شورای سینمای استان، به مثابه نهادی راهبردی برای توسعه عدالت فرهنگی، رسالتی فراتر از صرف تشریفات اداری دارد. این شورا که با ریاست استاندار و دبیری مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل میشود، در واقع پلی میان ظرفیتهای بومی و سیاستهای کلان سینمایی کشور است. از توسعه زیرساختها و جذب سرمایهگذاران برای احداث سالنهای سینما گرفته، تا حمایت از تولید آثار مستند و داستانی با رویکردهای محلی، تسهیل صدور مجوزهای فیلمبرداری و توسعه آموزشهای سینمایی، همگی از وظایف کلیدی این شورا به شمار میآیند. چنین نهادی میتواند مسیر پیچیده و طاقتفرسای کسب مجوز و تأمین بودجه برای فیلمسازان را هموار سازد و فضایی برای شکوفایی استعدادهای بومی فراهم آورد.
اما در سیستان و بلوچستان، با وجود نامهنگاریهای مکرر اداری و تشکیل جلسات متعدد در سالهای اخیر، این شورا هنوز به مرحله عملیاتی نرسیده است. این تعلل سازمانی، ریشه در دو آسیب ساختاری دارد: نخست ضعف پیگیری از سوی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان که گویی در اولویتبندیهای خود، سینما را در ردیفهای پایانی قرار داده است؛ و دوم عدم دغدغهمندی استانداری نسبت به ضرورت توسعه زیرساختهای فرهنگی، که نشان میدهد سینما هنوز به عنوان اهرمی استراتژیک برای ارتقای سرمایه نمادین و فرهنگی استان شناخته نشده است.
وضعیت موجود حمایتهای استانی، تصویری تیرهتر از این رکود مدیریتی ارائه میدهد. بودجههای فرهنگی که میبایست صرف تقویت بنیه تولید سینمایی و حمایت از فیلمسازان توانمند شود، معطوف به همایشهای بیبازده و افرادی است که از رانتهای اداری بهرهمند میشوند. حمایتهای مالی به فیلمسازانی اختصاص مییابد که نه تنها آثارشان در گیشه با شکست مواجه شده، بلکه هیچ سهمی در معرفی و ارتقای فرهنگ استان نداشتهاند. این چرخه معیوب، نشانهای از فقدان شناخت کارشناسی و غلبه منطق رانتخواری بر منطق شایستهسالاری فرهنگی است.
در مقابل موفقیت کرمان در راهاندازی شورای سینمایی، گواه آن است که با وجود اراده مدیریتی و همکاری میانبخشی، میتوان این نهاد را تحقق بخشید. ساختار این شورا، متشکل از استاندار، مدیران ارشد دستگاههای اجرایی، نمایندگان حوزه هنری، صدا و سیما، شهرداری، انجمن سینمای جوانان و نیز استادان دانشگاه، صاحبنظران فرهنگی و فیلمسازان بومی، ظرفیت لازم برای همافزایی میان بخشهای دولتی، عمومی و خصوصی را دارد. تصمیمگیری در این شورا با حضور دو سوم اعضا و موافقت اکثریت مطلق صورت میگیرد، و نظارت و حمایت سازمان سینمایی و سمعیبصری کشور نیز به آن اعتبار ملی میبخشد.
اما تأسیس شورا تنها نقطه آغاز است. اگر ذهنیتهای حاکم بر مدیریت فرهنگی همچنان درک عمیقی از اهمیت سینما نداشته باشند و اگر دغدغههای مدیران فراتر از اختصاص بودجه به مهرههای ناکارآمد نرود، حتی تشکیل شورا نیز به تحولی منجر نخواهد شد. سیستان و بلوچستان، با تمام ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی خود، برای عبور از این دوران رکود، نیازمند خانهتکانی مدیریتی است. نیاز به گزینش مدیرانی است که سینما را نه به عنوان یک بخش حاشیهای، بلکه به مثابه ابزاری برای بازنمایی هویت، روایت تاریخ و تقویت حس تعلق اجتماعی بفهمند.
و نهایت اینکه شکاف میان کرمان و سیستان و بلوچستان، نه فاصله جغرافیایی، بلکه فاصله میان اراده مدیریتی و بیتفاوتی سازمانی است. تا زمانی که مسئولان فرهنگی سیستان و بلوچستان به رانتپروری و تولید محصولات بیارزش عادت دارند، گامهای بلند در مسیر توسعه سینمایی برداشته نخواهد شد. فیلمسازان پیشکسوت و صاحبنام این استان، همچنان در راهروهای بوروکراسی سرگرداناند، در حالی که منابع محدود میان افراد ناتوان تقسیم میشود. اگر این روند ادامه یابد، سیستان و بلوچستان نه تنها از کاروان توسعه سینمایی عقب خواهد ماند، بلکه فرصتهای بیبدیل روایتهای بومی خود را نیز از دست خواهد داد.
سلطانعلی عابدی
فیلمساز و روزنامه نگار








