تفاوت شعارهای داخل و بیرون دیوارهای مسجد مکی
تفاوت شعارهای داخل و بیرون دیوارهای مسجد مکی
بیش از یک سال از جمعه تلخ زاهدان می گذرد و دیار عیار هم به مانند بسیاری از انسان های منصف و مدیران عدالتخواه خواهان مجازات مسببین شهادت شهروندان بلوچ است، اما انگار جریانی به محاكمه بسنده نکرده و خواهان تداوم وضع موجود هستند.

بعد از جمعه تلخ زاهدان، مواضع مولوی عبدالحمید به عنوان یکی از چهره های حامی نظام که مواضع سیاسی اش را در چهارچوب اصلاحات تعریف می‌کرد، اما بنا به ضرورت و برای تامین منافع به اصوالگراها (سید ابراهیم رییسی) هم رای می‌داد، به کلی تغییر کرد. در چند ماهه اول اعتراضات سراسری با شعار زن، زندگی، آزادی همراه شد و با فروکش کردن تجمعات کشوری، خود را به عنوان اپوزیسیون نظام در صدر اخبار رسانه های اپوزیسیون خارج نشین مطرح کرد.

تفاوت مولوی عبدالحمید قبل و بعد جمعه تلخ زاهدان بسیار زیاد است و اگر کسی سخنرانی های گذشته و حال وی را مقایسه کند انگار با دو نفر سرکار دارد. کسی که در یک گفت و گوی تصویری بیان داشته بود که اگر حاکم شرع باشد زنان غیر محجبه را به زنان متدین می سپارد تا نصیحت کنند به ناگاه منتقد گشت ارشاد و بسیاری از قوانینی شد که تا قبل از جمعه تلخ زاهدان حامی اش بود. شاید عجیب ترین موضع جناب مولوی همان حد وسط گرفتن جنگ حماس و اسراییل باشد که در گذشته در روز قدس همواره علیه اشغالگری اسراییل خطابه می‌کرد. مولوی عبدالحمید انسان خوبی ست و در بسیاری موارد با مواضع معتدل خود از جنگ قومی جلوگیری به عمل آورده است، اما متاسفانه در یک سال گذشته با مایه گذاشتن از جوانان بلوچ، جامعه زاهدان و چه بسا استان را به دو قطب تقسیم کرده است. از شواهد پیداست در یکسال گذشته حلقه مشاوران مولوی دچار تغییر و تحول جدی شده و افرادی کاربلد و آشنا به مسائل سیاسی و حقوقی برایش خطابه سیاسی می نویسند. بهترین دلیل برای اثبات این ادعا به زمان محکومیت اعدام یکی از معترضان بر می گشت که جناب مولوی نامش را به جای محسن بارها حسن تلفظ نمود. مشاوران وی که انگار بازی با خط قرمزهای نظام را بلدند به خوبی از عهده نگارش خطابه های رسانه پسند برآمده‌اند و توانسته اند مولوی را در صدر اخبار حفظ کرده و به نیروهای امنیتی و قضایی هم بهانه ورود ندهند.

برخلاف آن‌چه در داخل مسجد مکی اتفاق می افتد در بیرون دیوارهای مسجد ماجرا متفاوت است. جوانان احساساتی بلوچ هنگام خروج از مسجد و رفتن به خانه شعارهای براندازانه می دهند و هر جمعه با ارسال تصاویر به شبکه های تلوزیونی خارج نشین خبرساز می شوند. حال نگارنده قصد پرسشگری در باره میزان آگاهانه بودن این شعارها دارد. آیا به واقع جوانان بلوچی که علیه نظام شعار می دهند به آن اندازه از بلوغ سیاسی و فکری رسیده اند و از جمهوری اسلامی عبور کرده اند یا یک جریان از داخل مسجد مکی، آن‌ها را برای این کار سازماندهی کرده و شعارها را به آن‌ها القا می کنند؟ مانند همان سازماندهی جمعی از بانوان بلوچ که طی چند هفته برای اقناع افکار عمومی راهی خیابان های اطراف مسجد مکی شده و خیلی زود پایان پذیرفت.

هدف این نوشتار محکومیت و صدور بیانیه نیست. مراد واکاوی جریانی ست که آینده استان را به مخاطره می اندازد. بالطبع امنیتی ها شعارهای براندازانه را تحمل نکرده و با شعار دهندگان برخورد خواهند کرد. معلوم نیست یک نوجوان حاشیه نشین بلوچ با حداقل تحصیلات، چه تصوری از شعارهای براندازانه خود دارد، اما بی تردید آن‌هایی که سازماندهی شان می کنند به تحقق اهدافشان می اندیشند.

چرا مولوی عبدالحمید در قبال شعارهای جوانان بیرون مسجد مکی اظهار نظری نمی کند؟ آیا با شعارهای براندازانه موافق است یا تصمیم گرفته این بخش را به سایر همکاران خود در دارالعلوم واگذارد و از آن به عنوان اهرم فشار علیه نظام بهره برد؟

مولوی عبدالحمید برای حفظ موقعیت بین المللی خود حرف های باب میل جامعه جهانی را به زبان جاری می سازد، اما حاضر نیست نسبت به قربانی شدن جوانان بلوچ، واکنشی منطقی نشان دهد.

اگر هدف مولوی اعمال فشار بر نظام تا حصول نتیجه ی محاکمه عاملین جمعه تلخ زاهدان است، با همان خطابه ها هم شدنی ست و حضور جوانان بلوچ در هیبت برانداز، در دراز مدت علاوه بر اختلاف میان مذاهب استان، باعث چند دستگی میان قوم بلوچ نیز خواهد شد. شاید این اتفاق یک گام مهم در تحقق دموکراسی در زاهدان باشد و به رای دهی های فله ای پایان دهد، اما باعث می شود نخبه های قوم بلوچ از کرسی های قدرت دور مانده و همچنان غیربومی ها بر استان حکمرانی کنند.