شرایط بحرانی تامین آب شرب در سیستان و زاهدان منجر به تعریف طرح های اضطرای به صورت یکطرفه و با حذف نقش آب منطقه ای و محیط زیست شده و توسط آبفا سیستان و بلوچستان و وزارت نیرو اجرا گردید.
یکی از طرح های تعریف شده برای مقابله با تنش آبی منطقه سیستان، طرح اضطراری تامین آب شرب زاهدان و سیستان و احداث بزرگترین آبشیرینکن فراساحلی خاورمیانه در منطقه سه راهی دشتک سیستان بود که به دلیل طولانی شدن زمان احداث دستگاههای آب شیرین کن، هیچگاه تاثیری در حل مسئله تامین آب شرب منطقه ایفا نکرد، کما اینکه مراحل انتهایی نصب دستگاه و بهرهبرداری از آبشیرینکن در شرایطی اتفاق افتاد که سیلاب رودخانه هیرمند در حال ورود به سیستان بود.
در هیچ نقطه ای از جهان در دل کویر به منابع آب محدود زیر زمینی که به دلیل بارندگی محدود، تجدید ناپذیرند؛ دست اندازی نمیکنند.
در هیچ نقطه ای از جهان در دل کویر، دستگاه آب شیرین کن بدون برنامه ریزی حذف پساب، احداث نمیشود. رها سازی پساب در طبیعت منجر به شوری آبخوان و نابودی آن خواهد شد و ما را در چرخه معیوب برداشت، شیرین سازی و تزریق مجدد نمک به سفره میاندازد.
طبق نظر کارشناسان، ظرفیت آبخوان سه راهی دشتک حدود ۲۷۰ میلیون مترمکعب برآورد شده که این برآورد هم ممکن است در جهت توجیه طرح بزرگنمایی شده باشد. به دلیل ناچیز بودن نزولات آسمانی، برخی از کارشناسان این آبخوان را تجدید ناپذیر ارزیابی میکنند. این در حالی است که سفره آبخوان شهر زاهدان به ویژه در پهنه شمالی شهر به دلیل تامین آب این شهر از آب چانیمه ها به مدت بیش از دو دهه، غنی شده و ورود همیشگی آب به این سفره، میتواند برداشت دائمی از آنرا تضمین کند. مقایسه مزیتهای آبخوان زاهدان و دشتک نشان میدهد که در جانمایی پروژه اضطراری تامین آب شرب زاهدان و سیستان اشتباهی صورت گرفته که منجر به حیف و میل بیت المال در اجرا و بهره برداری و اثرات مخرب زیست محیطی میشود.
از طرفی به دلیل محدودیت در انتقال آب خط انتقال آب زابل به زاهدان، وارد مدار شدن دستگاه آب شیرین کن مذکور به حجم آب ورودی به زاهدان کمکی نخواهد کرد. با توجه به اینکه براساس آخرین آمار اعلامی دی ماه امسال وزارت نیرو، ظرفیت ذخایر چاه نیمه ها حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب اعلام شده و ظرفیت انتقال آب به زاهدان ۲۷ میلیون مترمکعب است و همچنین شدت تبخیر آب در منطقه سیستان؛ بهرهبرداری از آبشیرینکن منطقه سه راهی دشتک چه توجیه و منطقی دارد؟ به علت عدم تاثیر آب شیرین کن در تامین آب زاهدان، چه بسا وارد مدار بودن این طرح صرفا جهت تامین منافع سرمایه گذار و پیمانکار باشد و جهت صحت سنجی و عدم حیف و میل بیتالمال، نهادهای نظارتی باید از روشهای اندازه گیری حجم آب خروجی از آب شیرین کن، به مسئله ورود کنند.
به دلیل تبخیر بالای آب چاه نیمه ها، شرکت آب و فاضلاب سیستان و بلوچستان با کدام منطق با صرف هزینه های تعمیر و نگه داری، تامین برق، هزینه خرید تضمینی آب، فیلترهای آبشیرینکن، پیامدهای زیست محیطی و بین المللی رهاسازی پساب حاصل از شیرین سازی، دستگاه آبشیرینکن را در مدار نگه داشته است؟
با توجه به مشکلات تامین برق در کشور و مصرف برق به شدت بالای آب شیرین کن ها، بهره برداری از آب شیرین کن مذکور بر خلاف منافع عمومی است، درحالیکه بسیاری از صنایع به دلیل کمبود برق تعطیل و جهت تامین برق مورد نیاز بخش خانگی و صنعت از سوخت مازوت استفاده میشود که اثرات مخرب زیست محیطی دارد و آلودگی هوا را تشدید میکند. از عجایب این کشور است که وزارت نیرو هیچ حساسیتی روی استمرار بهره برداری از یک طرح غیر موثر نداشته و همچنان با افتخار ربان میبُرَد و افتتاح و بهره برداری میکند.
تامین آب زاهدان از چاه نیمه های سیستان یا آبخوان سه راهی دشتک جزئی از منابع آب سطحی و زیرزمینی منطقه سیستان است و منطقی است که از منابع آب زیرزمینی در شرایط بحرانی و اضطراری استفاده شود؛ مادامی که بخش زیادی از ذخایر چاه نیمه در حال تبخیر است، تصمیم عقلانی این است که برای تامین آب شرب زاهدان به جای استحصال منابع آب زیرزمینی دشت سیستان، از منابع آب سطحی این منطقه بهره برداری شود.
استاندار سیستان و بلوچستان و دستگاههای نظارتی فارغ از در نظر گرفتن منافع سرمایهگذاران و پیمانکاران طرح، باید به دلایل تعریف طرح، گزارشهای توجیهی و فنی طرح وورد کرده و اگر طرح بر خلاف منافع ملی و منطقه ای در حال بهره برداری است، متوقف شود.









محمدندیم بهرام زهی
تاریخ : ۵ - بهمن - ۱۴۰۳با سلام متاسفانه اکثر مصوبات دولت بدون کار کارشناسی ومخصوصا در مورد برآورد هزینه ها وضررهای محیط زیستی وغیره نه تنها دراین مورد بلکه قریب به ۲/۳طرح هایکشوری دارای این گونه مشکلات هستند
علیرضا
تاریخ : ۶ - بهمن - ۱۴۰۳با سلام حجم آب تجدید پذیر آبخوان های حرمک و هامون هیرمند حدود ۶ تا ۷ میلیون مترمکعب در سال می باشد، براساس هیدرو گراف واحد آب زیرزمینی هردو دشت دارای افت سطح آب زیرزمینی قبل از حفر چاه های تامین آب شرب بوده اند و اصلا این چاه ها مجوز حفر نداشته اند! برداشت از منابع آب زیرزمینی قبل از حفر چاه های تامین شرب بیشتر از توان آبخوانهای مذکور بوده، در آب زیرزمینی هیچ موقع کل حجم آبخوان را برای برداشت در نظر نمیگیرند متاسفانه این حجم که در گزارش عنوان گردیده کل حجم آبخوان می باشد، طرحی که نه تنها سودی ندارد بلکه در سال های آینده با از بین رفتن آبخوان های مذکور موجب مهاجرت اجباری ساکنان آن و خالی شدن نقاط مرزی و ایجاد انواع مشکلات امنیتی برای کل کشور خواهد شد