چه شده است که به خودمان هم رحم نمیکنیم؟
چه بر سر سرمایه اجتماعی ما آمده که هر سال در آستانه بهار، بهجای تقویت پیوندهای انسانی، ویرانی را برای خود و دیگران رقم میزنیم؟ چهارشنبهسوری که زمانی نمادی از همبستگی، نشاط جمعی و پیوندهای فرهنگی بود، امروز به صحنهای از آنومی اجتماعی، بینظمی مدنی و نقض آشکار حقوق شهروندی تبدیل شده است.
چهارشنبهسوری؛ جشنی که بود، آیینی که نیست
چهارشنبهسوری، جشن کهنی که قرنها در فرهنگ ایرانیان جا داشته، امروزه بیشتر با ترقهها و آتشبازیهای پرخطر شناخته میشود تا آیینهای سنتی آن. در گذشته، مراسمی همچون کوزهشکنی، فالگوش ایستادن، قاشقزنی و گرهگشایی بخشی جداییناپذیر از این جشن بودند، اما این رسوم اکنون یا بهکلی از یاد رفتهاند یا تنها در برخی مناطق روستایی اجرا میشوند. چرا این آیینها به فراموشی سپرده شدهاند؟ آیا امکان احیای آنها وجود دارد؟ این پرسشها را با سه کارشناس در حوزههای میراث فرهنگی، مردمشناسی و جامعهشناسی مطرح کردهایم.
آداب و رسوم چهارشنبهسوری در سیستان و بلوچستان
چهارشنبهسوری نه تنها نمادی از شادی و سرزندگی بوده، بلکه فرصتی برای نزدیکی خانوادهها و ایجاد خاطرات خوش به شمار میرود؛ اما در سالهای گذشته به عنوان یک معضل اجتماعی و انسانی در سایه بازیهای خطرناک با مواد منفجره و محترقه تبدیل شده است.































