همانطور که تاریخ تک جمله های گذشتگان ما را به خاطر می سپارد، از ما را هم به آیندگان منتقل می کند. پس بهتر است به گونه ای اظهار نظر و عمل کنیم که تاریخ شماتت مان نکند.
معیار خانواده بودن چیست؟ من به عنوان یک ایرانی که اقوام زیادی در آنسوی مرز دارم و مرز بندی دستوری بریتانیا، میان ما جدایی انداخت، هیچ رابطه خانوادگی با طالبان نداشته و احساس نمی کنم. حال چگونه برخی دولتمردان ما چنین رابطه خانوادگی دارند، لازم است خودشان تشریح کنند.
زمان زیادی از حمله این وحوش به سفارت ایران در افغانستان می گذرد، اما نه آنقدر زیاد که آنرا فراموش کنیم. سفیر ایران و تنی چند از بهترین و نیکنام ترین فرزندان ایران در آن جنایت، به گلوله بسته شدند، به خاک غلطیدند و خون آنها، تبدیل به سند اثبات جنایت طالبان شد.
طالبان از زمان روی کار آمدن، مخالفت آشکار خود با زبان فارسی و فرهنگ پارسی را نشان داده و درصدد حذف آنها برآمده اند. عید نوروز به عنوان هویت ایرانی رایج در میان کشورهای پارسی زبان و یکی از مولفه های مشترک پارسی بودن، از سوی طالبان مطرود است و درصدد ریشه کنی آنند. فرماندهان طالب از هر فرصتی برای تهدید و تحقیر ایران و ایرانی بهره می برند، از زمان کرسی نشینی، انواع جنایات را نسبت به مردم خود مرتکب شده اند، حقوق بین المللی را نقص می کنند، به دختران افغان ظلم می کنند ووو… . با این اوصاف بین ایرانیان و طالبانیسم، چه نسبت خانوادگی می تواند وجود داشته باشد؟
اگر تطهیر کنندگان طالبان، اندکی افق دید خود را گسترش می دادند و کمی آنسوتر از منافع اندک خود از افغانستان را می دیدند، با چنین اظهارات عجیب و دور از شأن مقامات یک کشور کهن تاریخی سخن نمی گفتند. حواس مان باشد، حرف هایمان به یادگار می ماند. کمتر حرف بزنیم.
سلطانعلی عابدی








