مدیریت نتیجه محور رویکردی برای پایداری محیط زیست سیستان و بلوچستان 
مدیریت نتیجه محور رویکردی برای پایداری محیط زیست سیستان و بلوچستان 
امروز که روز جهانی محیط زیست است، طبیعت با متوقف کردن کارها بدلیل وقوع طوفان و گرمای بی سابقه در استان بیش از همه صدایش را به گوش ما رسانده است. قصد ندارم با ذکر کلیاتی چون مسئولیت ما برای ایجاد زمین سبز و طبیعت پاک اهدافی بزرگ و جهانی را یادآور شوم بلکه می خواهم با انطباق حداقلی برای راه حل مشکلات محیط زیستی بر روشی که دستاوردهای بی نظیری در دنیا داشته این مناسبت را ارج گذاری کنم.

در سال ۲۰۱۳ در سفر به چین بعد از شنیدن گزارشی از مقامات آن کشور که سالانه حدود ۱۱ تالابشان را احیا می کنند، با اصطلاح مدیریت نتیجه محور(Results-based management) آشنا شدم. مدیریت نتیجه‌محور یک رویکرد نوین مدیریتی بوده که تمرکز اصلی آن روی «نتایج قابل اندازه‌گیری و قابل ارزیابی» است. یعنی برخلاف مدل‌های سنتی که تمرکزشان روی انجام فعالیت‌ها و مصرف منابع بود، RBM تلاش می‌کند بپرسد: این فعالیت چه نتیجه‌ای داشت؟ ترجمه آشنای این موضوع این است که “هدف وسیله را توجیه می کند” اما برای اینکه تمایزی بین این روش و اثرات منفی و ذهن آشنای ایدئولوژیک جمله فوق قائل شویم خوب است اشاره شود که مدیریت نتیجه محور یک اقدام خودسرانه بدون توجه به پایداری و مصرف حداقل منابع نیست چنانکه مشارکت کلیه ذینفعان، آموزش دست اندرکاران، تعریف شفاف، واقع بینانه و قابل سنجش اهداف، ایجاد فضای یادگیری و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر داده های صحیح را نیز شامل می شود و قیود اشاره شده این روش را از عمل بر اساس یک تشخیص ناقص و رفتار غیر منطقی جدا می سازد. گام‌های اصلی مدیریت نتیجه‌محور عبارتند از: ارزیابی، تفکر، تجسم، برنامه‌ریزی، اجرا و بررسی
در مثال احیای تالاب، اگر مورد مطالعه را تالاب هامون قرار دهیم، به نظر می رسد احیا یا رساندن آن به وضعیت پایدار مستلزم مشارکت دستگاه‌هایی چون سازمان مدیریت و برنامه ریزی، محیط زیست، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، امور آب، مدیریت بحران، عشایری، مرزبانی، فرمانداران، جامعه محلی و سایر گروداران برای پاسخ به این سوال است که وضعیت فعلی چیست؟ کی و به کجا می خواهیم برسیم؟ برنامه (روش) ما برای رسیدن به هدف چیست؟ برای رسیدن به هدف چه سهمی را در تعامل با دیگران می پذیریم؟ به عبارتی هر یک از دستگاه‌ها باید نقش خود را در احیای و پایداری تالاب تعریف کنند. این نقش ها اگر چه با هزینه کرد اعتبارات، اجرای پروژه ها و حتی ارتقای عملکرد (بهره وری) صورت می گیرد، اما به معنی گزارش عملکرد نیست بلکه گزارش اثرات است. برای مثال آب رسانی به تالاب در چه سطحی انجام شده، مهم نیست بلکه نقش این مرطوب سازی در کاهش گرد و غبار، تاثیر ملموس و افزایش رضایت ساکنان پایین دست با سنجه های معتبر ملاک ارزیابی موفقیت است. احیای تالاب هامون با مدیریت نتیجه محور به مثابه پازلی است که قطعات آن با مشارکت دست اندرکاران به گونه ای کنار هم چیده می شود که امکان تشخیص چگونگی چینش هر قطعه توسط هر دستگاه برای ناظران بی طرف فراهم است. به نظر می رسد برای غلبه بر نابسامانی موجود حداقل در تالاب هامون و اثرات مخرب این بلاتکلیفی و بی عملی بر اقتصاد، اجتماع و محیط زیست بخش بزرگی از استان اتخاذ نتیجه محوری در اعمال مدیریت ضروری است.

حسین سرگزی، دکتری بیابان زدایی