جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است
خواجۀ بزرگ شیراز فرموده است: «گذرگاه عافیت تنگ است». ره رستگاری و دستیابی به سعادت دنیوی و اخروی، راهی نیست که هر کس ی بتواند به سلامت از آن گذر کند. این مضمون که حافظ در نهایت زیبایی و دلنشینی به آن اشاره فرموده، در گسترۀ ادب و فرهنگ ما بارها دستمایۀ سرایش شعر قرار گرفته، اما این مصرع وابیات پس از آن خوش به دلم نشسته است. دلیلش شاید این است که میان جامعۀ کنونی ما و زمانۀ حافظ شباهت های شگرفی وجود دارد.

به بیت دیگری از این غزل نگاه کنیم:

نه من زبی عملی در جهان ملولم و بس

ملالت علما هم زعلم بی عمل است

دوستان! پییش از این که به طریق معمول و رسم معهود بخواهیم صورت مسئله را پاک کنیم، باید گفت همۀ ما کم و بیش می دانیم در میان چالش هایی که فرصت های اندک استان ما را هدر می دهند، تنش های قومی از مهم‌ترین مسائلی است که با آن مواجه هستیم. شوربختانه کهن ترین باشندگان این سرزمین در دو سوی این شکاف قومی، رویاروی یکدیگر قرار گرفته اند؛ اقوامی که سده های متمادی با یکدیگر همزیستی مسالمت آمیز داشته اند. فاصله ای که اخیراً بین سیستانی ها وبلوچ ها ایجاد شده، به یک معنا فاصله ای است که هر دو قوم از سنت دیرپای درک حضور دیگری و « دیگری پذیری » گرفته اند.

گذشتگان ما، برای تبدیل خشونت و دشمنی به دوستی و الفت، پس از هر قتل طایفه ای، از طایفه ای که مقصر شناخته می شده، می خواسته اند دختری را به همسری مردی از طایفۀ مقتول در آورند.

پیداست که این رسم دقیقاً برای تحکیم پیوند دوستی و الفت میان دو طایفۀ متخاصم شکل گرفته است. این رسوم امروز رنگ باخته و به عنوان مصادیق ستم به زنان و دختران قلمداد می شوند. ارزش های ما دستخوش تغییر شده و گریز و گزیری هم از این تغییرات نیست، اما حفظ و استمرار برخی دیگر از آیین هایی که هنوز ارزشمند تلقی می شوند، احیا و بازتعریف شماری از این رسوم وظیفه ای است که بر دوش فرهیختگان ما سنگینی می کند. خوشبختانه در تاریخ و فرهنگ ایران زمین تعداد زیادی از این فرهیختگان وجود داشته اند؛ از بزرگ مهر حکیم تا سعدی، مولوی و . . گذشته از این ،در گسترۀ فرهنگ ایرانی هر کس قلم به دست گرفته، حاصلش بیش از همه اندرز و سفارش اخلاقی و عرفانی بوده است. چراکه این مردم هم مانند دیگر مسلمانان پیرو پیامبری بوده اند که در یک تعریف، هدف اصلی رسالتش را پرورش اخلاق فرموده و گفته است: «بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق».

از عوامل عمدۀ مغفول ماندن آیین های والای مرامی و اخلاقی درجامعۀ کنونی بویژه در استان ما، این است که برخی از فرهیختگان ما، خواسته یا ناخواسته از طریق مألوف علمای سلف ما دور افتاده اند؛ چنانکه روش، کنش و گفتارشان در این فضای آکنده از بدبینی، چنان است که گویی بر خرمن آتش گرفته به جای آب، بنزین می ریزند ، چرا ؟

_ گفتیم که هدایت افراد به سوی هنجار هایی که قبول عام یافته اند از وظایف مهم نخبگان در جامعه است. امّا معدودی از نخبگان و ارباب قدرت که منفعت وشهرت شان را در ایراد گفتارهای تند و بی محابا می جویند، جامعه را به سوی تشدید بحران سوق می دهند. برخی هم به خطا تصور می کنند که اگر بر طبل تنش و کشمکش بکوبند آوازه ای کسب می کنند.

_ از دیگر سخنانی که ختم به خیر نمی شود، همان است که در بارۀ اش فرموده است:«کلمه الحق ویراد بها الباطل» سخنی که حق است ولی گوینده ، آن را برای اثبات باطل به کار می برد.

_ از ذکر علل و انگیزه های تفرقه انگیزی که دستاویز دشمنان استان قرار می گیرند، صرف نظر می کنم . یکی از راه های چاره ای که به ذهن می رسد این است که اگر خدای نخواسته برخی ازنخبگان بویژه کارگزاران سیاسی و اجرایی استان به سخنان خیر اندیشان التفات نمی کنند، در مقابل، مصلحان دلسوز باید مخاطب شان را در میان تودۀ مردم استان بویژه در قشر جوان ونوجوان بجویند؛ شاید این تنها روزنۀ امید بخش باشد. این مقصود با آگاه سازی مخاطبان جامعه نسبت به حقایق محقق می شود و مردم در برابر خطرسخنان گمراه کننده ای که در بسته بندی های گوناگون عرضه می شود، مصون می ماند؛ در نتیجه حرف ناصواب توان بهم ریختن چنین جامعه ای را نخواهد داشت.

بهتر است جامعۀ ما بکوشد از سخنانی که ریشه در انگیزه های نا مطلوب دارند، هوشمندانی فاصله بگیرد و پیاده نظام فرماندهانی نباشد که از هر گونه خیر اجتماعی برای ما تهی هستند .

یادآور می شود که طرح مسایل اساسی بین نخبگان یا گروه های مرجع بهتر است به همان محافل و اتاق های فکر محدود شود؛ چراکه« گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش».

در ضمن برخی از سخنان که از سوی معدود افراد کم اطلاع در استانَ طرح می شود ارزش واکنش و پاسخ دادن ندارند. رسول خدا فرموده است :«اذا مرّوا باللغو مرّواکراما» اگر به باطلی بر خوردید با کرامت نسبت به آن چشم پوشی کنید.
نخبۀ بزرگوار استان! اجرای همۀ این سفارش ها اگر برای من عامی توصیه است، برای شما فرض است.

سخن پایانی با هم استانی های مان:

دوستان! حفظ آرامش استان وگسترش مدارا ومودّت بین آحاد افراد واقوام استان از وظایف الهی ومدنی شما بزرگواران است؛ پس بکوشید به دامچالۀ سخنان تفرقه افکن و تشتت آفرین در نیفتید.

با احترام به همۀ باشندگان گرامی

استان سیستان و بلوچستان

جواد محمّدی خمک

(سکایی سیستانی)