بی‌اعتنایی مدیریت سیستان و بلوچستان به حوزه رسانه؛ شورای اطلاع‌رسانی سیستان و بلوچستان محلی از اعراب ندارد
بی‌اعتنایی مدیریت سیستان و بلوچستان به حوزه رسانه؛ شورای اطلاع‌رسانی سیستان و بلوچستان محلی از اعراب ندارد
در حالی که به دلیل سرمایه‌گذاری، فعالیت‌ها و تحریک‌های گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب در سیستان و بلوچستان از طریق ایجاد شائبه و نگرانی، سطح خشونت، ترور و فرار سرمایه افزایش یافته و راه مقابله با این موارد، شفاف‌سازی رسانه‌ای و فعالیت فرهنگی هدفمند است، اما استانداری سیستان و بلوچستان فعالیت رسانه‌ای را محدود کرده و در سال جاری صرفاً یک جلسه شورای اطلاع‌رسانی برگزار کرده است.

طی سنوات گذشته شائبه تغییر بافت جمعیتی سواحل مکران، توزیع جزوه مجعول مسئله بلوچستان، تحریف تاریخ برای ملت‌سازی، تمایزگذاری، تقویت هویت قومی و ضعف هویت ملی و تقویت ادبیات تجزیه‌طلبانه موجب شده که بسیاری از مدافعان امنیت ترور شوند و گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب با تکرار ادعاهای واهی در سایه سکوت و عدم تبیین برخی پروژه‌ها مانند طرح توسعه سواحل مکران، اقدامات تروریستی خود را در میان جامعه هدف توجیه کنند و برخی از جوانان با گروهک‌ها همراه شوند و در دام ترور و خشونت گرفتار شوند که بالتبع شاهد فرار سرمایه از سیستان و بلوچستان بودیم.

در دولت یازدهم و دوران تصدی علی‌اوسط هاشمی، شاهد طلایی‌ترین دوران رسانه‌ای و فعالیت نهادهای مدنی سیاسی و غیر سیاسی بودیم. نامبرده در اغلب جلسات و بازدیدهای خود، اهالی رسانه حتی رسانه‌های منتقد را دعوت می‌کرد، همواره به صورت تلفنی و در شبکه اجتماعی فیسبوک پاسخگوی اهالی رسانه و تمام آحاد جامعه بود، معاونین استانداری و سایر مدیران را برای حضور در شبکه‌های اجتماعی و پاسخگویی ملزم کرده بود و بدین ترتیب توانست گفتمان سیاسی و رسانه‌ای را بر فضای امنیتی غالب کند و مطالبات جامعه را پاسخ دهد تا کمتر به سمت خشونت سیر کند.

در دولت چهاردهم شاهد انتصاب استاندار بومی اهل سنت بودیم. این انتصاب نوید‌بخش روزهای بهتر بود، اما از آنجا که منصور بیجار در یک شرایط عادی پله‌های ترقی را طی نکرده بود و بر اساس توازن قومی و مذهبی در انتصابات، جایگزین باقر کرد در معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری شده بود، درک درستی از معادلات رسانه‌ای و سیاسی نداشت، بنابراین علی‌رغم تأکید رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت مبنی بر عدم حذف رسانه‌ها از جلسات و رویدادها، مانند دولت سیزدهم عمل کرد و رسانه‌ها را به دو دسته خودی و غیرخودی تقسیم نمود و پای روزنامه‌نگاران مستقل و منتقد را از جلسات استانداری و پوشش سفر مقامات کشوری قطع کرد.

رویکرد استانداری سیستان و بلوچستان در دولت چهاردهم در حوزه رسانه به مراتب ضعیف‌تر از دولت سیزدهم بوده است. برای مثال گرامی‌داشت روز خبرنگار در سال آخر عمر دولت سیزدهم طی دو مراسم محوری و آبرومند در استودیو صدا و سیما به صورت پخش زنده با حضور استاندار وقت و یک مراسم در سالن آمفی‌تئاتر اشراق با حضور معاون سیاسی و اجتماعی استانداری برگزار شد.

رضا شریفی، معاون سیاسی و اجتماعی استانداری سیستان و بلوچستان در آن مراسم وعده اختصاص اعتبارات حوزه اجتماعی را برای تقویت رسانه‌ها داد، اما به دلیل ضعف مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان این امر محقق نشد. تغییر مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در دولت چهاردهم نیز شرایط را بدتر کرد و این وعده به فراموشی سپرده شد.

اوضاع رسانه در دولت چهاردهم آنقدر اسفناک شده که مراسم گرامی‌داشت روز خبرنگار، هفدهم مرداد برگزار نشد و با پیگیری خانه مطبوعات، یک مراسم دور از شأن اهالی رسانه در شهریورماه برگزار شد.

شورای اطلاع‌رسانی سیستان و بلوچستان که می‌تواند نقش مهمی در امر سیاست‌گذاری در حوزه رسانه و برنامه‌ریزی برای استفاده از ظرفیت رسانه‌ها داشته باشد، در این دولت محلی از اعراب ندارد، به گونه‌ای که از ابتدای سال یک جلسه برگزار کرده که صرفاً به موضوع قطع اینترنت، اختصاص اعتبارات بند چ به صدا و سیما و لزوم تقویت ارتباط شفاف و مؤثر با مردم و انعکاس دقیق دستاوردهای استان پرداخته است.

مادامی که برخی از مدیران دولت پاسخگوی رسانه‌های رسمی به عنوان نماینده افکار عمومی نیستند، قطعاً تکلیف مردم عادی مشخص است.

به رغم اینکه معاون اول رئیس‌جمهور طی بخشنامه‌ای، شکایت مدیران و دستگاه‌های دولتی از رسانه‌ها و خبرنگاران را ممنوع اعلام کرده و آن را منوط به مصوبه شورای اطلاع‌رسانی دولت کرده، شاهد بی‌اعتنایی مدیران به این بخشنامه هستیم، به گونه‌ای که یکی از فعالان رسانه‌ای شهرستان نیمروز با شکایت یکی از مدیران شهرستانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان راهی زندان شده است.

مشخص نیست با این رویکرد باری به هر جهت و بی‌برنامگی دولت، رسانه‌ها چگونه باید دوران گذار را طی کنند.