اگرچه شعار محوری این جشنواره، شناسایی استعدادهای رسانهای عنوان شده، اما تجربه دورههای پیشین نشان میدهد که این رویدادها عمدتاً به تشریفات اداری و تولید گزارش برای دستگاه بالادستی محدود میمانند و هیچ سازوکار مشخصی برای توانمندسازی یا پشتیبانی از نیروهای مستعد پس از شناسایی آنان وجود ندارد. نبود شفافیت در نحوه توزیع اعتبارات فرهنگی و انحصار آن در دست چند مؤسسه خاص، نه تنها به رشد کیفی رسانهها کمکی نکرده، بلکه به قطبی شدن فضای فرهنگی استان دامن زده است.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از پیش نگرانکننده است، عملکرد مدیران زیرمجموعه این اداره کل در قبال فعالان رسانهای است. چندی پیش شکایت مسئول وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیمروز از یک خبرنگار، به صدور حکم دو سال حبس تعزیری انجامید که این روزها در حال اجراست. این در حالی است که مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان که خود دبیر شورای اطلاعرسانی و متولی حمایت از رسانههاست، نه تنها واکنشی بازدارنده نسبت به این اقدام نشان نداد، که بیتفاوتی او در این زمینه، به معنای همراهی ضمنی با جریان محدودکننده آزادی بیان تلقی میشود.
در نمونهای دیگر، پس از انتشار مصاحبه کارشناسی یکی از اساتید دانشگاه زابل درباره کاستیهای فنی پروژه پلاتو این شهرستان، سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی زابل از آن استاد دانشگاه شکایت کرد. هرچند پس از انعکاس موضوع به معاونت امور رسانهای وزارتخانه، شکایت پس گرفته شد، اما همین موارد نشان میدهد که چگونه مدیران فرهنگی به جای گفتگو و پذیرش نقد، مسیر قضایی را برای سرکوب صداهای منتقد انتخاب میکنند. مدیرانی که باید الگوی سایر دستگاهها برای رفتار مناسب با رسانهها باشند، رویکردشان فضای آزادی بیان را تهدید میکند.
این رویکرد، نه تنها با سیاستهای کلی دولت در زمینه تعامل با رسانهها در تضاد است، بلکه با بخشنامه صریح معاون اول رئیسجمهور در منع طرح شکایت علیه اهالی رسانه نیز همخوانی ندارد.
افزون بر این، بیتوجهی به قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات و خودداری از ارائه تفاهمنامههای منعقده با مؤسسات فرهنگی و هنری در سامانه مربوط، تصویری غیرحرفهای از مدیریت فرهنگی استان به نمایش گذاشته است. مدیری که خود را موظف به پاسخگویی در برابر افکار عمومی نمیداند و نشستهای خبری را صرفاً به برنامههای آتی اختصاص میدهد و از ارائه عملکرد خود طفره میرود، نمیتواند انتظار مشارکت رسانههای مستقل در رویدادهای تحت نظارت خود را داشته باشد.
وقتی متولی فرهنگ و رسانه استانی به جای حمایت از فعالان این عرصه، شکایت از آنان را در دستور کار زیرمجموعههای خود میبیند و در برابر نقدهای کارشناسی سکوت پیشه میکند، نتیجه چیزی جز تضعیف سرمایه اجتماعی و القای ناامنی به جامعه مدنی نخواهد بود. بنابراین تحریریه دیار عیار شرکت در جشنوارهای که برگزارکننده آن، چنین رویکردی را در پیش گرفته است، نه تنها ثمربخش نمیداند، که آن را مغایر با وجدان حرفهای خود تلقی کرده و از حضور در این رویداد خودداری میورزد.








