مطالبه‌گری یا باج‌خواهی رسانه‌ای؟ تقاطع خطرناک مطالبه‌گرنمایی و فیک‌نیوزها
مطالبه‌گری یا باج‌خواهی رسانه‌ای؟ تقاطع خطرناک مطالبه‌گرنمایی و فیک‌نیوزها
مطالبه‌گری واقعی یک کنش مدنی آگاهانه است، اما زمانی‌که با بی‌سوادی رسانه‌ای، بهره‌برداری شخصی‌و انتشار اخبار جعلی گره می‌خورد، به ابزاری خطرناک برای تخریب، بی‌اعتمادی عمومی و امتیازخواهی از نهادهای مسئول تبدیل می‌شود.

در فضای امروز رسانه‌ای کشور، مرز میان مطالبه‌گری اصیل و مطالبه‌گرنمایی عوام‌فریبانه به‌شدت کم‌رنگ شده است. آنچه به‌عنوان یک حق اجتماعی مشروع شناخته می‌شود، اکنون به دست گروه‌هایی افتاده که با سوءاستفاده از ضعف نظارت در شبکه‌های اجتماعی، بر موج احساسات عمومی سوار می‌شوند و با فریب مخاطب، اهدافی کاملاً شخصی را پی می‌گیرند.

مطالبه‌گرنماها نه در بستر قانون، که در تار و پود گروه‌های فیک واتساپی، کانال‌های زرد تلگرامی، و صفحات پرهیاهو اما بی‌هویت فعالیت می‌کنند. از مهم‌ترین ابزار این افراد برای اثرگذاری، استفاده از اخبار جعلی (فیک نیوز) و داده‌های تحریف‌شده است؛ پدیده‌ای که در نظریه‌های علوم ارتباطات همچون «ساخت واقعیت از طریق رسانه» و «پساواقعیت»، به‌عنوان یکی از جدی‌ترین تهدیدات برای افکار عمومی شناخته می‌شود.

اخبار جعلی، با بهره‌گیری از تکنیک‌هایی مانند «تیترهای احساسی»، «محتوای ناقص» و «تصاویر خارج از سیاق»، به‌سرعت در فضای مجازی منتشر می‌شوند و افکار عمومی را در وضعیت «داوری عجولانه» قرار می‌دهند. در این فضا، حقیقت جای خود را به روایت‌های پرمخاطب می‌دهد و نهادهای مسئول، پیش از پاسخ، باید برای دفاع از اعتبار خود بجنگند.

بر اساس مدل «مارپیچ سکوت»، کاربران در مواجهه با جریان پرقدرت اخبار جعلی و مطالبه‌گرنماها، سکوت می‌کنند یا دچار تردید می‌شوند، حتی اگر حقیقت را بدانند. این فضا باعث می‌شود صداهای مستند و دلسوز، در هیاهوی فریب و شایعه گم شوند.

از نگرانی‌های جدی در سال‌های اخیر، رشد تدریجی جریان‌هایی است که با سوءاستفاده از عنوان مطالبه‌گری، به دنبال فضاسازی رسانه‌ای، تضعیف نهادهای اجرایی و ناامیدسازی افکار عمومی هستند. در استان هایی با بافت اجتماعی حساس و درگیر با مسائل توسعه‌ای مانند سیستان و بلوچستان، این تحرکات اغلب در سایه شعارهای مطالبه‌گرانه اما بدون پشتوانه کارشناسی رخ می‌دهد. این گروه‌ها، بدون ارائه راهکار یا شناخت واقعی از فرآیندهای حکمرانی، تنها با هدف دیده شدن یا اعمال فشار بیرونی، تلاش می‌کنند با انتشار اطلاعات ناقص یا خلاف واقع، چهره‌ای منفی از خدمات عمومی ارائه دهند و پیوند اعتماد میان مردم و حاکمیت را تضعیف کنند.

در این میان، نباید فراموش کرد که مطالبه‌گران واقعی، با نیت خیرخواهی و تعهد اجتماعی، نقش مهمی در ارتقاء عملکرد دستگاه‌ها و رشد جامعه دارند. آن‌ها دل در گرو پیشرفت استان و اعتلای مردم دارند و از روی دلسوزی و نه خودنمایی، سخن می‌گویند. مطالبه‌گری، اگر آگاهانه، مستند و اخلاق‌محور باشد، نه‌تنها یک حق، بلکه یک وظیفه شهروندی است. جامعه امروز، بیش از همیشه به صدای آنان نیاز دارد؛ صدایی که در میان موج شایعات و فیک‌نیوزها نباید خاموش شود.

اکنون زمان آن است که با آموزش گسترده سواد رسانه‌ای، ایجاد سامانه‌های پاسخ‌گویی شفاف، تقویت رسانه‌های محلی مسئول و حمایت از نهادهای مطالبه‌گری ساختاریافته، از مطالبه‌گران واقعی حمایت کنیم و جریان‌های فرصت‌طلب را به حاشیه برانیم.

در عصری که دروغ‌ها زودتر از واقعیت منتشر می‌شوند، بیش از همیشه به رسانه‌های دقیق، افکار عمومی فهیم، و مطالبه‌گرانی متعهد نیاز داریم.

نویسنده: حامد جهان‌تیغ – فعال رسانه ای