تجلیل از خبرنگاران، از معیار تا وانمایی
تجلیل از خبرنگاران، از معیار تا وانمایی
روز خبرنگار بار دیگر از راه رسید و با خود، آیین‌های تکریم و تجلیل را به همراه آورد. آیین‌هایی که در جای‌جای این سرزمین، از پایتخت تا دورترین استان‌ها، برگزار شد و در آن نهادهای دولتی و حاکمیتی، گردهمایی‌هایی ترتیب دادند و از جمعی از اهالی رسانه قدردانی کردند. اما در میان هیاهوی این مراسم‌ها و درخشش لوح‌های تقدیر، پرسشی بنیادین همچنان بی‌پاسخ مانده است: متر و معیار تجلیل از خبرنگاران چیست؟ آیا شاخصه‌ای عینی و قابل‌ دفاع برای ارجحیت دادن یک خبرنگار بر دیگری وجود دارد، یا آنکه این گزینش‌ها بر مدار سلیقه، رابطه و مصلحت می‌چرخد؟

پیش از آنکه به این پرسش محوری بپردازیم، شایسته است نگاهی دقیق‌تر به ماهیت حرفه‌های مرتبط با رسانه بیندازیم، چراکه به نظر می‌رسد بخشی از این آشفتگی در تقدیرها، ریشه در عدم شناخت دقیق مرزهای این مشاغل دارد. روزنامه‌نگاری جهانِ متنوعی از تخصص‌هاست و خبرنگاری تنها یکی از اضلاع این چندضلعیِ پیچیده است. در یک رسانه استاندارد، افزون بر خبرنگار، سردبیر به‌عنوان هدایت‌گر اصلی خط مشی خبری، دبیر سرویس به‌عنوان تنظیم‌گر و اولویت‌دهنده به رویدادها، ویراستار به‌عنوان پالاینده نهایی متن، عکاس خبری به‌عنوان راوی تصویری واقعیت، گزارشگر میدانی به‌عنوان شاهدی که از دل ماجرا روایت می‌آفریند، صفحه‌آرا به‌عنوان معمار بصری محتوا، تصویربردار و تدوین‌گر به‌عنوان سازندگان روایت تصویری، تحلیل‌گر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به‌عنوان ژرفانگر در لایه‌های پنهان رویدادها، مترجم اخبار خارجی، مسئول میز تخصصی، مدیرمسئول و حتی اعضای هیئت‌مدیره رسانه، هر یک نقشی متمایز و ضروری ایفا می‌کنند. حال پرسش اینجاست: آیا روز خبرنگار مختص خبرنگاران است یا همه این نقش‌ها را در بر می‌گیرد؟ و اگر همه را شامل می‌شود، چرا در بسیاری از آیین‌های تجلیل، مرز میان این نقش‌ها به‌درستی رعایت نمی‌شود و گاه افرادی مورد تقدیر قرار می‌گیرند که نه‌تنها خبرنگار نیستند، بلکه اساساً نسبتی با فعالیت رسانه‌ای به معنای حرفه‌ای آن ندارند؟
خبرنگاری اگر به‌درستی فهم شود، یکی از دشوارترین مشاغل جهان است. خبرنگارِ راستین، به‌مثابه کارآگاهی است که باید در کوچه‌پس‌کوچه‌های واقعیت سرک بکشد، حلقه‌های پراکنده یک زنجیره خبری را به یکدیگر متصل کند و از دل این پیوند، روایتی تأثیرگذار و قابل‌اتکا برای مخاطبان خود فراهم آورد. این تعریف را اگر بپذیریم، آنگاه می‌توانیم از خود بپرسیم که در جغرافیایی مانند سیستان و بلوچستان، با آن همه ظرفیت‌های خبریِ مغفول و روایت‌های ناگفته، چند خبرنگار به معنای واقعی کلمه داریم؟ چند نفر حاضرند برای کشف حقیقت، از راحتی و امنیت خود بگذرند و به دل ماجرا بزنند؟
تاریخ روزنامه‌نگاری جهان، نمونه‌های درخشانی از این کارآگاهیِ خبری را به یاد دارد. ماجرای واترگیت و پرده‌برداری دو خبرنگار روزنامه واشنگتن‌پست از استراق سمع غیرقانونی حزب حاکم از رقیب، یکی از همین نمونه‌هاست. روایتی مستند که به رسوایی بزرگ سیاسی در آمریکا انجامید و نشان داد که چگونه یک رسانه می‌تواند از پنهان‌کاری‌های دولتمردان فاسد پرده بردارد. فیلم همه مردان رئیس‌جمهور که بر اساس این رویداد واقعی ساخته شده، تصویری است از همان خبرنگاریِ آرمانی که در آن، خبرنگار نه منفعل و سفارش‌پذیر، بلکه فعال، پیگیر و جست‌وجوگر حقیقت است. با چنین معیاری، چند خبرنگار در استان ما حاضرند تا پای افشای یک فساد یا روشنگری یک ابهام پیش بروند؟
اما آنچه در تجلیل‌های امسال و سال‌های گذشته مشاهده شد، با این تصویر آرمانی فاصله بسیار دارد. در چند نهاد دولتی، جمعی محدود گرد هم آمدند و بر اساس سلیقه خود از افرادی تقدیر کردند. افرادی که برخی از آنان اصلًا خبرنگار یا فعال رسانه‌ای به معنای حرفه‌ای کلمه نبودند. برخی در ظاهر، کسوت خبرنگار را یدک می‌کشند اما هرگز سواد و مهارت تنظیم یک خبر استاندارد یا نگارش یک گزارش حرفه‌ای را نداشته‌اند. امروز به لطف هوش مصنوعی، تقریباً هر کسی می‌تواند متنی خبری تولید کند اما آیا این تواناییِ ابزارمحور، از هر کسی خبرنگار می‌سازد؟ در دنیایی که هوش مصنوعی به‌سرعت در حال تحول است، تنظیم خبر حداقلِ مهارت است و آنچه باید معیار ارجحیت یک نفر بر دیگری باشد، محتوای خبرمحور، عمق تحلیل، شجاعت در روایت، پایبندی به اخلاق حرفه‌ای و توانایی تولید روایت‌های اختصاصی است، نه بازنشر اخبار خبرگزاری‌های رسمی و نه فعالیت‌های اجتماعی موازی.
اینکه فردی کارمند یک مجموعه خبری باشد یا در عرصه اجتماعی فعال، به‌خودی‌خود به معنای خبرنگار بودن نیست. شاید این افراد کارمندان خوب و موفقی باشند، شاید کنشگران اجتماعی اثرگذاری باشند، اما اگر قرار است از آنان قدردانی شود، این قدردانی باید در روز کارمند یا مناسبت‌های مرتبط با فعالیت‌های اجتماعی صورت گیرد، نه در روز خبرنگار.

اولین شرط خبرنگار بودن، اشتغال مستمر و حرفه‌ای در یک رسانه نوشتاری یا مجازی است. رسانه‌ای که تولید محتوا می‌کند، مخاطب دارد و در سپهر عمومی اثر می‌گذارد. بازنشر اخبار خبرگزاری‌های رسمی، نه مشروعیت‌بخش به منتشرکننده است و نه او را در شمار خبرنگاران قرار می‌دهد.
شاید لازم باشد خطاب به استاندار و استانداری و همه متولیان امر گفت که اگر رویای توسعه فرهنگی را در سر می‌پرورانند، بخش مهمی از فرهنگ، رسانه و فعالیت‌های رسانه‌ای و اهالی رسانه است. رسانه آینه‌ای است که جامعه خود را در آن می‌بیند. اگر این آینه کدر باشد، تصویر توسعه نیز مخدوش خواهد بود. وقتی از فردی به‌عنوان خبرنگار تجلیل می‌شود، او در واقع نماد روزنامه‌نگاری استان می‌شود. نمادی که باید بتواند الگویی برای نسل جوان باشد و معیاری برای سنجش کیفیت حرفه‌ای. حداقل انتظار آن است که فرد تجلیل‌شده، در طول یک سال، یک خبر استاندارد در سطح کشوری منتشر کرده باشد، یا تحلیلی عمیق از یک مسئله استانی ارائه داده باشد که در رسانه‌های ملی بازتاب یافته باشد. چند نفر از اهالی رسانه در سیستان و بلوچستان در نشریات کشوری خبر یا تحلیل منتشر می‌کنند؟ آیا این معیار هنگام تقدیر و تشکرها مدنظر قرار می‌گیرد؟
و اما تلخ‌ترین بخش ماجرا: در حالی چهره‌های تکراری هر سال در مراسم‌های مختلف مورد تقدیر قرار می‌گیرند که چهره‌های پیشکسوت به فراموشی سپرده شده‌اند. یکی از این چهره‌ها «هودفر» است. مردی که هم فن تنظیم خبر را به‌درستی می‌دانست و هم معنا و مفهوم خبرنگاری را. او اکنون به دلیل ضعف بینایی در بستر بیماری است و هیچ‌کس به یاد او هم نمی‌افتد. این فراموشی، تنها فراموشی یک فرد نیست، فراموشی یک نسل از روزنامه‌نگارانی است که سنگ بنای رسانه‌ای این استان را گذاشتند. کجای این آیین‌های تجلیل، جایی برای این پیشکسوتان هست؟ کدام نهاد دولتی، سراغی از این چهره‌های خاموش می‌گیرد؟
تجلیل از خبرنگار، اگر معنایی داشته باشد، باید تجلیل از حقیقت‌جویی، شجاعت، استقلال رأی و خدمت بی‌چشم داشت به سپهر عمومی باشد. تجلیلی که بر مدار سلیقه و رابطه بچرخد، نه‌تنها ارزشی نمی‌آفریند، بلکه به ضد خود تبدیل می‌شود. به حرفه‌ای که قرار است صدای بی‌صدایان باشد، به حرفه‌ای که در آن، معیار، نه کیفیت کار که نزدیکی به قدرت است. روز خبرنگار، فرصتی است برای بازاندیشی در این نسبت‌ها. فرصتی برای آنکه بپرسیم: ما از خبرنگاران چه می‌خواهیم؟ و خبرنگاران از ما چه انتظاری دارند؟ و در نهایت، جامعه‌ای که خبرنگارانش را با معیارهای نادرست می‌سنجد، چگونه می‌تواند ادعای توسعه و پیشرفت داشته باشد؟
شاید وقت آن رسیده است که به‌جای آیین‌های تشریفاتی، به فکر نهادینه‌کردن معیارهای حرفه‌ای باشیم؛ معیارهایی شفاف، قابل اندازه‌گیری و مبتنی بر کیفیت کار. و شاید وقت آن رسیده است که پیش از تجلیل از حاضران، به یاد غایبان باشیم. آنان که روزگاری قلم می‌زدند و امروز در سکوت و فراموشی، چشم به راهِ یک سلامِ ساده‌اند.
سلطانعلی عابدی