به گزارش پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار، از نظر سازمان ملل هر شهری که بیش از چهار میلیون نفر جمعیت داشته باشد، کلانشهر محسوب می شود و با این متر و معیار صرفا تهران یک کلانشهر محسوب می شود. طبق قوانین ایران، هر شهری با جمعیت پانصد هزار نفری به صورت رسمی و قانونی کلانشهر محسوب می شود، در واقع این مدل کلانشهرها همان مادر شهر هستند و مرکز سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… شهرهای کوچکتر اطراف خود محسوب می شوند. ما در ایران هجده کلانشهر داریم که یکی از آنها زاهدان است اما کلانشهر با متر و معیارهای استاندارد باید از نظر موقعیت اثرگذاری اجتماعی، جمعیتی، اقتصادی و سیاسی بر سایر شهرها سرآمد باشد تا از مزایا با مالیات بر ارزش افزوده بهره مند شوند. با این حساب ما شش کلانشهر داریم و مابقی بر روی کاغذ کلانشهر محسوب می شوند. بی گمان شهروندانی که برای دریافت وام مسکن به بانک ها مراجعه کرده، می دانند که مصوبات کلانشهر ها شامل حال زاهدان نمی شود.
اولویت اول یک کلانشهر نیروی انسانی به عنوان عامل اصلی رشد و توسعه پایدار شهری ست. نیروهای خلاق و کارآمد که با ایده های نوآورانه در حوزه های مختلف فرهنگی، عمرانی، زیبا سازی، اقتصادی و درآمدهای پایدار، به رشد و توسعه همه جانبه یاری می رسانند.
مدیریت یک کلانشهر با جذب شهروندان خلاق امکان توسعه گردشگری و کسب درآمد شهروندان و ورود سرمایه به کلانشهر را مهیا می کند، امکان خدمات دهی گسترده به گردشگران به منظور جلب رضایت و زمینه سازی برای سفرهای آتی از جمله امتیازهای یک کلانشهر خلاق است، در مدیریت خلاق شهری رویکرد فرهنگی در توسعه شهری، پایه اصلی توسعه محسوب می شود و سایر بخش ها از آن متاثر می شود، عمده معیارهای یک کلانشهر خلاق، نوآوری، آموزشی و تلاش برای توسعه با زیربنای فرهنگی است.
برای تعریف و تفکیک یک کلانشهر واقعی با یک کلانشهر قانونی و رسمی متر و معیارهای زیادی وجود دارد، اما تا همینجا همه متوجه شده ایم که اگر بنا بر جمعیت باشد زاهدان صرفا بر روی کاغذ کلانشهر محسوب می شود.
نابسامانی های مدیریت شهری که در دهه اخیر شدت یافته بسیاری از محله های زاهدان را نه به مانند روستا بلکه به یک شکل نامنظم شهری به وجود آورده است که با یک نگاه ساده متوجه خواهیم شد که حداقل کوچه های کج و معوج روستاها و کوچک و بزرگی آن یک ریتم دارد و در عین بی نظمی، نظم مختص به خود را داشته که تبدیل به هویت آن روستا می شود، روستای قلعه نو در حوزه سیستان در عین بی نظمی یک چشم انداز زیبا ایجاد کرده که عامل جذب گردشگر شده است و هر سال جمعیت زیادی از آن دیدن می کنند، از محدوده فضای سبز قدیمی کوی قدس و فضای داخلی دانشگاه سیستان و بلوچستان که بگذریم، خانه های زاهدان بی نظم و نازیبا ساخته شده و حتی شهرک های تازه ساز هم از اصول شهری تبعیت نکرده و کوچه و خیابان ها بر اساس رشد جمعیت طراحی نشده اند.
در روستاها آبی که از وسط کوچه ها می گذرد به انسان شور و اشتیاق می دهد، اما لجن جاری شده از کوچه های حاشیه زاهدان عابرین را می رنجاند.
پارک های زاهدان هیچ طراحی زیبا و جذابی ندارند و عناصر زیباشناسی در آنها رعایت نشده است، باغداران روستانشین بر اساس پستی و بلندی های طبیعی زمین، اقدام به کشت درختان متنوع کرده و با اولین حضور متوجه چشم اندازهای متفاوت آنها می شویم که در واقع هویت و مزیت آن روستا محسوب می شود، در زاهدان بیشتر پارک ها شبیه هم هستند و یک حوض و فواره، نیمکت های فلزی، درخت و چمن مولفه های مشترک آنها هستند. در پارک های زاهدان هیچ تلاشی نشده تا با بهره گیری از خلاقیت، پستی و بلندی مصنوعی ایجاد شود و با تفکیک مسیرها، محلی امن برای خانواده ها ایجاد کنند. وقتی از این طرف پارک می شود آنطرف پارک را نگریست انگار هیچ خانواده ای خلوتی ندارد و در دید عموم قرار دارند. از این که بگذریم چشم انسان، عاشق زیبایی هاست، حتما در فضای مجازی به طراحی خاص میادینی برخورده اید که آرزوی دیدن آن را از نزدیک داشته باشید، در زاهدان کدام چشم انداز باعث لذت لحظه ای و تحسین طراحش می شود؟
آسفالت غیر استاندارد و چند تیکه، جدول های نازیبا، پیاده روهای خاکی، بوی بد جوی ها و گودال های وسط خیابان باعث شده تا مردم تعصب لازم را به شهر خود نداشته باشند و از شکل شهری آن احساس غرور نکنند. خانه گنبدی سیستان و کپرهای بلوچستان آنقدر زیبایی بصری دارند که با تلفیق معماری مدرن در جای جای شهر به کار گرفته شوند و زاهدان را دارای هویتی متمایز از سایر کلانشهر ها کند.
این که چرا زاهدان به اینجا رسید ماجرای دیگریست که امید می رود در آینده بتوان به آن پرداخت.
سلطانعلی عابدی








