نَفسِ توجه به تالاب در سطح ملی جای سپاسگزاری دارد، اما مصوبات همه جلسات فرمایشی اینچنینی همان نسخه های همیشگی؛ فعال کردن دیپلماسی آب، اقتصاد مرز، مرطوب سازی، استفاده از خاکپوش های سازگار با محیط زیست و مشتی حرف های بی مبنای غیرکاربردی یا ادعاهای بدون عملی است که در انتهای تحقیق یک دانشجوی کارشناسی یا پایان نامه یک دانشجوی کارشناسی ارشد برای خالی نبودن عریضه می آید. برگزار کنندگان این نشست و بویژه معاون استاندار یک بار از خودشان نپرسیدند که اگر قرار است اقدام اجرایی برای کنترل گرد و غبار انجام شود، دستگاه مجری کدام است؟ واقعا دیدگان مدیران مرتبط آنقدر نابیناست که بیش از نیم قرن تلاش سازمان منابع طبیعی کشور بویژه در منطقه سیستان و مسئولیت قانونی آن را نمی بینند؟ قدم اول توسعه در هر زمینه ای تحلیل گروداران (دست اندرکاران و ذینفعان) است و این را سازمانهای مدعی جایگاه بین المللی بیش از هر نهاد دیگری می دانند، اما چرا وزارت جهاد کشاورزی و سازمان مرتبط را نادیده گرفته اند؟
اینکه در جلسه همه بودند الا جاسم؛ طنزهای عمومیست که گویا قرار است کاسه و کوزه ها سر او بشکند و نتیجه سوء مدیریت ها، عدم انسجام، کارشکنی، وظیفه نشناسی و… را متوجه او کنند. واقعا محیط زیست در جایگاه پاسخگو باید بگوید چرا در ترسالی با کارهای بیولوژیک در تالاب مخالف بود و اینک به طرح غیر علمی و شکست خورده واترباکس رو آورده است؟ کدام جلسه نتیجه بخش استانی برای تخصیص آب از منابع داخلی به تالاب برگزار شده و چرا زیرساخت انتقال آب را فراهم نمی کند؟ کدام عقل سلیم می پذیرد که در شرایط بارندگی ۲۰ میلیمتری تنها با قرق می توان تالاب را احیا کرد؟ در ضمن جلسه درخواست برای تخصیص آب جهت مرطوب سازی تالاب در شرایطی که در زمستان گذشته نماینده محیط زیست به جای تثبیت ریزگرد، مدافع شیلات و صید ماهی بود از آن طنزهای تلخ روزگار است. محیط زیست خیلی واضح و روشن اعلام کند پس از این جلسه با همه نقص ها و انتقادات متوجه آن، از فردا چه اتفاقی قرار است رقم بخورد؟








