دیار عیار در جشنواره مطبوعات سیستان و بلوچستان شرکت نمیکند| رویکرد فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، تهدیدی بر فضای آزادی بیان!
فراخوان نهمین جشنواره مطبوعات و رسانههای سیستان و بلوچستان در حالی از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان منتشر شده است که رویکردهای مدیریتی این مجموعه پرسشهای جدی درباره التزام آن به اصول آزادی بیان و حقوق صنفی اهالی رسانه ایجاد کرده است. تحریریه پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار با بررسی میدانی عملکرد این اداره کل و با استناد به شواهد عینی، به این نتیجه رسیده که مشارکت در این رویداد، نوعی مشروعیتبخشی به جریانی است که نه تنها حامی رسانههای مستقل نیست، که خود به عاملی برای محدودیت و پیگرد فعالان مدنی تبدیل شده است.
وقتی ساختارهای فرهنگی، نفسهای تحول را در سینه حبس میکنند
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان، بار دیگر در کانون گفتوگوهای فرهنگی استان قرار گرفته است، نه به پاس خلق رویدادی نو، بلکه به دلیل تکرار الگویی آشنا از ناکارآمدی، انحصار و وعدههای تحققنیافته. این ساختار به ظاهر نهادینهشده، به مثابه تیغی دو لبه عمل میکند که هر مدیر تازهنفسی را میان همراهی با جریان انحصاری حاکم یا مقاومتی بی ثمر قرار میدهد.
موسسههای هنری بلای جان انجمن نمایش شدند
بازیگر نمایش «شکاف» گفت: فعالیت گسترده موسسههای هنری، با کم کردن درآمدها تبدیل به بلای جان انجمنهای هنری رسمی، از جمله انجمن نمایش، شده است و ساختار این موسسهها و شیوه درآمدزایی آنها، اسیب مستقیمی به بدنه انجمنهایی وارد کرده که رسالت حمایت و هدایت فعالیتهای هنری را بر عهده دارند.
افقهای مغفول در برنامهریزی فرهنگی در سیستان و بلوچستان
سیستان و بلوچستان همواره نقشی تعیینکننده در پیکرهی هویت ملی ایفا نموده است. با این وجود به رغم برخورداری از مؤلفههای غنابخش فرهنگی و سرمایههای انسانی مستعد، این خطه در مسیر نیل به توسعهی فرهنگی همگام و همهجانبه، با چالشهایی ریشهدار مواجه است که بیتردید بخشی از آن، نشأتگرفته از نقایص ساختاری در فرآیند برنامهریزی، تخصیص بودجه و تعیین اولویتهای اجرایی است.
فرهنگ و ارشاد سیستان وبلوچستان، سکوتش را شکست/ از وعده نشست خبری، استقبال میکنیم
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان، چنان در سکوت مُتقِـن فرو رفته که گویی هنگام ارادهی شکستن این خاموشی، راه و روش آن را نیز از یاد برده است. روابط عمومی این نهاد، متنی را در پاسخ به یادداشت اعتراضی اینجانب، در پیام رسان سروش ارسال کرد و من نیز با آغوشی باز از انتشار آن استقبال نمودم، اما برای رعایت تشریفات حقوقی، از فرستنده خواستم تا پاسخ را در قالب نامهای رسمی و با امضای مدیر دستگاه ارسال نماید. پس از ساعاتی، متن ارسالی در فضای مجازی منتشر شد و لازم دیدم به برخی نکات مندرج در آن، پاسخ گویم.
نگاهی تحلیلی بر افول فرهنگی سیستان و بلوچستان در سایهی سوءتدبیر
غروب دیار فرهنگخیز سیستان و بلوچستان، اینک نه در آفتاب شکوفایی که در سایهی بلند مدیریت نادرست سنگین مینماید که گویی بر پیکرهی نحیف هنر و اندیشه این مرز و بوم، خزان را حکمفرما ساخته است. گذر نزدیک به یک سال از انتصاب مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، نه تنها نویدبخش طلوعی تازه نبوده، که بر ابهامات گذشته افزوده و جامعهی هنری را در دریایی از بلاتکلیفی و یأس فرو برده است. گویا ادارهای که باید پرچمدار هویتسازی و مقابلهی نرم با هرگونه انحراف باشد، خود در گردابی از بیبرنامگی، فقدان کارشناسی و شفافستیزی دست و پا میزند.
به دلیل جلوگیری از طرح پرسش چالشی، نشست خبری فرهنگ و ارشاد اسلامی را ترک کردم
در راستای تحقق وعدههای دولت چهاردهم مبنی بر شفافیت و پاسخگویی، انتظار میرفت که متولیان عرصه فرهنگ و هنر کشور، پیشقراول این نهضت اصیل باشند، اما دریغ و افسوس که اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان، به جای الهامبخشی و الگوسازی در این مسیر، خود به دژی تبدیل شده است که از پاسخ به پرسشهای بهحق اصحاب فرهنگ و رسانه سرباز میزند.
نمایندگان سیستان به وعده خود در قبال طرح مشکلات فرهنگی در مجلس عمل کنند
طرح استیضاح وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که با جمعآوری امضای نمایندگان مجلس کلید خورده است، اگرچه در بخشی از انگیزههای آن میتوان رگههایی از محاسبات سیاسی و کینهتوزی تندروان مجلس را به واسطه اکران آثار سینمایی موفق و اجتماعیمحور یافت، اما در مجموع گواه بر ناکارآمدیهای عمیق و ساختاری است که عملکرد این وزیر را محل نقد جدی قرار میدهد.
آشکارگی فرهنگی؛ وعدهای در انتظار تحقق
در آستانه هفته دولت، زمانی که نهادهای اجرایی عملکرد خود را به محک آزمون میگذارند، نگاهها بیش از پیش به سوی دستگاههایی معطوف میشود که مأموریت رسالتگرای خود را با مسئولیت اجتماعی پیوند دادهاند. اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان، به منزله نهادی که بر دوش خود بار سنگین هدایت جریانهای فکری و هنری این خطه از میهن اسلامی حمل میکند، در این میان جایگاهی ویژه و انتظاری مضاعف دارد.
سرنوشت مبهم بودجههای فرهنگی در سایهی بیعملی و عدم شفافیت
بودجههای حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که هرساله با شعار توسعهی فرهنگ و هنر به استانها، از جمله دیار محروم سیستان و بلوچستان، تزریق میشود، سرنوشتی غریب و پرسشبرانگیز یافته است. بودجههایی که گویی در گرداب بیثمری و بیهدفی غرق شدهاند، بیآنکه ردّی از دستاوردی فرهنگی یا هنری برای این خطه بر جای نهند. این اعتبارات ارزشمند، که میبایست شریان حیات بخش جریانهای اصیل فرهنگی باشد، یا به کام ادارات دولتی دیگر سرازیر میشود که خود دارای ردیف بودجهای مستقل هستند، یا در کام افرادی فرومیرود که هیچ پیوندی با عرصهی فرهنگ و هنر ندارند.

































