یک تبعیض معنا دار در استانی محروم!
یک تبعیض معنا دار در استانی محروم!
اگر روزی بنا به هر دلیلی تصمیم بگیرید که از شمال استان سیستان و بلوچستان به جنوب  آن و بالعکس سفر نمایید و پلاک ماشین تان متعلق به این استان باشد، شاهد اتفاقاتی عجیب خواهید بود که یک لحظه با خودتان فکر می کنید که نکند در این کشور بیگانه محسوب می شوید و شما از آن بی اطلاعید! این قوانین صرفا برای ساکنان بومی که پلاک ماشین آن‌ها متعلق به این استان است، اعمال می شود!

در مسیر حرکت از سیستان به چابهار شما فقط حق بهره مندی از سی لیتر بنزین از کارت آزاد متعلق به جایگاه‌ها در هر بیست و چهار ساعت را دارید و مابقی نیازتان را می‌بایست براساس هر لیتر یکصد هزار تومان و آن‌هم از کنار خیابان تهیه نمایید!

ابن موضوع به هنگام بازگشت از چابهار به سیستان، حادتر است؛ زیرا این محدودیت، ۴۸ ساعته است. یعنی شما در هر ۴۸ ساعت امکان بهره مندی از ۳۰ لیتر بنزین را خواهید داشت!

لازم به توضیح است که این قوانین محدود کننده، صرفا در محدوده استان نیست بلکه از شمال استان تا بیرجند و از غرب استان تا کرمان ادامه دارد که البته، سهمیه مورد نظر در این دو مورد ذکر شده در حد ۱۰ لیتر بنزین دولتی در هر ۲۴ ساعت است!

به موارد فوق این موضوع را نیز اضافه نمایید که سهمیه بنزین این مردم محروم در هر ماه فقط و فقط ۱۳۰ لیتر است که البته شایعاتی وجود دارد که ظاهراً این سهمیه به ۱۶۰ لیتر در یک ماه ارتقا یافته است.

برای درک بهتر این فاجعه، می‌بایست به این نکته توجه نمایید که فاصله سیستان تا چابهار، بیش از ۸۰۰ کیلومتر و به دلیل گرمای زیاد مسیر مجبور به استفاده مداوم از کولر خودرو است.

جالب تر از همه این است که این قوانین صرفا مختص ساکنین این استان و کسانی است که دارای پلاک این استان هستند!

وقتی به دنبال فلسفه این قانون می گردید به شما می گویند که این استان، مرزی است و این کار در راستای کنترل قاچاق سوخت صورت گرفته است.

با این شرایط، حالا  چند سوال اساسی پیش می آید:

۱- آیا با این روش، جلوی قاچاق سوخت گرفته شده است؟

۲- آیا شهروندان عادی این استان عامل قاچاق سوخت هستند؟

۳- چرا این قانون صرفا برای ماشین های دارای پلاک این استان اعمال می شود؟

۴- آیا این شیوه مدیریت سوخت مصداق عینی ظلم و اعمال تبعیض در مورد مردمی نیست که شما آن‌ها را تحت عنوان محروم خطاب می‌نمایید؟

۵- آیا تاوان ضعف در زمینه جلوگیری از قاچاق سوخت را می‌بایست شهروندان این استان بدهند؟

۶- آیا این نحوه برخورد، مصداق آن ضرب المثل معروف نیست که می گوید:

« گنه کرد در بلخ آهنگری

به شوشتر زدن گردن مسگری؟؟؟ »

وقتی ماشین های سوخت‌بر را در مسیر مشاهده می نمایید که بدون هیچ مزاحمتی در حال تردد هستند به این نتیجه گیری می رسید که هیچگونه از این اعمال محدودیت ها نتوانسته، جلوی قاچاق سوخت را بگیرد!

اعمال این گونه برخوردهای تبعیض آمیز با مردمان این استان، تنها به رنج و آلام آن‌ها می‌افزاید و احساس ظلم و تبعیض را در آن‌ها تقویت می‌نماید‌.

امیدوارم سیستم‌های نظارتی و حاکمیتی، دست از این روش های نخ نما شده بردارند و در این وانفسایی که فشارهای اقتصادی طاقت فرسا شده است، با تحمیل هزینه های گزاف خرید بنزین آزاد بر مردم این استان، شرایط را از این که هست سخت تر نکنند.

جلیل سرگزی

کنشگر اجتماعی