دی‌جی‌ها، آزمون مدیریت فرهنگی در میانه خلاء قانونی و واقعیت‌های اجتماعی
دی‌جی‌ها، آزمون مدیریت فرهنگی در میانه خلاء قانونی و واقعیت‌های اجتماعی
پرونده فعالیت دی‌جی‌ها در سیستان و بلوچستان، فراتر از یک بحث محدود محلی، تبدیل به نمادی گویا از تقابل ناکارآمدی سازوکارهای مدیریت فرهنگی با پدیده‌های نوپدید اجتماعی شده است. روایتی که از لابلای گفتگوها و تجربیات میدانی بیرون می‌آید، حکایت از دور باطلی دارد؛ یک پدیده اجتماعی-اقتصادی زنده و پویا، یک خلاء قانونی و شرح وظایف و مدیریتی که در نوسان میان انکار، حذف مقطعی و فرار از مسئولیت، گرفتار آمده است.

در کانون این ماجرا یک تناقض پایه‌ای قرار دارد. از یک سو وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دستورالعمل‌ها و شرح وظایف خود، صرفاً متولی اجرای زنده شامل خوانندگی، نوازندگی، شعر و برگزاری کنسرت است. پدیده‌ای به نام دی‌جی یا اپراتور پخش و میکس موسیقی در این چارچوب رسمی تعریف نشده و جایی ندارد. این خلاء قانونی، دست مدیران محلی را برای هرگونه تصمیم‌گیری شفاف و قاعده‌مند می‌بندد. از سوی دیگر واقعیت در میدان کاملاً متفاوت است. در استان سیستان و بلوچستان، به دلیل تفکیک جنسیتی در مراسم عروسی، تقاضای گسترده‌ای برای حضور دی‌جی‌های خانم در بخش بانوان وجود دارد. این حرفه برای بسیاری از زنان، منبع درآمد و نوعی خوداشتغالی محسوب می‌شود. سیستم مدیریت فرهنگی اما، به جای پر کردن این خلاء با ابتکار عمل، غالباً ترجیح داده است یا صورت مسئله را با نامه‌های ممنوعیت مقطعی پاک کند، یا با استناد به عدم وجود دی‌جی در فهرست وظایف، کلاً از پذیرش مسئولیت ساماندهی شانه خالی کند.

تجربه ناموفق سال ۹۷ و برخورد با دی‌جی کاری که تخلفات اخلاقی داشت، نشان داد که رویکرد سلبی و حذفی نه تنها راه‌حل نیست، بلکه پیامدهای معکوس دارد. آن ممنوعیت کلی، تنها موجب رونق دوباره فعالیت‌های غیررسمی و حتی ایجاد انحصار و کاسبی برای برخی تالارها و افراد خاص شد. این دقیقاً نتیجه مدیریتی است که به جای هدایت و نظارت، به انکار یا حذف می‌اندیشد.

پیشنهادهای کارشناسی مطرح شده از سوی افراد مطلع، راه‌حل‌های عملی و میانه‌رویی را نشان می‌دهد که می‌تواند از این بن‌بست خارج کند. راه‌حل‌هایی مانند:

· تشکیل انجمن یا سامانه ثبت‌نام: ایجاد پرونده برای فعالان این حوزه، اخذ تعهد کتبی رعایت شئونات (مانند پوشش مناسب، پرهیز از پخش محتوای غیرمجاز و عدم تخلف اخلاقی) و صدور کارت شناسایی مشروط.

· الحاق به گروه‌های مجاز: پیوند زدن دی‌جی‌ها به گروه‌های موسیقی دارای مجوز رسمی، تا نظارت از طریق نهادهای شناخته‌شده‌تری صورت گیرد.

· تفکیک روشن میان فضای خصوصی و عمومی: باید تمایزی اساسی بین یک مراسم شخصی خانوادگی در تالار اجاره‌ای و یک مکان عمومی مانند کافی‌شاپ قائل شد. اعمال مقررات یکسان برای این دو فضا، نه تنها منطقی نیست، بلکه باعث ایجاد تنش‌های غیرضروری با جامعه می‌شود. در مراسم شخصی، می‌توان مسئولیت را بر عهده متقاضی و مجری گذاشت و نظارت را مبتنی بر شکایت پیگیری کرد.

نکته تامل‌برانگیز دیگر، اشتباه در تعریف ماهیت کار دی‌جی است. دی‌جی لزوماً خواننده یا نوازنده نیست تا مشمول ضوابط اجرای زنده شود. او میکس‌کننده و اپراتور پخش موسیقی است. حتی سازمان فنی و حرفه‌ای استانداردی برای میکس‌کننده موسیقی پلی‌بک دارد. این خلط مفهوم، منجر به صدور احکام کلی و نادرست می‌شود.

در مواجهه با پدیده‌های اجتماعی برآمده از نیازهای واقعی، نمی‌توان تا ابد به خلاء قانونی متوسل شد یا با برخوردهای قهری و سلیقه‌ای، زمینه را برای فعالیت غیرشفاف فراهم کرد. زمان آن فرا رسیده که مدیریت فرهنگی در استان، با جسارت و خلاقیت، پیشنهادهای ساماندهی موجود را به جدیت پیگیری کند. این امر مستلزم تعامل با ذی‌نفعان، تدوین آیین‌نامه‌ای محلی با تأیید نهادهای بالادستی و ایجاد چارچوبی شفاف است که هم حق اشتغال و نیاز جامعه را به رسمیت بشناسد و هم امکان نظارت فرهنگی هوشمند را فراهم آورد. ادامه وضعیت فعلی تنها به بی‌اعتمادی بیشتر جامعه به نهادهای متولی و تداوم فضای خاکستری خواهد انجامید.