برای مثال برای اتراق در مسیر رودخانه، سکونت در منطقه کوهستانی پرشیب، زندگی در پهنه سیلابی یک رودخانه بزرگ، زندگی در بیابان کم باران و… خساراتی چون سیلگیری، رانش زمین، غرقاب و از بین رفتن محصول در اثر خشکسالی مورد انتظار است. متخصصان مدیریت بلایای طبیعی، خسارت را تابعی از بزرگی خطر (عدد ریسک)، میزان عناصر (منابع) در معرض خطر و میزان شکنندگی یا تاثیرپذیری آن منابع می دانند. واقع شدن در نوار بیابانی زمین، همسایگی با کشوری پرخطر، وابسته بودن به آبهای فرامرزی، اقتصاد تک محصولی وابسته به آب، وزش باد ۱۲۰ روزه در فصل خشک و… سیستان را واجد ریسک ذاتی کرده است اما این ریسک یک ریسک نهانی و بالقوه است که بروز و تبدیل آن به خسارت نیازمند همراهی عوامل دیگری است. چنانکه وزش باد در موقع گرمای طاقت فرسا می تواند فرصت و موهبتی بی نظیر قلمداد شود اما وقتی باد از عرصه ای فرسایش پذیر گذر می کند یا بر منابع آبی و گیاهی بدون حفاظ می وزد فعلیتی به نام خطر بوجود می آید و به هر میزان که سرعت و شدت بیشتری یابد، ذرات خاک را با خود همراه کند، به ذرات برنده و فرساینده ماسه و کوارتز مسلح گردد، با حذف ناهمواریها و پوشش، عرصه تاخت و تاز بیشتری برایش فراهم شود و… عدد خطر بالاتر می رود. در کنار بزرگی عدد خطر، اهمیت عناصر در معرض این خطر و میزان شکنندگی آن اهمیت می یابد. بی شک حرکت ماسه از روی جاده یا گذر آن از یک زمین کشاورزی در مقایسه با رسوب در کانالها و مخازن آب یا تعطیل کردن فرودگاه خسارت کمتری را باعث می شود. آنچه اینک در سیستان اتفاق افتاده، هر سه این موارد می باشد. با تغییرات اقلیمی، خشونت بادها، خشکی محیط بویژه از بین رفتن تالاب بین المللی هامون عدد خطر ذاتی به سطوح بالاتری رفته و با سرمایه گذاری های بی ضابطه بدون توجه به ذات اقلیمی عناصر مورد تهدید در سراسر منطقه گسترده شده و با فقر مردم، بی توجهی بر اقدامات پایدار و کاهش توان مقابله با ریسک و تخفیف و مهار آن شکنندگی در مقابله با تهدید افزونتر شده است. لذا میزان خسارت بیشتری مورد انتظار است.
اما چه باید کرد؟ بی شک ارزیابی اولیه شامل شناسایی عناصر در معرض خطر، طبقه بندی شدت خطری که متوجه هر یک از این منابع است به همراه رتبه بندی بندی شکنندگی این منابع نقشه ای از اولویت بندی اجرا در اختیارمان خواهد گذاشت و بنابه امکانات در اختیار و اهمیت مورد نظر بایستی اقدام کرد. برخی استراتژی هایی که برای اداره (کنترل) ریسک در شرایط سیستان شامل اجتناب، کاهش، انتقال و تحمل است
اجتناب از ریسک: یعنی انجام ندادن فعالیتی که باعث ریسک میشود. دستکاری بدون ضابطه و مداوم در عرصه فرسایش پذیر دشت، به هم خوردن بستر تالاب با چرای دام و ترددهای بی ضابطه، جلوگیری از برداشت آبهای زیر قشری در مناطق فرسایش پذیر و حتی بلاتکلیفی در مدیریت یکپارچه و متناسب از جمله اقداماتی است که بایستی از آن اجتناب شود.
کاهش ریسک: یعنی بهکارگیری شیوه هایی که باعث کاهش شدت زیان میشود. اقدامات مکانیکی و بیولوژیکی یا پخش آب در کانون های بحرانی، فشرده سازی کشت، تغییر الگوی کشت و… را می توان در این بخش قرارداد. ایجاد انگیزه برای ماندگاری سرمایه های اجتماعی بخش دیگری از این استراتژی است.
انتقال ریسک: یعنی موجب شدن اینکه بخش دیگری ریسک را قبول کند. به این استراتژی شراکت در ریسک یا متنوع سازی نیزاطلاق می شود. استمداد از دولت یا مشارکت بیمه ها و خیرین برای مشارکت در پرداخت خسارات بخشی از این استراتژی است. اما مادامیکه مهار آب در سرآب حوضه هیرمند به عنوان یکی از عوامل ایجاد وضعیت فعلی به حساب می آید، پرداخت تمام هزینه های کنترل فرسایش بادی توسط ایران منطقی به نظر نمی رسد و بایستی موجدان خطر متوجه شدت و خسارات آن باشند لذا بخش هایی از شمال شرق منطقه که خسارت نهایی آن متوجه ما نیست اولویت اجرایی ندارد و بهتر است با انجام یک کار آمایشی ریسک را متوجه بخش های فرامرزی کرد.
پذیرش ریسک: یعنی قبول زیانی که رخ میدهد. پذیرش ریسک یک استراتژی قابل قبول برای ریسکهای کوچک است که هزینه حفاظت در مقابل ریسک ممکن است از نظر زمانی و اعتباری بیشتر از کلیه زیانهای حاصله باشد. برای مثال شاید بسته شدن جاده زابل برای ساعاتی محدود اولویت بیشتری از هزینه کرد زیاد برای مهار بحرانی به وسعت بیش از ۴۰ هزار هکتار در سرشیله و بالادست تاسوکی داشته باشد.
در پایان نکته ای که بایستی تاکید شود اینکه اهمیت دادن به خسارت یا اولویت بخشی به مهار یک بحران در شرف وقوع، نیاز به جریان سازی و نهاد سازی برای برجسته کردن ابعاد و برانگیختن حساسیت دست اندرکاران و تصمیم سازان دارد که مسئولیت رسانه ها، دانشگاه ها، ساکنان و نخبگان یک منطقه است.
حسین سرگزی
دکتری بیابان زدایی








