دوشنبه, ۲۰ مهر , ۱۴۰۵
در باب توسعه‌ی ناهمزاد و گسستِ پیوند با حافظه‌ی فرهنگی در سیستان و بلوچستان 04 مهر 1405
سرزمینِ بی‌قصه

در باب توسعه‌ی ناهمزاد و گسستِ پیوند با حافظه‌ی فرهنگی در سیستان و بلوچستان

هیچ سرزمینی را نمی‌توان تنها با شمار جاده‌ها و بندرها و کارگاه‌هایش سنجید. سرزمین پیش از آنکه مجموعه‌ای از سازه‌ها باشد، مجموعه‌ای از معناهاست. سیستان و بلوچستان خاکی است که در آن هامون، آینه‌ی آسمان بوده و شهر سوخته پنج هزار سال پیش از این، از دل ریگ به تمدن سخن گفته است. نام سیستان با پهلوانی گره خورده که ایرانیان هزار سال او را در شب‌نشینی‌ها زنده نگه داشته‌اند، و بلوچستان گنجینه‌ای از منظومه‌های حماسی و عاشقانه در سینه دارد که نسل به نسل، بی‌کاغذ و بی‌دیوان، بر زبان‌ها گشته است. با این همه، هرگاه سخن از توسعه‌ی این دیار به میان می‌آید، زبان به شمارگان بودجه و طول آسفالت و ظرفیت اسکله تنزل می‌یابد، گویی انسان موجودی است که نان می‌خواهد و بس.