انتصاب جنجالی در اداره فرهنگ و ارشاد زابل و آزمون بزرگ نمایندگان / مدیرکل ارشاد استان به فرهنگ نگاه قومی دارد؟
انتصاب جنجالی در اداره فرهنگ و ارشاد زابل و آزمون بزرگ نمایندگان / مدیرکل ارشاد استان به فرهنگ نگاه قومی دارد؟
یک انتصاب ساده در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زابل‌به بحرانی فراتر از یک تصمیم اداری تبدیل شده است. ماجرایی که با اعتراض گسترده فعالان فرهنگی آغاز شد، اکنون به آزمونی برای شایسته‌سالاری در برابر طایفه‌گرایی تبدیل شده و پرسش‌های جدی درباره مدیریت فرهنگی در استان سیستان و بلوچستان را برجسته کرده است.

عبدالسلام بلوچزاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سیستان و بلوچستان، یک سال است که بر کرسی خود تکیه زده، اما تا پیش از این انتصاب جنجالی، نقد جدی از عملکردش مطرح نشده بود. تصمیم وی برای ارتقای رئیس نمایندگی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیمروز به عنوان مدیر فرهنگ و ارشاد اسلامی زابل، چنان واکنشی را برانگیخت که حتی فرهاد شهرکی، نماینده مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی را نیز به میدان کشاند.
شهرکی در نطقی میان برخی از اهالی فرهنگ سیستان خطاب به استاندار، به نکته‌ای حساس اشاره کرد: «یک سال از انتصاب بلوچزاده می‌گذرد؛ در این مدت با اهالی فرهنگ سیستان هیچ ارتباط مؤثری نداشته و تنها یک‌بار برای شرکت در همایشی به این منطقه سفر کرده است.» اگر این ادعا درست باشد، بویی از تبعیض قومی و مذهبی به مشام می‌رسد که هرگز شایسته یک نهاد فرهنگی و هنری نیست.
سیستان سال‌هاست که از بی‌مهری مدیران فرهنگی استان رنج می‌برد. از دست دادن مجوز نمایندگی انجمن سینمای جوانان در این منطقه، نمونه‌ای بارز از این غفلت است. در حالی که زمزمه‌هایی برای تأسیس نمایندگی‌های جدید در بلوچستان شنیده می‌شود، سیستان با وجود داشتن چندین شهر، نتوانست زیرساخت‌های لازم برای تولید فیلم و آموزش در زابل را فراهم کند و فرصتی طلایی از دست رفت.
انتصابات ضعیف در تمام شهرستان‌های سیستان، فعالیت‌های فرهنگی و هنری را به برگزاری همایش‌های تشریفاتی فروکاسته است. هفت هنر در ادارات فرهنگ و هنر این منطقه جایگاهی ندارند و اکنون فردی به سرپرستی اداره زابل منصوب شده که از همان ابتدا، موج اعتراض را برانگیخته است.
آن‌چه این ماجرا را پیچیده‌تر کرده، ورود شورای راهبردی یک طایفه به ماجراست. این شورا در نامه‌ای به نماینده معترض، از رئیس جدید حمایت کرده و اعتراضات را ناشی از «بی‌اطلاعی از عملکرد او» دانسته است. در پاسخ، تعدادی از فعالان فرهنگی نامه‌ای منتشر کردند که در آن، رزومه سرپرست جدید را ضعیف خواندند و خواستار شایسته‌سالاری شدند.
در کجای دنیا، یک طایفه برای حمایت از عضوی از خانواده خود نامه‌نگاری می‌کند تا او بر کرسی بماند؟ وقتی نگاه کارشناسانه به مسائل قومی و طایفه‌ای تقلیل پیدا کند، فرهنگ و هنر توسط قوم‌گرایان به گروگان گرفته می‌شود و از مسیر اصلی خود منحرف می‌گردد.
برخی در فضای مجازی از ورود فرهاد شهرکی به موضوع انتصابات انتقاد کرده‌اند، اما باید به یاد داشت که یکی از وظایف اصلی نمایندگان مجلس، نظارت بر عملکرد دولت در حوزه انتخابیه خود است. یک نماینده نمی‌تواند دستور دهد که چه کسی بر کرسی بنشیند، اما حق دارد انتصابات ضعیفی را که باعث اعتراض مردم شده و به حوزه انتخابیه‌اش آسیب می‌زند، از طریق وزیر یا در صحن علنی مجلس پیگیری کند. تاریخ پر است از وزیرانی که به دلیل انتصابات نامناسب، استیضاح شده‌اند.
عبدالسلام بلوچزاده شاید از اقتدار لازم برای ایجاد تغییرات اساسی و پس گرفتن حکم خود برخوردار نباشد، اما امید می‌رود فرهاد شهرکی تحت تأثیر نامه‌نگاری‌های طایفه گرایانه قرار نگیرد و طبق وعده خود، از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عملکرد ضعیف مدیریت فرهنگی استان اعتراض کند.
این ماجرا فراتر از یک انتصاب اداری است؛ آزمونی است برای اینکه ببینیم شایسته‌سالاری می‌تواند بر قوم‌گرایی و طایفه‌گرایی پیروز شود یا خیر. آزمونی است برای اینکه ببینیم آیا نمایندگان به وعده‌های خود عمل می‌کنند یا سکوت را ترجیح می‌دهند و مهم‌تر از همه، آزمونی است برای آینده فرهنگ و هنر در سیستان؛ منطقه‌ای که سال‌هاست منتظر توجه واقعی است.
حال باید دید فرهاد شهرکی چگونه می‌تواند وعده‌ای را که به اهالی فرهنگ سیستان داده، عملی کند.