منصور بیجار طوفانی وارد شد، اما بهزودی معلوم شد که بادی که تند میوزد، زود هم میایستد. انتصابات او آنقدر شوکهکننده بود که حتی صدای حامیانش را نیز درآورد. کسانی بر کرسیهای مهم تکیه زدند که خودشان باور نداشتند روزی مدیر شوند و کسانی از دولت پیشین همچنان بر جای ماندند و حتی ارتقای شغلی گرفتند که باورش دشوار است. با نگاهی گذرا به وضعیت ادارات دولتی، از مدیریت آب گرفته تا فرهنگ، جامعه، خدمات و آموزش، درمییابیم که استان در رتبههای آخر کشور بوده و همچنان هم هست. این یکسال با همه انتصابات انجامشده، نهتنها کمکی به بهبود وضع موجود نکرده، بلکه در برخی موارد پسرفت هم به همراه داشته است.
مدیران منصور بیجار، حرف او را نمیخوانند. با آنکه استاندار بر پاسخگویی مدیران به مردم و رسانهها تأکید دارد، اما اکثریت آنها تمکین نمیکنند و علاقهای به پاسخگویی ندارند، حتی خود بیجار هم پاسخگوی رسانههای مستقل نیست و تیم رسانهای و سیاسی وی رسانه پهای مدنی مستقل و منتقد را حذف کردند. اکنون که یکسال از استانداری منصور بیجار میگذرد، زمان آن رسیده که عملکرد او را واکاوی کنیم. نگرانی استاندار از اعتراض تندروهایی که از هر دولتی سهم میگیرند و همواره توانستهاند جایگاههای مدیریتی را برای طیف خود حفظ کنند، باعث شده برخی مدیران ناکارآمد همچنان به کرسینشینی ادامه دهند. برخی نمایندگان مجلس هم بهدلیل حمایتهای خود، تداوم کرسینشینی برخی دیگر از مدیران را تضمین کردهاند.
موضوع زمانی بغرنجتر میشود که میبینیم اگرچه برخی مدیران ناکارآمد بهدرستی عزل شدند، اما کسانی جای آنها را گرفتند که اگر حمایت نمایندگان و نهادهای قدرت نبود، هرگز کرسینشین نمیشدند. منصور بیجار با وعده تغییر و عزل مدیران ناکارآمد آمد، اما در عمل، فرصتی شد تا برخی نمایندگان، مسجد مکیها، تندروهای پایداری، تندروهای عادی و دیگر گروهها، افراد منتسب به خود را یا حفظ کنند یا بر کرسی بنشانند. این محصول دوران کرسینشینی منصور بیجار، اولین استاندار بلوچ بومی استان بوده است.
امید میرود در مدت باقیمانده از استانداری منصور بیجار، در روند مدیریتی و اصلاح ساختار مدیریتی استان تجدیدنظر شود و او با رزومهای ناامیدکننده و خاطرهای دلسردکننده تر از استان نرود. فرصت هنوز هست تا وعدهها به عمل تبدیل شود و بادی که ایستاده، دوباره وزیدن را آغاز کند.








