آیندگان به امروزیان خواهند خندید
آیندگان به امروزیان خواهند خندید
آیندگان اگر بدانند در دوره ای از تاریخ، مردمانی بوده اند که کسانی را به نمایندگی از خود به خانه ای به نام ملت می فرستادند تا صدای آن ها باشد، اما برای دیدنش از هزار توی تحقیر می‌گذشتند، قهقهه خواهند زد. اگر بدانند با رای خود، رییس دولتی را انتخاب می کردند که نمایندگانش در استان ها بر آن‌ها فخر می فروشند ریسه خواهند رفت. دیگر چه کرده ایم که مستحق خنده آیندگان باشیم؟

امروز یک ویدئو از صادرات سیمان از ایران به افغانستان در فضای مجازی دست به دست می‌شد. این کیسه های سیمان متعلق به همان کارخانه هاییست که افغان های ساکن پایین دست سد کمال خان، آن‌را در جلوی دوربین ها به داخل رودخانه می انداختند تا با ایجاد یک دیواره مانع ورود آب به ایران شوند. این سیمان ها محصول همان کارخانه هاییست که سیمان سد کمال خان را تامین کردند. این کارخانه ها سیمان سد بخش آباد را تامین می کنند.

چرا آیندگان به ما بخندند؟

کشور همسایه برای جلوگیری از ورود آب به کشور همسایه جنگی آبی به راه انداخته و در این جنگ خودی ها مواد اولیه را برای دشمن تامین کرده و ثروت اندوزی می کنند.

 این واقعا خنده دار نیست؟

اگر چه کیسه های داخل کلیپ طبیعتا برای ساخت سازه بخش آباد نمی رود و سیمان این سد از مرز خراسان جنوبی تامین می شود، اما مشاهده این کیسه ها یادآور روزهای تلخی ست که هنگام خواب غفلت مدیران، کارخانه داران ایرانی و سیستانی مواد اولیه سازه ای را تامین کردند که منطقه را در یک موقعیت جنگی قرار داده است. ده ها هزار بهره برداری که از آورده آب هیرمند برای کشاورزی و دامداری بهره می‌بردند، از آن محروم شدند و دیری نمی پاید که این بی آبی گریبانگیر کارخانه خود آن‌ها هم خواهد گرفت.

و اما نمایندگان سیستان!

این‌که کسانی با القاب پروفسور، دکتر و مهندس بر کرسی نمایندگی مردم تکیه زده اند و جز خطابه های بی اثر و بیانیه های سیاسی وار، اقدامی عاجل نمی کنند، دردآور است. اگر نمی‌دانند استفاده از اهرم های فشار چیست، اگر نمی توانند برای مقابله با طرح های آبی افغان ها به سازمان های جهانی شکایت برند؟ اگر نمی توانند یک اجماع میان دولت و مجلس برای مواجهه با اقدامات ضد انسانی و محیط زیستی افغان ها به وجود آورند، حداقل مانع صادرات هر گونه سیمانی به این کشور شوند. تامین سیمان از سایر کشورها در ساخت سد بخش آباد و سازه های کوچک در مسیر رودخانه ها تاخیر ایجاد کرده و به قول معروف تا تبر بالا رود، کنده آساک بر می دارد.

مگر کارخانه داران و تجار از صادرات سیمان به افغانستان چقدر سود می برند؟ آیا میزان سود ارزش هزاران هزار میلیارد تومان، خسارتی که به منطقه وارد می شود را دارد؟ ببینیم با آغاز خشکسالی در منطقه سیستان چه میزان بودجه ی بی نتیجه، وارد سیستان شده است. آبرسانی نیم لوله، طرح ۴۶ هزار هکتاری، حفاری در بستر هامون، طرح انتقال آب تهلاب و دریای عمان، آب شیرین کن و ادامه دارد…

عدم درایت نمایندگان دولت در استان و نمایندگان استان در مجلس در گرفتن حقابه به هزاران هزار میلیارد خسارت مالی به کشور ختم شده است و ساختار منطقه را به هم زده است.

آیندگان به ما خواهند خندید که حتی نمایندگان و مدیران برای پاسخگویی و عذرخواهی مقابل رسانه ها و میان مردم حوزه انتخابیه خود نیز حاضر نمی شوند. آیندگان حق دارند. هر کس چنین قصه ای را بشنود حق دارد…

سلطانعلی عابدی