افق‌های مغفول در برنامه‌ریزی فرهنگی در سیستان و بلوچستان
افق‌های مغفول در برنامه‌ریزی فرهنگی در سیستان و بلوچستان
سیستان و بلوچستان همواره نقشی تعیین‌کننده در پیکره‌ی هویت ملی ایفا نموده است. با این وجود به رغم برخورداری از مؤلفه‌های غنابخش فرهنگی و سرمایه‌های انسانی مستعد، این خطه در مسیر نیل به توسعه‌ی فرهنگی همگام و همه‌جانبه، با چالش‌هایی ریشه‌دار مواجه است که بی‌تردید بخشی از آن، نشأت‌گرفته از نقایص ساختاری در فرآیند برنامه‌ریزی، تخصیص بودجه و تعیین اولویت‌های اجرایی است.

ابلاغ ادواری برش‌های استانی نقشه مهندسی کشور از سوی ستاد هماهنگی و راهبری، که می‌بایست طبق فراخوان اخیر (۱۹ آذر امسال) بر پایه‌ی نقشه فرهنگی استان یا در صورت عدم وجود، منطبق بر سند برنامه هفتم توسعه تنظیم گردد، بار دیگر موضوع شفافیت، مشارکت‌پذیری و اثربخشی برنامه‌های فرهنگی را در کانون پرسش قرار داده است. فقدان اطلاع‌رسانی گسترده و امکان گفت‌وگوی عمومی درباره‌ی محتوای چنین سند راهبردی، سبب گردیده تا جامعه‌ی فرهنگی استان، از دقت‌نظری که می‌تواند در بهبود آن مؤثر باشد، محروم بماند و برنامه‌های سالیانه، نه برآمده از مطالعه‌ای عمیق و نیازسنجی دقیق، بلکه واکنشی شتاب‌زده و معطوف به برگزاری همایش‌هایی کلیشه‌ای و کم‌بازده باشد که حلقه‌ای بسته از چهره‌ها را تکرار می‌کند و اخبار آن حتی در سطح استانی نیز انعکاسی اثرگذار نمی‌یابد.

این نقص در برنامه‌ریزی، در شرایطی رخ می‌نماید که استان با مسائل پیچیده و درهم‌تنیده‌ای دست به گریبان است. نخست مسئله امنیت که با وجود برخورداری از مزیت‌های جغرافیایی و اقتصادی چون معادن، کریدور ترانزیتی و دسترسی به آب‌های آزاد، همچون سایه‌ای سنگین بر فرصت‌های توسعه سایه افکنده است. در این فضا، رسانه‌های ملی و استانی اغلب صدای ناامنی را بازتاب می‌دهند، بی آنکه بتوانند با خلق رویدادهای فرهنگیِ درخشان، تأثیرگذار و خبرساز در سطح ملی و بین‌المللی (همچون اهدای جوایز معتبر یا تولید آثار هنری فاخر) این روایت را متوازن سازند و تصویری تابناک از توانمندی‌های فرهنگی منطقه ارائه دهند. دوم رشد نگران‌کننده جریان‌های تجزیه‌طلب در فضای مجازی است که بی‌اعتنایی به آن، به معنای واگذاری عرصه‌ی هویت‌سازی به جریان‌های معارض است. در حالی که انتظار می‌رود دستگاه متولی فرهنگ، با طراحی برنامه‌هایی نوآورانه و جذاب برای نسل جوان، بر تقویت روحیه ملی و احساس تعلق به ایران بزرگ سرمایه‌گذاری کند، غیاب چنین ابتکاراتی، فرصت را برای القائات مخرب فراهم می‌سازد. سوم معضل بیکاری و معیشت دشوار هنرمندان و اهل فرهنگ است که بسیاری را وادار به ترک حرفه‌ی خویش و روی آوردن به مشاغل کاذب نموده است. برگزاری مراسم محدود قدردانی از پیشکسوتان، هرچند محترم، پاسخگوی این بحران ساختاری نیست. بقای هنر در گرو خلق فضایی برای تولید و اشتغال پایدار هنرمندان است، نه صرفاً تقدیرهای نمادین از معدود افراد.

در این میان، نقش رسانه‌های قدرتمندی چون سینما که زبان جهانی عصر حاضر است، در سیستان و بلوچستان به حاشیه رانده شده است. اختصاص بودجه‌های اندک به تولیداتی که فاقد استانداردهای لازم برای حضور در جشنواره‌های معتبر ملی و بین‌المللی هستند و حتی مخاطب داخلی چندانی نمی‌یابند، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه نوعی اسراف در منابع عمومی و اتلاف فرصت‌های بی‌بدیل روایتگری است. این در حالی است که فیلمسازان توانمند استان، مهجور و بیکار مانده‌اند و عرصه در اختیار گروه‌هایی محدود قرار گرفته که محصولاتشان هیچ بازتاب فرهنگی مؤثری ندارد. پرسش اینجاست که سرنوشت سایر عرصه‌های حیات فرهنگی مانند تئاتر، موسیقی اصیل، هنرهای تجسمی، خوشنویسی و شعر و ادبیات (که شب‌های شعر پراکنده و کم‌اثر، گواه ضعف برنامه‌ریزی در این حوزه است) در نقشه مهندسی فرهنگی استان کجا ترسیم شده است؟ آیا این گونه برنامه‌ها توانسته حتی به غنای پژوهش‌های علمی و تولید ادبیات معتبر درباره‌ی فرهنگ منطقه بینجامد؟

اکنون که بار دیگر زمان تدوین برنامه‌های اولویت‌دار و تخصیص بودجه فرارسیده، امید است مدیریت فرهنگی استان، با عبرت‌گیری از روش‌های ناکارآمد گذشته، رویکردی بنیادین، شفاف و مشارکت‌جو در پیش گیرد. لازم است با تشکیل گروه‌های کارشناسی متشکل از اندیشمندان، هنرمندان و جامعه‌شناسان بومی، نقشه‌ای واقع‌نگر و عملیاتی برای مواجهه با تهدیدات هویتی و امنیتی، ایجاد اشتغال در عرصه فرهنگ و هنر، و تولید محتوای اثرگذار در رسانه‌های ملی و بین‌المللی طراحی شود. توسعه‌ی فرهنگی سیستان و بلوچستان، نه در همایش‌های گذرا، که در عزمی جزم برای سرمایه‌گذاری روی نیروی انسانی خلاق، تقویت زیرساخت‌های فرهنگی و روایتگری هوشمندانه از ظرفیت‌های بی‌نظیر این خطه معنا می‌یابد.

تنها در این صورت است که فرهنگ می‌تواند به نقش واقعی خود به مثابه محرک توسعه، تقویت کننده انسجام ملی و پاسدار تمامیت ارضی این مرز و بوم پرگهر دست یابد. در هر روی زمان زیادی تا تدوین و ارسال برنامه های اولویت دار استان باقی نمانده و جامعه فرهنگ و هنر استان انتظار دارد حمایت از محصولات فرهنگی و هنری مرتبط با نیازهای ضروری استان، در اولویت قرار گیرد و همایش محوری برنامه های فرهنگ و ارشاد اسلامی پایان یابد و راه برای بازگشت هنرمندان به عرصه هنر بازگردد. ضرورت ایجاب می کرد مدیریت فرهنگی با تشکیل کارگروه با حضور هنرمندان، اولویت های هنری، فرهنگی را تعیین می نمود.

سلطانعلی عابدی

به گزارش دیار عیار، شورای فرهنگ عمومی در تاریخ ۱۹ آذر امسال از ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها خواسته تا تاریخ ۲۶ آذر نسبت به اعلام برنامه‌ها در قالب ابلاغ برش‌های استانی نقشه مهندسی کشور برای تأمین اعتبار برنامه‌های پیشنهادی اقدام کنند.