هشدارهای مکرر هواشناسی روزها پیش از بارندگیهای اخیر صادر شده بود، اما شهر زاهدان باز هم غافلگیر شد؛ نه توسط ابرها و باران، بلکه توسط مدیریتی که گویا هنوز باور نکرده آبگرفتگی معابر، چالههای خیابان و خسارت به خودروها «اتفاق غیرمترقبه» نیست، نتیجه مستقیم کمکاری و بیتوجهی به بدیهیترین وظایف شهرداری است.
بارانی که چهره واقعی مدیریت شهری را شست
بارندگیهای اخیر، خیابانهای زاهدان را به «دریاچههای پراکنده» تبدیل کرده؛ از معابر اصلی تا کوچههای فرعی، آبهای سطحی در نقاط مختلف شهر جمع شده و تردد خودروها و موتورسیکلتها را با مشکل جدی مواجه کرده است.
در بسیاری از خیابانها، چالههایی که پیشتر با خاک و نخالههای ساختمانی توسط خود مردم پر شده بود، دوباره خالی شده و امروز شهروندان، هزینه فرسودگی آسفالت، ضعف زیرساخت و مدیریت ناکارآمد را از جیب خود میپردازند، با رینگ تاب برداشته، کمکفنر شکسته، چرخ موتور معیوب و دوچرخههایی که در چالهها گیر میکنند.
شهرداری زاهدان نمیتواند پشت عنوان کلیشهای «بارندگی بیسابقه» پنهان شود، این باران، چهره شهر را در دو روز تغییر داد، اما مهمتر از آن، چهره واقعی مدیریت شهری را عیان کرد.
هشدارهای هواشناسی بود؛ آمادهباش مدیریت شهری نبود
سؤال اساسی اینجاست که وقتی هشدارهای هواشناسی، مبنی بر بارندگی صادر شده بود، چرا مسیرهای جمعآوری آبهای سطحی (جداول، کانالها و ورودیهای شبکه دفع آبهای سطحی) پیش از بارش پاکسازی و لایروبی نشد؟، چرا بخشی از جویها با زباله، نخاله و رسوبات مسدود مانده و کسی به خود زحمت یک بازدید میدانی ساده را نداده است؟، جرا طرح مشخص، زمانبندیشده و شفاف برای مدیریت سیلابهای شهری از سوی شهرداری به شهروندان اعلام نشده است؟.
در استانداردهای مدیریت شهری، بارانهای پاییزی و زمستانی، «شرایط ویژه» نیست؛ بخشی از واقعیت اقلیمی شهر است.
وقتی بارش معمولی، خیابانها را به استخر و آبگیر تبدیل میکند، یعنی مشکل نه در آسمان، بلکه روی زمین و در ساختمان مدیریت شهری است.
باران، کار ناتمام شهرداری را انجام داد؛ تمیزکردن شهری که متولیاش خواب بود
یکی از تلخترین واقعیتهای این روزهای زاهدان این است که باران، بخشی از کار نظافت شهر را بهجای شهرداری انجام داد، آب حاصل از بارشها، زبالهها، خاک، نخالهها و آلودگیهایی را که باید پیشتر توسط واحدهای خدمات شهری جمعآوری و مدیریت میشد، شسته و در گوشهگوشه شهر جمع کرده است.
حالا چهره شهر در دو روز، از آنچه بود، عریانتر شده است، جدولهایی پر از گلولای، جویهایی مسدود، معابر پر از نخاله و زبالههایی که سالهاست با اولین باران جابهجا میشوند و دوباره در نقطهای دیگر بحران میآفرینند.
این وضعیت تنها نتیجه غفلت مقطعی نیست؛ نشانه یک الگوی تکرارشونده کمکاری است.
شورا؛ نهاد ناظر یا تماشاچی آرام و خاموش؟
در این میان، نمیتوان از نقش شورای شهر زاهدان چشمپوشی کرد، شورایی که باید بالاترین سطح نظارت بر عملکرد شهرداری را بر عهده داشته باشد، امروز برای افکار عمومی این سؤال را ایجاد کرده است که شورا دقیقاً کجا ایستاده است؟، چند بار در ماههای اخیر، شهردار و مدیران خدمات شهری را بابت آمادگی برای فصل بارندگی به صحن شورا کشانده و پاسخ خواسته است؟، کدام گزارش شفاف، مستند و علنی در مورد وضعیت شبکه جمعآوری آبهای سطحی، وضعیت آسفالت معابر و برنامههای پیشگیرانه منتشر شده است؟
وقتی، خیابانها غرق آباند، چالهها مثل تله در کمین خودرو و موتورسیکلتاند و شهروندان هر بار با هراس نخستین ابر و باران به آسمان نگاه میکنند، این یعنی سکوت شورا، بخشی از مسئله است نه بخشی از راهحل.
پروژهها روی کاغذ، آبگرفتگی در کف خیابان
در سالهای اخیر، بارها در رسانهها از طرحهای جمعآوری آبهای سطحی، پروژههای عمرانی، خرید کارخانه آسفالت جدید، بهسازی معابر و غیره، سخن گفته شده است، مسئولان شهری بارها وعده دادهاند که با اجرای پروژههای اصلاحی، مشکل آبگرفتگی معابر کاهش مییابد، با افزایش تولید آسفالت، «خیابانهای پرچاله» به تاریخ میپیوندند، با بازسازی جداول و اجرای شبکههای هدایت آبهای سطحی، شهر از وضعیت بحرانی خارج میشود.
اما واقعیت کف خیابان، چیز دیگری میگوید، چالهها هنوز پابرجا هستند، آب هنوز در تقاطعها و فرورفتگیها جمع میشود و هر باران، انتقام زیرساختهای فراموششده را میگیرد.
وقتی نتیجه ملموس در کف شهر دیده نمیشود، دیگر ارجاع مکرر به «پروژهها»، «اعتبارات» و «طرحهای در دست اجرا» افکار عمومی را قانع نمیکند؛ شهروندان با چرخ شکسته و گلگیرِ ضربدیده، نه با جدولهای اکسل و بروشورهای رنگی مواجهاند.
شهروندان مقصر نیستند؛ مسئولیت را گردن مردم نیندازید
یکی از الگوهای تکراری در مواجهه با چنین بحرانهایی، مقصر جلوه دادن مردم است؛ اینکه گفته میشود، شهروندان زباله میریزند، ورودی جویها را مسدود میکنند، یا در ساختوسازها اصول را رعایت نمیکنند.
از قضا، بخشی از این حرفها ممکن است درست باشد؛ اما حتی اگر مردم خطا کنند، شهرداری حق ندارد از مسئولیت خود شانه خالی کند.
وظیفه آگاهیبخشی، فرهنگسازی و الزام به رعایت ضوابط با کیست؟، مسئول نظارت بر ساختوسازهای شهری و جلوگیری از مسدودشدن مسیرهای آب کیست؟، کدام نهاد بودجه، نیرو، تجهیزات و اختیار قانونی دارد؟، پاسخ روشن است، شهرداری و شورای شهر،بنابراین، تا زمانی که برنامه آموزشی، نظارتی و اجرایی منسجم، برای مدیریت پسماند و آبهای سطحی وجود نداشته باشد و تا وقتی شهروند، تنها در زمان پرداخت عوارض دیده شود و نه در زمان مطالبه حقوق شهری، نمیتوان همه تقصیرها را به پای مردم نوشت.
مدیریت ریسک شهری؛ چیزی فراتر از جمعآوری زباله
امروز مدیریت شهری در دنیا، در برابر بارندگی و سیلاب، با مفهوم «مدیریت ریسک» شناخته میشود؛ یعنی پیشبینی (استفاده از هشدارهای هواشناسی)، پیشگیری (لایروبی جویها، رفع انسداد، اصلاح شیب معابر، تقویت شبکه دفع آبهای سطحی)، آمادگی(ستاد بحران واقعی، نه روی کاغذ)، پاسخ سریع (حضور میدانی نیروها در ساعات اولیه بارش)، و بازسازی و اصلاح (شناسایی نقاط بحرانی و اصلاح ساختاری آنان)، در زاهدان اما، این سؤالات بدون پاسخ مانده است که چند کیلومتر از جویهای شهر پیش از بارندگی اخیر لایروبی شد؟، چند نقطه بحرانی آبگرفتگی شناسایی و برای آنها راهکار پایدار اجرا شده است؟، چه گزارشی به مردم ارائه شده تا بدانند کدام پروژه مشخص، کدام نقطه شهر را ایمنتر کرده است؟، تا وقتی شفافیت نباشد، اعتماد عمومی بازسازی نمیشود.
مطالبه مردم؛ پاسخگویی، نه توجیه
شهر زاهدان، با همه ظرفیتها و مشکلاتش، شایسته مدیریتی پاسخگو، شجاع و شفاف است.
انتظاری که مردم دارند، چیز عجیبی نیست، شهرداری زاهدان باید بهطور رسمی و شفاف، درباره وضعیت فعلی شبکه جمعآوری آبهای سطحی و برنامه اصلاح آن گزارش دهد، نقاط بحرانی آبگرفتگی را اعلام و برای آنها زمانبندی مشخص ارائه کند،خسارتها را انکار نکند و حداقل نسبت به آسیب دیدن خودروها و اموال مردم، موضع مسئولانه و محترمانه بگیرد.
شورای شهر زاهدان هم باید، از نقش تماشاچی خارج شود و در جایگاه ناظرِ قدرتمند ظاهر شود، شهردار و مدیران مربوطه را به صحن شورا فراخوانده و نتیجه پرسشها را بهصورت عمومی منتشر کند، بهجای حضور تشریفاتی در مراسم، در میدان آبگرفتگی و کنار مردم دیده شود.
جمعبندی؛ زاهدان حق دارد شهرِ «بعد از هر باران» نباشد
زاهدان نباید شهری باشد که با هر باران، بهجای خوشحالی از نعمت الهی، دچار اضطراب آبگرفتگی، چاله، ترافیک و خسارت شود.
باران اخیر، نه فقط خاک و غبار شهر، بلکه پردهای از روی ناکارآمدی مدیریت شهری برداشت.
اگر امروز،شهرداری زاهدان و شورای شهر، این پیام را نشنوند و آن را جدی نگیرند، فردا دیگر نه فقط شبکههای اجتماعی، بلکه تجربه زیسته روزمره مردم مهمترین شاهد علیه آنها خواهد بود.
زاهدان، حق دارد شهری باشد که با باران زندهتر شود نه اینکه هر بار باران میبارد، شهروندانش بپرسند «اینبار شهرداری زاهدان چقدر غافلگیر شده است؟.








