دموکراسی به شکل کنونی یک کشف غربی ست. غرب پس از حاکمیت کلیسا بر زندگی مردم و به دست گرفتن هدایت جامعه به مقابله با تمامیت خواهی قدرت های مذهبی و سیاسی برخواستند تا به کشتار کلیسا پایان دهد. دموکراسی محصول مبارزه روشنفکران غربی با قدرت های سنتی ست. نظامی مبتنی بر رای مردم. با تکوین نقطه نظرات اولیه فلاسفه غربی،دموکراسی خواهی بسط یافت و تبدیل به نظامی کم عیب و کارآمد شد. بعدها عناصر دیگری هم زیر مجموعه دموکراسی تعریف شدند، احزاب و رسانه های شنیداری ، دیداری و نوشتاری رشد یافته و سهمی به سزا در این عرصه ایفا کردند.
در بحث شکل گیری احزاب، عده ای با افکار همسو در قالب گروهی به بیان برنامه ها و دغدغه های خود می پرداختند. رسانه ها ضمن گفتگو و انتشار آرای آنها، زیر و بم برنامه هایشان را می کاویدند و مردم به عنوان صاحبان رای، تصمیم می گرفتند به چه حزب، گروه یا فردی رای دهند. نهادهای مدنی برای ایجاد تعادل در قدرت به میدان وارد شده و هر کجا غفلتی صورت می گرفت با استفاده از ابزارهای در اختیار به اصلاح آن می پرداختند. و در نهایت وقتی حزب حاکم در انجام وعده هایش ناتوان بود باز هم این رسانه ها بودند که به نقد عملکردشان پرداخته و با جلب آرای مردمی ، به کاهش محبوبیت مردمی حزب حاکم می پرداختند. در دور بعد هنگام انتخابات مردم با عدم رای اعتماد احزاب را مجازات می کردند. در سده اخیر در غرب بسیاری از احزاب به همین روش جای خود را به دیگری داده اند.
در دموکراسی واقعی احزاب، رسانه، نهادهای مردمی (مدنی) ، نظام پارلمانی و قانون اساسی ارکان اساسی قدرت هستند. ارکانی که زمینه رشد و توسعه را فراهم می کنند. اگر هر ضلعش بلنگد یا بلغزد دموکراسی را ناکارآمد می کند.
در استان سیستان و بلوچستان ما در همه ارکان کاستی های بسیار داریم. احزاب فعالیت مستمر ندارند تا علاوه بر پرورش نیروهای کارآمد، پایگاه مردمی پیدا کرده و با آنها گفتگو داشته باشند. گفتگو باعث رشد فکری مردم شده و دیگر تحت تاثیر نهادهای سنتی، رای خود را به صندوق نمی اندازند.
رسانه ها به عنوان ناظر عملکرد احزاب و سیاسیون، توان مقابله با رسانه های دولتی را ندارند تا با به چالش کشیدن گفتمان حاکم، روایت دیگری را هم عرضه کنند. تعدد رسانه های دولتی باعث شده تا تک صداهای انتقادی دیده و شنیده نشود و تک صدایی بر فضای سیاسی استان حاکم شود.
وقتی یک رسانه می تواند تاثیرگذار باشد که مردم اهل مطالعه باشند و با رصد وقایع و پیگیری تحلیل ها تبدیل به موافق و مخالف جریان حاکم شود و سپس بخواهند با رای منفی، جریان حاکم (حزب یا فرد) را تنبیه کرده و دستشان را از قوه مجریه یا مقننه قطع کند.
وقتی در استان چنین فرایندی وجود ندارد بالطبع جریان حاکم اعم از مجریه و مقننه احساس امنیت کرده و ضرورتی نمی بیند تک صداهای انتقادی ولو به حق باشد را بشنود. هر جریانی در هر کجای دنیا وقتی صداهای مخالف را می شنود که از هزینه های تحمیلی بر فرد یا حزبش بکاهد.
برای شنیده شدن صداهای نقد و برون رفت از رکود توسعه ای فعلی لازم است نهادهای مدنی که نماینده مردم هستند و رسانه ها حد فاصل بین مردم و احزاب فعال شوند و احزاب به جای فعالیت های دوره ای، فعالیت های مستمری داشته باشند. به جز این، پایگاهی مردمی شکل نمی گیرد که سیاسیون را مجبور به تحرک و ایجاد تغییر کند.
سلطانعلی عابدی
چرا رسانه ها در سیستان و بلوچستان بی تاثیرند؟
در این یادداشت سعی دارم دلیل عدم تأثیرگذاری رسانه ها بر روند توسعه، انتخابات و جلوگیری از رکود اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در استان را مورد واکاوی قرار دهم.
لینک کوتاه :
https://www.diyareayyar.ir/?p=8212
برچسب ها
احزاب احزاب سیاسی توسعه جامعه مدنی خانه مطبوعات رسانه رسانههای سیستان و بلوچستان سلطانعلی عابدی سیستان و بلوچستان نهادهای مدنی
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.








