یکی از اشتباهات راهبردی در سالهای اخیر، تأسیس شرکت سرمایهگذاری شهرداری زاهدان بوده است. این اقدام نه در تئوری و نه در عمل نمیتوانست به عنوان بازوی اقتصادی توانمند شهرداری عمل کرده و منابع مالی لازم برای پروژههای زیرساختی را تأمین کند، اما با این وجود، به دلایل نامعلوم ایجاد شد تا مثل لقمه را دور دهان چرخاندن در روزگار حاضر، نمود یابد.
متأسفانه این شرکت به نهادی همعرض با سازمانهای تخصصی نظیر سازمان پسماند و مناطق پنجگانه بدل شده است. ایجاد چنین دستگاههای موازی نه تنها هماهنگی را دشوار میسازد، بلکه عملاً به تضاد منافع، موازیکاری و خنثیسازی اقدامات یکدیگر منجر میشود. وقتی دو نهاد با مأموریتهای مشابه یا متداخل ایجاد میشوند، انرژی مدیریتی و منابع مالی صرف رقابتهای درونسازمانی و هماهنگسازیهای بیهوده میشود، نه خدمترسانی مطلوب به شهروندان.
راه حل هوشمندانه و علمی در این میان، تقویت بدنه اصلی و کارآمد سازمان است. شهرداری به جای ایجاد بنگاههای جدید و بعضاً بیخاصیت، میبایست سازمان پسماند خود را توانمند کرده و مناطق پنجگانه را قوت بخشد. منابع مالی و مدیریتی باید صرف ارتقای ناوگان، بهروزرسانی فناوریهای جمعآوری و تفکیک پسماند، و افزایش اختیارات و توان عملیاتی مناطق شود. همچنین شفافسازی و تقویت سازوکارهای نظارت و نفوذ در این واحدها میتواند از فساد و ناکارآمدی جلوگیری کرده و همافزایی لازم برای ارائه خدمات مطلوب را فراهم آورد.
در کنار بحران ساختاری، مدیریت شهری زاهدان با چالش انباشت نیروی انسانی مازاد بر نیاز نیز مواجه است. پدیده ورود نیروهای غیرتخصصی از مسیرهای غیررسمی و مبتنی بر توصیه، نه تنها بار مالی سنگینی بر دوش شهرداری گذاشته، بلکه انگیزه و کارایی را در بدنه اجرایی تضعیف کرده است. این نیروها که گاه از پشتوانههای قدرتمند برخوردارند، عمدتاً به مشاغل پشتمیزی و بعضاً غیرضروری گماشته میشوند و عملاً به مانعی جدی در برابر چابکسازی و بهرهوری تبدیل شدهاند.
با این حال آنچه این معضل را از یک بحران صِرف به فرصتی بالقوه تبدیل میکند، امکان بازتعریف نقش و کارکرد این سرمایه انسانی است. بهکارگیری این افراد در حوزههای عملیاتی و جمعآوری پسماند، اگرچه در نگاه نخست هزینههای مدیریتی به همراه دارد، اما در بلندمدت میتواند به کاهش چشمگیر هزینههای پیمایشی منجر شود. این تغییر رویکرد، یعنی حرکت از پشتمیزنشینی به عرصه خدمات شهری، هم کیفیت جمعآوری را بهبود میبخشد و هم با کاهش وابستگی به پیمانکاران بیرونی، از شدت زمینگیری مالی شهرداری میکاهد.
تحقق این مهم اما نیازمند مدیری شجاع و مستقل است که در سایه شورایی مستقل و فارغ از فشارهای جناحی و توصیهها، بتواند این جراحی اقتصادی و ساختاری را با کمترین تنش اجتماعی ممکن عملیاتی کند. در شرایط موجود، به دلیل اینکه این نیروها با توصیه آمدهاند و پشتوانههای قدرتمندی دارند، به کار گرفتن آنها در کارهایی جز پشتمیزنشینی برای مدیریت شهری هزینه دارد. اما در صورت نشستن یک گروه مستقل بر کرسیهای شورای اسلامی شهر زاهدان و انتخاب شهرداری شجاع و جسور، این امر محقق شدنی بوده و دور از ذهن نیست.
تحول در شهرداری زاهدان نیازمند یک بازنگری جامع و بیتعارف در دو ساحت ساختار سازمانی و نیروی انسانی است. اگر مدیریت شهری در آینده بتواند با شجاعت، ضمن انحلال یا ادغام نهادهای موازی مانند شرکت سرمایهگذاری (که عملاً کارایی چندانی نداشته)، تمرکز خود را بر تقویت واحدهای اصلی معطوف کند و از سوی دیگر، نیروهای مازاد را به سمت وظایف اصلی و عملیاتی سوق دهد، میتوان به روزهایی امید بست که هم هزینهها کاهش یابد و هم کیفیت زندگی شهری بهبودی محسوس یابد. راه برونرفت از وضع موجود، نه در ایجاد نهادهای جدید، که در چابکسازی و هدفمند کردن ساختارهای کنونی نهفته است.
نقدی بر موازیکاری و انباشت نیروی انسانی
زاهدان و معمای مدیریت شهری
مدیریت شهری در زاهدان این روزها بیش از آنکه درگیر توسعه و آبادانی باشد، درگیر حل مسائل ساختاری و انسانی خود است. نگاهی به وضع موجود نشان میدهد که شهرداری با دو چالش بزرگ دستبهگریبان است؛ نخست، گسترش بیرویه و غیرکارشناسی نهادهای موازی که منجر به تداخل وظایف و هدررفت منابع شده، و دوم، معضل نیروی انسانی مازاد بر نیاز که عمدتاً از مسیرهای غیررسمی و بر اساس توصیهها وارد بدنه اجرایی شدهاند. در این میان آنچه بیش از پیش خودنمایی میکند، نقدی جدی بر فلسفه وجودی شرکت سرمایهگذاری شهرداری زاهدان و تبعات ایجاد ساختارهای همعرض است.
لینک کوتاه :
https://www.diyareayyar.ir/?p=21003
برچسب ها
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.








