تأملی بر وضعیت مدیریت فرهنگی سیستان و بلوچستان
تأملی بر وضعیت مدیریت فرهنگی سیستان و بلوچستان
در شرایطی که فضای عمومی استان سیستان و بلوچستان، غبارآلوده به خشونت و ناامنی است و هر روز، خبری تازه بر ماتم و اندوه مردمان این خطه می‌افزاید، نقش بی‌بدیل فرهنگ و تکاپوی فرهنگی می‌توانست همچون نسیمی روح‌افزا، این هوای آلوده را تلطیف بخشد و بسترهای ضروری برای حیاتی متعالی و انسانی را فراهم آورد.

شوربختانه، فرهنگِ استان که یگانه نوشداروی شفابخش زخم‌های کهن جان و جهان مردم این دیار است، خود به محاق تعطیلی و غربت رفته است. استاندار و دیگر مسئولان بلندپایه نیز نه تنها از این عرصه غافل مانده‌اند، بلکه در درک ضرورت و فوریت فعالیت‌های فرهنگی در چنین فضای ملتهبی، عاجز و ناتوان گشته‌اند.

بیماری مهلک «مهندس‌زدگی» و نگاهی تقلیل‌گرا و بی‌پایه، ذهن و ضمیر مدیران ارشد استان اعم از استاندار، معاونین و مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان را به تصرف خود درآورده است. این نگرش، توسعه را تنها در قالب طرح‌ها و پروژه‌های فیزیکی و ملموس می‌پندارد و از درک این حقیقت والا بازمانده که توسعه، پیش و بیش از هر چیز، یک «فرایند» فرهنگ‌بنیان و پیوسته است. این حوزهٔ فرهنگ است که به طرح‌ها معنا و جهت می‌بخشد، آنها را در قالب یک کلیت منسجم به نظم درمی‌آورد و تحقق پروسهٔ واقعی توسعه را ممکن می‌سازد.

متأسفانه، نگاه حاکم بر مدیریت استان به مقولهٔ فرهنگ، نگاهی صرفاً تزئینی، تشریفاتی و تبلیغاتی است. حال آنکه یک فعالیت فرهنگیِ دقیق، عمیق و روشمند، درست در برابر جریان رسمی و ایدئولوژیک پروپاگاندای حاکم می‌ایستد و آن را از اعتبار و اثرگذاری می‌اندازد. ریشهٔ اصلی کینه‌توزی اصحاب قدرت و ثروت با اهل فرهنگ و هنرمندان غیروابسته نیز در همین نقطه نهفته است.

آنان از فرهنگ و هنر راستین که همواره نقاد قدرت و ثروتِ بی‌مسئولیت است، هراس وجودی دارند و در نتیجه، به افراد فرصت‌طلب و مطیعی که تنها دغدغه‌ای جز کسب منافع مادی و القاب ظاهری ندارند، میدان می‌دهند. اینان، بودجه‌های فرهنگی را که می‌بایست صرف اعتلای جامعه شود، به عنوان رانتی ناروا در کام این گروه می‌ریزند و بر شعله‌های بی‌اعتمادی و محرومیت بیشتر می‌دمند.

اکنون که فضای استان هرچه بیشتر به سوی امنیتی‌تر شدن پیش می‌رود و این وضعیت ریشه در مشکلات حل‌نشدهٔ فرهنگی دارد، و در شرایطی که گروه‌های تجزیه‌طلب در سایهٔ این غفلت به یارگیری مشغول‌اند، جایگاه «توسعه فرهنگی» در چشم‌انداز استان به کلی فراموش شده و مدیریت فرهنگی نیز تاکنون هیچ دغدغه و برنامهٔ جدی در این خصوص بروز نداده است. این غفلت جمعی، زنگ خطری است برای آینده‌ای که می‌تواند بسیار پرهزینه‌تر از امروز باشد.