واکاوی ادعای مجعول مدیر ارشاد زابل مبنی بر برگزاری بزرگترین نمایشگاه کتاب جنوب شرق
واکاوی ادعای مجعول مدیر ارشاد زابل مبنی بر برگزاری بزرگترین نمایشگاه کتاب جنوب شرق
این روزها حال فرهنگ، هنر، ادبیات و کتاب‌خوانی در سیستان و بلوچستان خوش نیست. واقعیتی که اهل فرهنگ و دلسوزان این سرزمین به‌خوبی لمس می‌کنند. در چنین شرایطی، انتظار از مدیران فرهنگی نه تولید امیدهای واهی و نه تزریق ناامیدی مضاعف است، بلکه حداقلی‌ترین وظیفه آنان، سخن گفتن با دقت، صداقت و مسئولیت‌پذیری است. اما هنگامی که از تریبون‌های رسمی، ادعاهایی دور از واقعیت و فاقد پشتوانه آماری مطرح می‌شود، نه‌تنها شأن فرهنگ ارتقا نمی‌یابد، بلکه اعتماد عمومی نیز بیش از پیش فرسوده می‌شود.

ادعای رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زابل مبنی بر برگزاری بزرگترین نمایشگاه کتاب جنوب شرق در حالی مطرح شده که بنا بر همان گزارش، این نمایشگاه تنها با ده هزار جلد کتاب و چهار ناشر برگزار شده است. پرسش بدیهی اینجاست: چنین رویدادی با این مختصات، چگونه می‌تواند عنوانی به این بزرگی را یدک بکشد؟ آیا صرف برگزاری یک نمایشگاه، آن هم با حداقل امکانات و حداقل مشارکت ناشران، برای اطلاق چنین تعبیری کافی است؟ یا آنچه اهمیت دارد، نه شعارهای پرطنین، بلکه مقیاس واقعی حضور ناشران، شمار عناوین کتاب و میزان اثرگذاری فرهنگی است؟
برای پاسخ این پرسش، کافی است مروری کوتاه بر نمایشگاه‌های نه‌چندان دور سیستان و بلوچستان داشته باشیم. روزهایی که فرهنگ و کتاب، با وجود همه دشواری‌ها، نفس می‌کشیدند و مدیرانی کاربلد، برخاسته از بدنه فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسئولیت هدایت این حوزه را بر عهده داشتند. در سال ۱۳۸۶، در نمایشگاه کتاب استان، ۳۷۱ ناشر و ۴۴ هزار عنوان کتاب حضور داشتند. در سال ۱۳۹۰، در چهاردهمین نمایشگاه کتاب استان، ۴۰۰ ناشر و ۴۰ هزار عنوان کتاب عرضه شد. در سال ۱۳۹۳، شمار کتاب‌ها به ۴۶ هزار عنوان و ناشران به ۴۶۵۰ ناشر رسید. و در سال ۱۳۹۵، ۵۹ هزار و ۶۶۷ عنوان کتاب و ۴۱۷ ناشر، که از این میان ۳۰ ناشر بومی بودند، در نمایشگاه حضور داشتند.
این ارقام، صرفاً عدد نیستند؛ نشانه‌اند. نشانه‌ی روزگاری که نمایشگاه کتاب، رویدادی جدی و مؤثر بود، نه یک مراسم کم‌جان و کم‌دامنه که سپس با اغراق رسانه‌ای، به عنوان بزرگ‌ترین معرفی شود. اگر معیار را تعداد عنوان کتاب بدانیم، که باید هم چنین باشد، زیرا اعتبار یک نمایشگاه پیش از هر چیز به تنوع و عمق محتوای آن سنجیده می‌شود، آنگاه روشن است که نمایشگاهی با ده هزار جلد و چهار ناشر، نه از حیث کمّی و نه از حیث کیفی، قابل مقایسه با آن دوره‌ها نیست. و اگر کسی از عنوان صرف‌نظر کند و فقط بر جلد تکیه کند، باز هم تناسبی میان ادعا و واقعیت دیده نمی‌شود. زیرا در همان سال ۱۳۹۵، ۸۰۰میلیون بن کتاب به خرید کتاب، اختصاص یافته است که خود نشان از سطح توجه و وسعت میدان فرهنگ در آن سال‌ها دارد.
در این میان، مسئله فقط یک ادعای نادرست نیست، مسئله فرسایش تدریجی ساختار فرهنگی است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دو دوره اخیر انتصابات خود، متأسفانه ساختار اداری فرهنگ و ارشاد اسلامی استان را به قهقرا برده است. انتصاب مدیران و رؤسای اداراتی که نسبتی با فرهنگ و هنر ندارند و از سایر دستگاه‌ها به عاریه گرفته شده‌اند، ضربه‌ای مهلک به بدنه فرهنگی استان وارد کرده است. فرهنگ بیش از هر حوزه‌ای، محتاج تخصص، شناخت، سابقه و درک زیباشناختی است. نه مدیریت‌های تحمیلی و صوری که تنها در ظاهر عنوان فرهنگی دارند.
طبیعی است که در چنین فضایی، آمارسازی و بزرگ‌نمایی جای برنامه‌ریزی را بگیرد. وقتی مدیران به‌جای اعتراف به ضعف‌ها و تلاش برای ترمیم آن‌ها، به توصیف‌های غیرواقعی پناه می‌برند، نتیجه چیزی جز بی‌اعتمادی نیست. انتشار اخبار نادرست، آن هم در دولتی که با شعار پاسخگویی و شفافیت بر سر کار آمده، پذیرفتنی نیست. اگر قرار باشد فرهنگ با اغراق اداره شود، آنگاه دیگر میان واقعیت و تبلیغ، میان گزارش و توهم، و میان خدمت و نمایش، مرزی باقی نمی‌ماند.
در این میان، تکلیف بلوچ‌زاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، روشن است. او علاقه‌ای به برخورد با مدیران خلاف‌واقع‌گو و ضعیف ندارد، اما دست‌کم از هادی هزاره‌مقدم، معاون فرهنگی و رسانه‌ای این اداره کل که از چهره‌های شناخته‌شده این حوزه است، انتظار می‌رود نسبت به چنین ادعای نادرستی شفاف‌سازی کند. سکوت در برابر روایت‌های جعلی، خود نوعی همراهی با آن‌هاست. و فرهنگی که در آن پرسشگری خاموش شود، ناگزیر به ورطه رکود و انحطاط خواهد افتاد.
فرهنگ را نمی‌توان با تیترهای پرزرق‌وبرق نجات داد. کتاب را نمی‌توان با شمارش جلدها به‌جای عناوین معنا بخشید. نمایشگاه کتاب را نمی‌توان با چهار ناشر و ده هزار جلد، بزرگ‌ترین نامید، آن هم در استانی که روزگاری میزبان صدها ناشر و صدها هزار عنوان و میلیون ها کتاب بوده است. آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز داریم، بازگشت به صداقت آماری، شایستگی مدیریتی و احترام به شعور فرهنگی مردم است.

اگر قرار باشد اهل فرهنگ هر روز با ادعایی تازه و ناموجه مواجه شوند، امید به‌جای بالیدن، فرسوده خواهد شد.
شاید نخستین گام برای ترمیم این وضعیت، نه برگزاری نمایشگاه‌های کوچک با عنوان‌های بزرگ، بلکه بازسازی اعتماد عمومی به نهاد فرهنگ باشد. اعتمادی که با صداقت حفظ می‌شود، نه با مبالغه. فرهنگ استان، بیش از هر چیز، به مدیرانی نیاز دارد که اهل فرهنگ باشند، نه اهل شعار، اهل کار باشند، نه اهل ادعا، و به‌جای کوبیدن بر طبل ناامیدی، از مسیر حقیقت، زمینه‌ساز احیای امید شوند.

ادعای رشد ۲۰۰ درصدی با افتتاح صوری چند سالن آنفی تئاتر به نام سینما در شهرهای سیستان و بلوچستان در دوره معاون هنری و سینمایی عبدالسلام بلوچ‌زاده از خاطر اهالی هنر نرفته است.