند و این ما هستیم که باید به هر سبکی که میتوانیم، یک جدایی خاص میان این نوع طرز تفکر که می خواهند در منطقه حاکم کنند، ایجاد کنیم و مردم داری را در عالی ترین سطح خودش به نمایش بگذاریم و مردم را بر همه امور مرجعیت دهیم.
وقتی که سخن از جمهوریت است، یعنی مرجعیت مردم، یعنی انسانیت، یعنی مشارکت، یعنی احساس نگاه و نگرش برگرفته از حق مالکیت بر سرزمینی که ولادت او به این دیار است. این نوع نگاه را باید به صورت جد در دستور کار قرار دهیم و هر بهانه ای که می تواند بذری باشد برای شکفتن یک محصول آلوده، آن افکار را باید بزداییم. این به عنوان مهم ترین نکته است و ریشه بسیاری از ناامنی ها را هم در این معادلات اول ارزیابی می کنم و بعد هم برمیگردانم به حوادثی که طی بیش از یک سال گذشته در سیستان و بلوچستان رخ داد. نمی توانیم از آن حوادث به راحتی عبور کنیم. باید یک راه حل مهم و ملی با اجماع میان نخبگان، مقامات و مسئولان محلی برای آن بیابیم و بر پایه آن، آن مودت، دوستی، آرامش و صمیمیت را در سطح منطقه جاری کنیم.
من مطمئنم اگر این کدورت هایی که اکنون وجود دارد، در میان اکثریت هنوز در سطح کدورت است و در میان اقلیت به کینه تبدیل شده است؛ اگر کدورت ها را از بین ببریم، کینه هایی که همیشه بوده است، نباید زمینه ای برای توسعه و رشدش فراهم شود.
این عداوت و دشمنی از چند دهه قبل در بخشی از جغرافیای کشور وجود دارد. در برخی مناطق با شدت و حدت بیشتر و در برخی مناطق کمتر و در بازه زمانی کوتاه تر، اما اکنون دوباره درصدد احیای این نوع نقش ها و اعطای این نوع نمایندگی ها به معاندین، مخالفان و به گروهک های مسلح هستند. وقتی که چنین اراده و نشانه هایی میبینیم، انعطاف و روی آوردن به سمت مردم داری و اداره درست که رضایت، رفاه و آرامش به همراه خودش داشته باشد را باید سرلوحه نگاه خودمان قرار دهیم. اگر خطایی مرتکب شدیم، به آن رسیدگی کنیم و نشانی از قانون گرایی، نظم و عدالت را نمایان کنیم. بودن بر موضع قانون گرایی، نظم و عدالت می تواند پایه بهترین امنیت و زمینه ساز مشارکت تعالی بخش باشد.
مطالبه امروز چیست؟ باید به این مطالبه بپردازیم و رسیدگی کنیم. پذیرفتیم در یک مقطعی به دلیل خطای انسانی بعضی افرادی که شاید ترس برایشان حاکم شده، اراده خود را از دست دادند و یک اتفاق ناگوار رخ داده و یک خسارت جبران ناپذیری را برجای گذاشته است. کاهش آلام این حادثه و دلجویی از بازماندگان همانطور که رهبر انقلاب بیانیه ای دادند و هیأتی را به استان اعزام کردند، تداوم آن نگاه می تواند در جهت تالیف قلوب بسیار کارساز باشد. به یک تالیف قلوب نیاز داریم؛ چگونه پیامبر اکرم (ص) در عصری که حکومت را گرفت، بر دل ها حکومت می کرد؛ تالیف قلوب کرد، باید این ها را در دستور کار، نگاه و نگرش قرار دهیم. به هر حال این موضوع جدی است و در سطح منطقه مطرح است؛ مطالبه روشن و مشخص است.
من بارها گفتم که رسیدگی به خطای چند تن و محاکمه آن ها و اعمال قانون اَوَّلی است بر این که این بار سنگین بر دوش نظام و نظامیان و مسئولان مملکت سنگینی کند. ما خطای یک عده را نمی توانیم به اسم نظام بگذاریم که رسوب پیدا کند، ریشه بدواند و منتج به تعارض، گسست و تقابل شود، این را هم به نوعی مورد توجه قرار دهیم و زمینه را برای هم زیستی مسالمت آمیز خودمان با مردمان فراهم کنیم.
بارها اعلام کردم که سیاست من برگرفته بر زیست مسالمت آمیز مردمان با وجود تنوع و کثرت در سیستان و بلوچستان است، آن تنوع و کثرت و زیست مسالمت آمیز پایه امنیت بود. حتی به نحوی بازتاب داشت؛ یعنی سیاست ها، ارتباطات، تکریم ها و اعطای فرصت ها و موقعیت ها به گونه ای بود که خود گروهک ها هم پذیرفته بودند که باید از فاز نظامی به تدریج فاصله بگیرند و به فاز سیاسی روی بیاورند و مطالبه گری را مبنای کار خودشان قرار دهند و این مهم در چندین مقطع در کشور رخ داد، در خطه کردستان در سال ۷۶ که آن عظمت و حماسه رخ داد، گروهک های معارض در آن منطقه اعلام کردند که ما به پاس احترام به این وسعت مشارکت از فاز نظامی دست کشیدیم و رویکرد ما سیاسی است.
امروز باید فرصت را از گروهک ها برای تلاش در جهت جذب کثیر بستانیم و نگذاریم فرزندان استان را در مسیر نادانی نسبت به اهداف آن ها به نوعی فریب دهند و جذب جریان خود سازند، سپس علیه نیروهای منطقه، توسعه و پیشرفت منطقه و کمک به ارتقای محرومیت منطقه به کار گیرند. چون هر تیری که در منطقه به صدا درآید که بیان ناامنی باشد و آغاز تحرکات سو علیه امنیت و آرامش باشد به گریز سرمایه ها، آسیب به زیرساختها و تضییع منافع عمومی منتج خواهد شد. پس باید نسبت به این موضوع خیلی حساس شویم.
هر کدام از این تیرها و هر کدام از این حوادث سو و شهادت زا مصیبت ها را به دنبال دارد و خسارت های پایداری را بر جای می گذارد. این نقش دو سویه است، هم افرادی که از موقعیت نفوذ و بُرد کلام در لایه های مختلف برخوردارند از قبیل علما، سرداران، روشن فکران و گروه های مرجع و از یک سو مقامات محلی در سطوح امنیتی، سیاسی، نظامی و اجتماعی باید نقش فعال تری را در پیش بگیرند.
باید دست در دست هم نهیم و اخوت، وحدت و با هم بودن را که خدشه بر آن وارد شده را ترمیم کنیم و برگردانیم به روزهای پاک، روشن و امید زا که همه دل خوش کرده بودند به فردای متفاوت، این امید ها را مجدد می توانیم با روی آوردن به سیاست های برگرفته از عقلانیت و درایت دو طرف زنده کنیم. نقش ها برای نجات است. برای نجات از این که هیچ کشته ای و هیچ شهیدی نداشته باشیم، بالاخره همه سرمایه هستند و ما نباید بگذاریم یک عده از جوانان و سرمایه های کشور را فریب دهند و آن ها را بربایند و در مسیر اهداف سو خودشان به کار بگیرند و خانواده های آن ها را داغدار کنند.
باید نگاه انسانیت را در سطح منطقه مبنای خود قرار دهیم و به سیاستی روی آوریم که حاصلش نجات و حیات سعادت زا باشد.
با توجه به اینکه گروهک جیش الظلم در بیانیه اخیرش به صراحت اعلام کرد که هدف از حمله به مقر های سپاه و فراجا، ضربه زدن به طرح توسعه سواحل مکران است، آیا طرح توسعه سواحل مکران پیوست اجتماعی دارد که جامعه از اهداف طرح آگاه شود و برای پیشبرد طرح مشارکت کند؟
مطمئنا هیچ طرحی در آن قامت و پروژههایی که به عنوان مگاپروژه از آن یاد می کردیم، نمیتواند بدون پیوست اجتماعی و بدون توجه به منافع عمومی مردم باشد. رویکرد و جهت گیری این طرح معطوف به احیای فرصت ها، رفع آثار و غبار زدایی از فقر و نشانه های محرومیت است. هر چند که بارها گفته بودم که فقر نیست بلکه فقر برنامه ای، نگرش و رویکردهاست و گرنه ثروت وجود دارد. محور هر ثروت قابلیت و درایت و دانایی انسانیت است که می تواند عنصرهای دیگر با تراوش زیبای فکری خود به هر کدام وزنی دهد و محصول حاصل از او در زندگی مردم اثرات خود را بنهد.
این را باید بدانیم و مردم هم می دانند که توسعه هیچ گونه جای پایی برای نقش آفرینی معاندین و مخالفان نمی گذارد، آن ها از توسعه نگرانند، زیرا توسعه ای که به رفاه منجر شود، رضایت به همراه بیاورد و توسعه ای که تفاوت در زیست را زمینه ساز شود در او بذر آلوده دیگر رویش ندارد. آن ها نگران این بخش موضوع هستند وگرنه طرح در این سطح و با آن تنوع که در شبکه ریلی، بندری و روی آوردن به صنایع بزرگ، چه در توجه به جمع آوری آب ها، تکمیل سدها، تقویت نیروگاه ها و طرح های دیگر.
هر کدام از این طرح ها اگر در تقویم زمانی درست و در یک نگاه ویژه زمان به ثمر نشستن را به حداقل برساند که آثار مثبت اجتماعی آن زودتر در میان مردم نمایان شود؛ یعنی پایان نقش آفرینی هر جریان سو علیه امنیت و توسعه.
ما نباید بگذاریم که طرح ها جنبه فرسایشی به خود بگیرد. هر طرح که زمانبر شود و در زمان منطقی به نتیجه منجر نشود و آثار آن بر مردم نمایان نگردد، ارزش اجتماعی خود را به تدریج از دست می دهد و خسارتهای تورم زا هم به دنبال خواهد داشت، چون هر بخشی از پروژه ها می تواند به تولید ثروت منتج شود. هر حرکتی که منتج به کاهش منافع، مشارکت و سهم جامعه محلی باشد قطعا در تعارض با منافع و اهداف این سیاست هاست. مدیریت استان می تواند نظارت کند و نگذارد که در این مسیر بر منافع جامعه محلی خدشه ای وارد شود. هر فرصتی که خلق می شود اولویت اول بهره برداری از آن فرصت با جامعه محلی است و جامعه محلی آن را با سایر گروه ها و اقشار جامعه ایران به شراکت می گذارند. این را باید بدانیم و بپذیریم که تمام ثروت کشور از آن همه ملت است. در هر نقطه از کشور که هر منابع، معدن و … داریم از آن همه کشور است. هیچ استانی نمی تواند این ادعا را داشته باشد که این ثروت محدود به مردمان من است. هر کسی که شناسنامه و هویت ایرانی را داشته باشد در هر نقطه ای که هست حق حیات، زیست، فعالیت و استفاده از فرصتها را دارد. ایننگاه باید در سطح ملی معنا پیدا کند.
نباید حلقه ها را محدود کنیم، همانطور که من به عنوان فرزند غرب کشور، استاندار سیستان و بلوچستان بودم، فرزندان آن دیار هم می توانند استاندار کرمانشاه و یزد و مدیر ملی شوند. باید همه جوانب امر را ببینیم و ملت سازی و ملت زایی کنیم. ملت را ببینیم. اگر با ایننگرش پیش برویم و نقدهایی که بر ما وارد است و در آن هیچ تردیدی نیست، نقدها را پذیرا شویم، اصلاح کنیم و فرصتها را برابر توزیع کنیم، مطمئن باشید این ها مولفهها و عنصرهای امنیت پایدار و دستیابی به یک کشور توسعه یافته و نه صرفا کشوری که پیشرفت در آن معنا داشته باشد، است.
سرمایه های ملی را باید پاس بداریم که هیچ سرمایه ای مهم تر از خود انسان نیست. اگر به سرمایه انسانی احترام بگذاریم و این تنوع را به رسمیت بشناسیم و با فعلیت بخشیدن آن چه که اساس وحدت است را مورد تکریم قرار دهیم، مطمئن باشید شکاف و گسست، درگیری و تقابل؛ الفاتحه.








