باید مراقب بود که فضای استان، بیش از این به فضای نظامی، امنیتی و انسدادی تبدیل نشود
باید مراقب بود که فضای استان، بیش از این به فضای نظامی، امنیتی و انسدادی تبدیل نشود
استاندار پیشین سیستان و بلوچستان گفت: حکومت نباید با مسائلی از این دست و ناامن سازی ها ساده برخورد کند و اجازه مانور قدرت، یکه تازی و ایجاد ناامنی زنجیره ای را به جریان های وابسته به سرویس‌های خارجی دهد. البته باید مراقبت شود که فضای استان، بیش از این به فضای نظامی، امنیتی و انسدادی تبدیل نشود. چرا که ایجاد یک فضای امنیتی خواسته طراحان این نا امنی هاست. تجربه نشان داده نتیجه غلبه رویکرد امنیتی و نظامی، خداحافظی با توسعه پایدار استان است.

در رابطه با افزایش حوادث و حملات تروریستی با سید محمود حسینی، استاندار پیشین سیستان و بلوچستان  گفت و گویی داشتیم که متن کامل آن را می خوانید:

تحلیل شما در خصوص حوادث تروریستی اخیر در منطقه جنوب شرق چیست؟

در چند ماه اخیر سلسله اقدامات تروریستی در منطقه جنوب شرق ایران صورت گرفته که چند عملیات اخیر در نیمه دوم فروردین ۱۴۰۳ ابعاد جدیدی پیدا کرده که باید تجزیه و تحلیل شوند و درک درستی از آن بدست آید.

پس از عملیات ۲۴ آذرماه ۱۴۰۲ حمله به مقر فراجا شهرستان راسک توسط گروه موسوم به جیش العدل مسئولیت و عملیات ۱۳ دی ماه ۱۴۰۲ در مراسم سالگرد شهید سلیمانی در مسیر منتهی به گلزار شهدای کرمان توسط داعش خراسان، عملیات اخیر در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ در قالب حمله به مراکز فراجا، سپاه و هنگ مرزی در شهرستان چابهار و راسک صورت گرفت. عملیات تروریستی چابهار توسط تعداد زیادی افراد مسلح و مدت زمان طولانی حدود ۱۲ ساعت انجام شد. تا کنون سابقه نداشته که تروریست ها زیر جلیقه های ضد گلوله، جلیقه انفجاری تعبیه کنند و در یک عملیات طولانی حضور پیدا کنند از طرفی تلفیقی از نیروهای خارجی و ایرانی را در عملیات چابهار شاهد بودیم. در این عملیات ۱۵ نفر از مدافعان امنیت به شهادت رسیدند و گروه جیش العدل ضمن پذیرش مسئولیت عملیات، اطلاعیه ای در این زمینه منتشر کرد.

۲۱ فروردین امسال نیز در شهرستان سیب و سوران به دو خودرو فراجا حمله شد و ۶ نفر از نیروهای انتظامی به شهادت رسیدند.

مسئله این است که مشابه این تحرکات و حملات در حال تکرار است و به نظر می‌رسد که ادامه پیدا خواهد کرد. بدین ترتیب، امنیت منطقه جنوب شرق به طور جدی با مخاطره مواجه شده است. عملیات اخیر به فاصله ۵ روز در سه منطقه حساس مرزی چابهار، راسک و سیب و سوران رخ داده و از نظر انتخاب زمان، نحوه عملیات و به ویژه بیانیه منتشر شده این گروه، قابل ارزیابی است. انتخاب زمان، نحوه عملیات و تنظیم بیانیه، حساب شده و برنامه‌ ریزی شده است و هدف های مشخصی را دنبال می کند.

زمان عملیات دو یا سه روز پس از حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق رخ داده، یعنی در زمانی که حاکمیت درگیر آن مسئله بوده و تمرکز متولیان امر به سوی سوریه و لبنان بوده و در فکر نحوه پاسخگویی به حمله اسرائیل بودند. انتخاب زمان عملیات حساب شده بوده و نحوه عملیات جنبه غافلگیری داشته و با آمادگی قبلی انجام شده، تروریست‌ها یکه تازی کردند و پشت سر هم، سه عملیات انجام دادند.

از این بابت نیروهای امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی به خصوص بابت نداشتن اشراف اطلاعاتی باید پاسخگو باشند.

بیانیه ای که این گروه صادر کرد از این جهت بی سابقه بود که در آن سعی شده به اقدامات خود، رنگ و بوی اجتماعی و ناسیونالیستی دهند، به گونه ای که برخی افراد آگاه و تحلیل گر مسائل منطقه، بر این بودند که بعید است، این بیانیه از سوی جیش العدل صادر شده باشد!

این گروه، مشخصا کارنامه تروریستی و مسلحانه دارد و متصل به جریان های داعشی است، اما در این رویکرد جدید سعی دارد که بر موج نارضایتی مردم منطقه و شکاف‌های قومی و مذهبی سوار شود و با این رویکرد علاوه بر این که به دنبال سرباز گیری از میان بخشی از جوانان تندرو و مذهبی بلوچ است، در پی جلب افکار عمومی و حتی جلب حمایت افراد موثر است. ایجاد تفرقه میان اقوام و دامن زدن اختلافات مذهبی از اغراض این گروه است.

در قبال وضع به وجود آمده باید چه تدابیری اتخاذ کرد؟

وضعیت فعلی، پدیده ای جدید است، که شاید بتوان نام آن را تروریسم با رویکرد اجتماعی بگذاریم. نظر به این‌که منطقه جنوب شرق پنجره امنیت ملی و دروازه توسعه ایران آینده است، بنابراین هر نوع ناامنی گسترده در جنوب شرق، امنیت ملی را نشانه گرفته است.

در بیانیه گروه موسوم به جیش العدل، به طرح توسعه سواحل مکران و پیامدهای آن از جمله به هم خوردن ترکیب جمعیتی در این سواحل اشاره کرده است. این جاست که باید مسائل استان، به ویژه طرح های توسعه در اتاق های فکر توسط دولت، نظام و هم از سوی جامعه مدنی و نخبگان، مورد تجزیه و تحلیل و آسیب شناسی قرار گیرد.

به نظرم در حال حاضر اقدامات عاجلی که باید انجام شود، عبارتند از:

۱- یکی از وظایف هر حکومت، تامین امنیت شهروندان است، بنابراین نباید حکومت با مسائلی از این دست و ناامن سازی ها، ساده برخورد کند و اجازه مانور قدرت، یکه تازی و ایجاد ناامنی زنجیره ای را به جریان های وابسته به سرویس‌های خارجی دهد. البته باید مراقبت شود که فضای استان، بیش از این به فضای نظامی، امنیتی و انسدادی تبدیل نشود. چرا که ایجاد یک فضای امنیتی خواسته طراحان این نا امنی هاست. تجربه نشان داده نتیجه غلبه رویکرد امنیتی و نظامی، خداحافظی با توسعه پایدار استان است.

۲_ شایسته است که حاکمیت از دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی به هر نحوی ممانعت کند. در وهله نخست حاکمیت و منصوبان آن اعم از مدیران استان و ائمه جمعه که به نوعی سخنگوی حاکمیت به شمار می روند، وحدت ملی را در قول و عمل سرلوحه کار خودشان قرار دهند. کارگزاران نظام باید مراقبت کنند تا اقدامات و مواضعشان زمینه سو استفاده جریان های رادیکال وابسته را فراهم نکند. به موازات آن جا دارد ائمه جمعه اهل سنت نیز، ضمن محکوم کردن هرگونه حرکت تروریستی، اهداف و تبعات این گونه اقدامات را برای جوانان تبیین کنند.

۳_ حاکمیت نباید با نادیده گرفتن و کنار گذاشتن جریان های میانه رو و معتدل، به ویژه روشنفکران و تحصیلکردگان که درون نظام تعریف می شود، زمینه را برای بازی جریان های رادیکال به صورت ناخواسته فراهم کند.

میدان ندادن به فعالیت مطالبه گرانه اعم از روشنفکران، مذهبیون و تحصیلکردگان سیستانی و بلوچ و سایر ساکنین استان، یکی از مسائلی است که در سیستان و بلوچستان و ایجاد تضییقات برای آن ها آسیب می زند. این طیف های مطالبه گر، همان نیروهای اجتماعی هستند که در همه جوامع باید وجود داشته باشند و به عنوان جامعه مدنی یعنی واسط بین مردم و حکومت، بتوانند فعال باشند و محدودیتی برایشان فراهم نشود.

متاسفانه برای جریان های میانه رو در سیستان و بلوچستان که می‌توانند در درون نظام کنشگری انجام دهند، محدودیت هایی وجود دارد که باید این محدودیت ها برداشته شود. وجود نیروهای اجتماعی امکانی است که زمینه های سرباز گیری از میان جوانان برای گروه‌های رادیکال فراهم نشود؛ این مسائلی است که باید به فوریت انجام شود.

۴_ حادثه تلخی که در ۸ مهر زاهدان و پس از آن در ۱۳ آبان در خاش به وجود آمد و جمعی از نمازگزاران جمعه جان باختند؛ تبدیل به قهری شده که ادامه آن به ضرر همه است. باید نظام به صورت جدی به این موضوع رسیدگی کند و از خانواده‌های جان‌ باختگان و آسیب‌دیدگان دلجویی کند و این قهر را به صلح و صفا تبدیل کند. بیش از یک سال و نیم این قضیه بلاتکلیف مانده که پیامدهای خوبی نخواهد داشت.

۵_ سیستان و بلوچستان و منطقه جنوب شرق از گذشته در زمینه توسعه زیرساخت‌ها و توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نسبت به مناطق شمالی و مرکزی کشور عقب ماندگی داشته و این تاخیر آثارش وجود دارد. استان کرمان پس از انقلاب با توجه به این که مدیرانی در مرکز حکومت داشت، توانست بخشی از عقب ماندگی‌ها را جبران کند، هرچند هنوز جنوب کرمان و شرق هرمزگان با مشکل توسعه نیافتگی مواجه است. توسعه نیافتگی سیستان و بلوچستان باید به صورت ویژه و با اراده علی حده، جبران شود. اگرچه در این استان اقدامات و طرح های زیادی اجرا شده، اما هنوز خلأ ها زیاد است. برای مثال اولین طرح توسعه منطقه ای تحت عنوان «طرح توسعه محور شرق» در دوره نخست وزیری مهندس موسوی برای استان به تصویب رسید و در دولت های مختلف در سیستان و بلوچستان کارهای زیادی انجام شده است، اما کافی نبوده است.

از سال ۹۰، طرحی، تحت عنوان «توسعه سواحل مکران» مورد توجه قرار گرفته است. با این که در مطالعات این طرح، راهبرد آن تلفیقی از توسعه درون زا و برون زا تعریف شده اما در عمل به بعد درون زای آن کمتر توجه شده است. البته اینک این طرح با بلاتکلیفی مواجه و حدود ۶ ماه است دبیر ندارد. این امر نشان می دهد، اراده ای برای تعیین تکلیف این طرح، وجود ندارد.

نظر بنده این است که هر طرح توسعه ای در صورتی موفق خواهد شد که با رضایت و مشارکت مردم و با رویکرد توسعه اجتماع محور باشد، یعنی مردم منطقه از زمان برنامه‌ریزی و طراحی تا زمان بهره‌برداری در آن مشارکت و نقش داشته باشند. لازم است، زیرساخت‌های توسعه منطقه به ویژه راه، راه آهن، آب، آموزش و بهداشت در اولویت مورد توجه قرار گیرد.

اگر طرح‌های توسعه در سیستان و بلوچستان به اجرای پروژه‌های صنایع سنگین و آلاینده منحصر شود، امر درستی نیست و این جنبه نگرانی هایی ایجاد کرده است. یکی از نگرانی ها ابهام در میزان سهم مردم بومی در طرح مذکور است. دولت باید در این زمینه شفاف سازی کند و این نگرانی ها را (ولو بعضاً بزرگنمایی شده), مرتفع کند و اگر نگرانی ها بجاست، باید برطرف شود.

نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی اعم از روشنفکران، تحصیلکردگان، تشکل‌های مردم نهاد، علما و جریان های مذهبی نباید در قبال وضع پیش آمده ساکت باشند. همه این جریان ها وظایفی دارند. شاید بگویند، چون قبلاً به آن ها میدان و بها داده نشده، چرا الان باری به دوش بکشند؛ اما این مسئله را باید مدنظر قرار داد که اگر فضای استان به جولانگاه گروه های وابسته و ناامن کننده مبدل شود، همه ضرر می کنند و فرایند توسعه استان با مخاطره مواجه می شود.

باید نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی وارد میدان شوند و در فضای همراه با تفاهم به گفتگو بپردازند. راه حل ها را ارائه دهند، موضوعات را پیگیری کنند و در قبال شرایط بسیار حساس فعلی ساکت و بی تفاوت نباشند. باید گفتگو بر فضای امنیتی غالب شود. هیچ گاه در فضای اقتدار گرایانه و یک طرفه جامعه تقویت نمی شود و اهالی فکر و اندیشه در چنین فضایی به میدان نمی آیند تا کمک کنند. وقتی چنین شرایطی حاکم شود، جامعه ضعیف می شود، وقتی جامعه ضعیف شد، نظرات به طور علنی مطرح نمی شود و دولت مورد نظارت و کنترل قرار نمی گیرد. توازن میان جامعه و حکومت موجب توسعه می شود. این یک اصل است که اگر جامعه ضعیف و حکومت قوی شود، به استبداد منتهی می شود و اگر جامعه قوی باشد و حکومت ضعیف، به هرج و مرج منتهی خواهد شد. باید توازن برقرار شود و جامعه بتواند مطالبه گری کند. این افراد باید در میدان‌ حضور پیدا کنند و حرف هایشان را بزنند تا تفاهم و آرامش برقرار شود. اکنون زمان آن است که رسانه های موجود با ایجاد و ارائه گفتگوی سازنده که موجب تقویت جامعه و دولت شود، نقش آفرینی کنند.

نمی‌توان به تحصیل کردگان بگوییم که فقط در حوزه تخصصی خودشان کار کنند. این افراد خواه ناخواه نظر دارند و تمایل دارند که نظراتشان را مطرح کنند و این نظرات شنیده شود و حکومت هم گوش شنوا داشته باشد. این‌ ها واقعیات جامعه است که باید آن را درک کرد.

فلسفه ائمه جمعه دعوت به تقوا و وحدت است. نباید به اختلافات قومی و مذهبی دامن بزنند، ائمه جمعه باید جامعه را به صلح، هم زیستی و آرامش دعوت کنند.

شرایط به گونه ای است که باید همه اقشار و طیف ها احساس مسئولیت کنند و وحدت و توسعه در استان در دستور باشد.

زعمای دو قوم برای بهبود شرایط چه اقداماتی می توانند انجام دهند؟

زعمای دو قوم باید جریان های تندرو و افراطی قومی و مذهبی را نصیحت کنند، تعدیل کنند و میدان ندهند. اظهار نظر هایی نکنند که موجب سواستفاده و تشدید تنش ها شود.

علما و روحانیون شیعه و سنی باید مراقب سخن ها، خطبه ها و نقطه نظرات شان باشند و مشاوران بی غرض و سالم داشته باشند.

انقلاب ما با شعار وحدت شیعه و سنی آغاز شد. وحدت در شعار نیست و در عمل است. این وحدت با برابری، برادری و آزادی محقق می شود. اقوام و مذاهب مختلف نباید احساس کنند چون حکومت ما شیعی است، پس نسبت به سایر مذاهب و اقوام تبعیض روا داشته می شود.

با توجه شعار وحدت انقلاب اسلامی، همه اقوام و مذاهب، فرهنگ ها و گرایش ها فرصت برابر و حقوق برابر داشته و دسترسی برابر به منزلت، ثروت و قدرت داشته باشند.

اگر استاندار سیستان و بلوچستان بودید در خصوص شائبه هایی که در زمینه طرح توسعه سواحل مکران پیش آمده، چه می‌کردید؟ 

با نخبگان جامعه نشست برگزار می کردم. گفت و گو می کردیم، اهداف طرح را توضیح می دادم، نظرات نخبگان را می گرفتم و آن نظرات را در جمع بندی ها دخالت می دادم.

توسعه ای که برای آن منطقه در نظر گرفته شده، باید به توسعه اجتماع محور تبدیل و به توسعه روستایی اهتمام شود. توسعه مکران باید متناسب با اقلیم، جغرافیا و شرایط منطقه باشد. روی شیلات، کشاورزی، دامپروری، صنایع تکمیلی کشاورزی و اقتصاد دریا محور تمرکز کند. این که تمرکز روی صنایع سنگین مثل فولاد، پتروشیمی، سیمان و خودرو باشد، درست نیست. نه این‌ که این صنایع نباشند، بلکه باید تلفیقی از توسعه درون زا و برون زا باشد.

هر منطقه ای که بخواهد توسعه پیدا کند، باید حمایت جامعه محلی را داشته باشد. حتما باید افراد محلی در آن نقش داشته باشند و به فرهنگ شان احترام گذاشته شود و نگرانی هایشان برطرف شود. به جامعه محلی میدان داده شود و توانمند سازی صورت گیرد، اما از طرفی به تکنولوژی و نیروهای متخصص نیاز است.

اواخر دهه ۴۰ ذوب آهن به عنوان اولین صنعت فولادی کشور در اصفهان افتتاح شد. اصفهان نیروی انسانی تحصیل کرده زیادی داشت، اما زمانی که فعالیت ذوب آهن آغاز شد، باز هم تعداد زیادی مدیر، مهندس، تکنیسین و کارگر ماهر از استان های مختلف به اصفهان مهاجرت کردند‌. این امر لازمه هر توسعه ای است که سرمایه، تکنولوژی، دانش، متخصص و نیروی فنی وارد منطقه شود، اما باید تعادل و توازن حفظ شود. راه کار این است که از هم اکنون روی آموزش نیروی محلی کار شود. یکی از خلأ های منطقه مخصوصا جنوب استان و سواحل مکران این است که غالب دانش آموزان به سمت رشته های علوم انسانی می روند. در حالیکه به همه رشته ها نیاز است. در اولویت باید طرح های توانمندسازی معلمان و دانش آموزان اجرا و مناطق آموزش و پرورش مکران تقویت شود.

یکی از نگرانی های به حقی که در منطقه وجود دارد تکرار تجربه عسلویه و کنگان است. در منطقه عسلویه از نیروهای محلی استفاده نشد. این تجربه نباید مجدد تکرار شود.

اگر استاندار بودید برای پر کردن شکاف های اجتماعی حاصل از حوادث ۸ مهر ۱۴۰۱ چه تدابیری اتخاذ می کردید؟

در مرحله اول، پیگیری قول های نماینده اعزامی رهبری مبنی بر دلجویی از خانواده جانباختگان حادثه و پیگیری از قوه قضاییه برای رسیدگی و مجازات عوامل حادثه و برقراری یک آشتی پایدار.

دوم تلاش برای تفاهم با مجموعه مکی و کمک به اینکه آن ها بتوانند در چارجوب نظام و قانون اساسی فعالیت و کنشگری مدنی داشته باشند. تا فرصت از جریان های تندرویی که ممکن است در حول بعضی جریانات وجود داشته باشند، گرفته شود. البته حساب گروهک ها جداست، ولی افرادی که در چارجوب کشور و در قالب حرکت مدنی قصد فعالیت دارند، ولو اینکه مطالبه گر و یا منتقد هستند، باید با آن ها تعامل شود.

به علاوه، باید قشر روشنفکر جامعه بتواند کنشگری داشته باشد و مطالبات مردم را منتقل کند و بدین ترتیب زمینه را برای جریان های رادیکالی که در استان وجود دارد، کمرنگ کند و از بین ببرد.

در پایان باید عرض کنم در استان باید فضای تفاهم و آشتی برقرار شود، که استاندار می تواند با کمک از نخبگان و برقراری گفتگو این فضا را ایجاد کند.

  • نویسنده : فرشید عابدی