یادداشت پیام سیستانی پیرامون زندگی غلامرضا پودینه، بازیگر فقید تئاتر
هیچ چیزی در زندگی دردناک تر و دشوار تر از نوشتن در باره ی مرگ نیست. بخصوص اگر این نوشتن در سوگ کسانی باشد که در بخشی از رویا ها و یادمان هایت جریان دارند و هرگز زمان و زندگی نتوانسته اند این رویاها و خاطرات را کمرنگ کنند.
اکنون غزل های حافظ و ترانه ها و شعر های من سراغش را از شما و زندگی می گیرند
اینک به یاد عزیزی می نویسم که هم عاشق شما بود ، هم غزل های حافظ را دوست داشت و هم شعرها و ترانه های مرا. و اکنون غزل های حافظ و ترانه ها و شعر های من سراغش را از شما و زندگی می گیرند.
پیام تسلیت تحریریه دیار عیار در پی درگذشت بانو معصومه سروانی، همسر استاد غلامرضا عمرانی
جامعه فرهنگ و هنر چنان در هم تنیده اند که چو عضوی به درد آورد روزگار ... دگر عضوها را نماند قرار و امروز اهالی قلم به واسطه عروج آسمانی و فقدان بانو معصومه سراوانی همسر استاد غلامرضا عمرانی، مردی از جنس فرهنگ و قلم داغداریم.
سنت درد خویش را بر زبان جاری نکردن آنچنان در سیستان ریشه دارد که حتی با نام گرفتن فقیرترین دیار کشور، باز هم دم نمی زند
سیستان در تاریخ معاصر چنان کم فروغ و کم صدا بوده است که انگار به مرده ای شباهت داشته است، به مرده ای که نه می خندند و نه می گرید و نه سخن می گوید. این سنت سخن نگفتن و فریاد نزدن و درد خویش را بر زبان جاری نکردن آنچنان در او ریشه دارد که حتی با این که فقیر ترین و کم توسعه ترین و ویران ترین دیار ایران نام گرفته است باز هم دم نمی زند. گویی نه رنجی دارد و نه زخمی. نه دردی دارد و نه ناله ای.
سیستان آب ندارد، سیستان نان ندارد، سیستان صدا ندارد
سیستان نمی داند مردمی که صدا نداشته باشند حق و حقوقی نیز ندارند و وقتی حق و حقوقی نداشته باشند نادیده گرفته می شوند، وقتی نادیده گرفته می شوند غارت خواهند شد و وقتی غارت شوند آنقدر فقیر می شوند که دیگر در معادلات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی جایی نخواهند داشت. این بی صدایی اگر ادامه بیابد به بی اعتماد به نفسی فرهنگی و اجتماعی مبدل خواهد شد و بی اعتماد به نفسی نتیجه اش یا حذف از پهنه ی اجتماع است یا هضم در دل فرهنگ های دیگر و سیستان با آنهمه ریشه های بلند فرهنگی و تاریخی به چنین سرنوشتی دچار شده است.
فردوسی گوهر وجودی ما ایرانیان را به ما نشان داد | شاهنامه به ما نشان می دهد که چگونه توانستیم با سربلندی و افتخار خود را به امروز برسانیم
زبانشناس ادبیات و زبان فارس با بیان اینکه فردوسی گوهر وجودی ما ایرانیان را به ما نشان داد، گفت: ما از قبل اسلام خود هیچ اطلاعی نداشتیم، فردوسی به ما نشان داد که ما قوم و قبیله ای بودیم که سرفراز زیستیم و سرفراز خواهیم زیست.
نوشتاری پیرامون غزل سیستانی «گفتا ور اکیمی» به قلم استاد غلامرضا عمرانی
goftâ βar aki:mi این غزل را دستکم از سه دیدگاه میتوان بررسی کرد: الف: واژگان؛ ب: محور همنشینی و جانشینی، پ: تصویر، پیام و معنا الف: واژگان شما هم نیک میدانید و من هم میدانم که شعر را از سمت چپ نمینویسند؛ اما- اگر قول میدهید بین خودمان باشد- به شما خواهمگفت که واقعاً از سمت چپ مینویسند؛ منتها برای این که دل شاعران را نشکنیم، بهتر است گاهی با آنان همراه شویم و بگوئیم این پندار نادرست است و حتی یک توهم است که شعر را از سوی چپ آغاز میکنند!
غزل سیستانی «گفتا ور اکیمی» اثری از پیام سیستانی+ صدا
نشر آیکه غزل سیستانی «گفتا ور اکیمی» اثری از پیام سیستانی همراه با خوانش صوتی غزل را منتشر کرده است
یادداشتی در خصوص ترانه دلبر جان (نشر آیکه) + ترانه
شعر به زبان سیستانی، اگر با غلامعلی رییس الذاکرین آغاز و دارای نوشتار شده، بی شک با پیام سیستانی به سویه ای نو و متفاوت بدل شده است. پیام فرزند عاشق پیشه ی سیستانی، رمز و رموز عاشقی می داند و به ابزار دستور زبان سیستانی برای خلق، احیا و بازآفرینی مفاهیم در قید حیات و رو به ممات مسلح هست و در عشق بازی های شعری خود به هر دریچه ای سرکی کشیده و مشتی بر می دارد. بایگانی های ذهنی وی آنقدر وسیع هست که تازه هایش همواره بوی تازگی می دهد.

































