انتقاد امام جمعه نیمروز بابت باور روایتهای کذب طالبان توسط مسئولان استانی و کشوری در خصوص حقابه هیرمند
امام جمعه شهرستان نیمروز گفت: پشت سیاست های اهمال کاری و پنهان کاری و امروز و فردا کردنهای مقامات افغانستان در موضوع حقابه، سیاست معطل نگه داشتن و دل خوش کردن مسئولان ماست، سیاست خالی شدن مرزها از سکنه و آوارگی مردم است و بعضی مسئولان ما هم هر موقع طالبان مصاحبه می کنند و گفتار درمانی می کنند زودباور میکنند.
بحران هیرمند؛ شکست ایران در برابر روایتسازی طالبان
بحران آب سیستان دیگر صرفاً یک معضل محلی نیست؛ این بحران به جنگ خاموش آبی تبدیل شده است که در آن طالبان با نقض معاهده ۱۳۵۱، حق آبه ایران از رودخانه هیرمند را قطع کرده و در عین حال با روایتسازی هوشمندانه، توانسته است خود را در جایگاه محق نشان دهد. اما آنچه در این معادله پیچیده بیش از همه به چشم میآید، ناکامی فاحش دستگاههای مسئول ایران در تولید روایت رقیب و انتقال واقعیتهای تلخ سیستان به افکار عمومی جهانی است.
عدم بازپسگیری سفارت افغانستان از طالبان، تضییع منافع ملی را تشدید می کند | رویکردهای هیدروپلیتیک افغانستان، برای فریب دستگاه دیپلماسی ایران کارساز بوده است
چند کشور از جمله ایران، سفارتخانه افغانستان را در اختیار دیپلمات های طالبان قرار دادند که رفته رفته با میانجی گری چین، تعداد کشورها در حال افزایش است، بازپسگیری سفارت افغانستان در تهران از دیپلمات های طالبان به عنوان یک کشور همسایه با توجه به وجود منافع مشترک، یک پیام منفی علیه حکومت نامشروع طالبان به جامعه بینالملل مخابره می کند.
شبکه آبیاری در پایین دست بند کمال خان، برای مدیریت حدود ۵ میلیارد متر مکعب آب در حال اجراست
پس از بند کمالخان مطابق مسترپلان تعریف شده خود در حوضه آبریز هیرمند ( هلمند ) ایجاد شبکه آبیاری و تولید انرژی برق در سد های بخش آباد، المباغ، حسن زی، خاش رود، لوره، موسی قلعه، آغاجان، نوزاد و ... را پیگیری و اجرا می کنند تا مدیریت حدود 5 میلیارد متر مکعب آب در سال را در این حوضه بدست گرفته و 450 هزار هکتار اراضی کشاورزی را از این سازه های آبی ایجاد شده بهره مند سازند.
روایت هیدروپلیتیک؛ رویکرد دیروز ترکیه، سیاست امروز افغانستان
بررسیهای تاریخی نشان میدهد که شباهت¬های بسیاری در فرآیندهای توسعه منابع آبی کشورهای ترکیه و افغانستان وجود دارد. در بازههای زمانی تقریبا مشابه، حاکمانی در این دو کشور روی کار آمدند که مترصد انجام اصلاحات با تمرکز بر فعالیتهای ملیگرایانه در کشورهای تحت حکومت خود بودند. در این میان مشخصههای جغرافیایی و اقلیمی منطقه، دو دولت مستقر را مجاب کرد تا توسعه منابع آبی را به طور مشابهی برای دستیابی به اهداف ملیگرایانه خود با شعار دستیابی به مدرنیته بکار گیرند و از آن برهه به بعد، دو کشور در صدد توسعه بیش از پیش منابع آبی خود و به طور خاص سدسازی برآمدند. علیرغم اشتراکاتی متعدد، اما سیر تحولات تاریخی، نتایج متفاوتی برای دو کشور به ارمغان آورد. رخدادهای تاریخی، ترکیه را به کشوری بهظاهر پیشرو در توسعه سازهای منابع آبی تبدیل نمود و افغانستان را در این ماراتن توسعهای سازهمحور عقب انداخت. در عصر کنونی شواهد و قرائن مختلف نشان میدهد که افغانستان عزم خود را برای پیشروی در این ماراتن جزم کرده است، عزمی که مبتنی بر گرتهبرداری از خط سیر ترکیه در توسعه سازهای با تمرکز بر آبهای مشترک فرامرزی این کشور است.































