مدیریت کشاورزی در دوران بحران آب 
مدیریت کشاورزی در دوران بحران آب 
در دوران پرآبی هیرمند که مدیریت آبی و کشاورزی کار سهلی ست. مدیریت واقعی باید در زمان بحران خود را نشان دهد. آنچه که ما شاهد آن هستیم یک انفعال مدیریتی بیش نیست. حتی تلاش حداقلی و تدبیری ساده برای برون رفت از این بحران آبی صورت نگرفته است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار، سلطانعلی عابدی در یادداشتی نوشت:

در طول تاریخ، سیستان دچار دوره های کوتاه مدت و بلند مدت خشکسالی شده و ساکنان منطقه بنا به نیاز مجبور به تدوین سیستم آبیاری شده اند تا بقای آنها در منطقه را تضمین کند و به همین دلیل فرهنگ آب از غنای ویژه ای در سیستان برخوردار است. واژه ها، ضرب المثل ها، متل ها و سیستم پیچیده سنتی تخصیص سهم آب و نحوه توزیع در فصول مختلف کشت، حکایت از اهمیت ویژه آب در زندگی کشاورزان سیستانی دارد. حیات سیستان بزرگ تاریخی و سیستان کوچک شده سده اخیر، به هیرمند وابسته بوده و در دوران پرآبی، فراوانی محصول و در کم آبی حداقل درآمد را برای کشاورزان در پی داشته است. سیستم سنتی تقسیم آب بر اساس آورده هیرمند تخصیص داده میشد و سیستان تا به امروز مرزدار پرافتخار ایران زمین بوده است. حشر/لایروبی سنتی انهار/ از جمله نیازهای کشاورزی برای تسهیل امر آبرسانی بود که هر ساله توسط مردم انجام میشد. با ورود مدیریت دولتی این سنت با اختصاص بودجه به پیمانکاران سپرده می شدند و با یک مقایسه اجمالی می توان تفاوت مدیریت سنتی نهادینه شده مردمی و مدیریت دولتی را متوجه شد.

در دهه های اخیر از سوی حکومت و دولت هزینه های کلانی به بخش آبی و کشاورزی سیستان اختصاص داده شد که متاسفانه به دلیل سو مدیریت و عدم مطالعه، بودجه ها به هدر رفته و هیچ کمکی به زندگی مردم کشاورز سیستان نکرده است. از انهار بتونی نیمه کاره گرفته تا لوله کشی ۴۶هزار هکتاری، چاه نیمه چهار و اکنون تخصیص بودجه به چاه های ژرف. بودجه های هنگفتی که می توانست وابستگی سیستان به هیرمند را در حد چشمگیری کاهش داده و یک چرخه اقتصادی پایداری را رقم زند به سهولت از بین رفت.

در حالیکه چندین دهه افغانستان درگیر ایجاد سد انحرافی کمال خان بود مدیریت آبی سیستان در پی ذخیره هر چه بیشتر آب و انتقال آب از طریق لوله بود تا از هدر رفت آب جلوگیری کنند. در این مدت هیچکس از خود نپرسید که آیا با توجه به سد انحرافی کمال خان، آبی به سیستان خواهد رسید که آنرا ذخیره کرده و انتقال دهند؟ حتی اگر افغان ها حقابه را بدهند که بالاخره باید به این حق قانونی سیستانی ها تمکین کنند آیا امکان احیای کشاورزی و باغداری در سیستان مهیاست؟

در طول تاریخ همواره این هیرمند بوده که تعیین می کرده در چه فصولی کشاورزی انجام شود و محصولات قابل کشت هم محدود به انگور یاقوتی، گندم ، جو، علوفه و پالیز بوده است. کشاورزان به دلیل وجود بازار عرضه با این نوع محصولات خو گرفته اند و کشت آن تضمین شده است.

حال با توجه به کم آبی و از این روی که این محصولات نیاز به آب زیادی داشته و صرفه اقتصادی ندارند چه محصولاتی را باید جایگزین آنها نمود ؟ جهاد کشاورزی به عنوان متولی امر ، جدا از تحقیقات کتابخانه ای چه رویکرد عملی را در پیش گرفته تا کشاورزان تشویق به کشت محصولات جدید با سودآوری بالا داشته باشند و با طیب خاطر از بازار هدف، دیگران را هم تشویق به کشت آن کنند.

کشت هر محصول نیاز به تجربه دارد. باغدار و کشاورزی که در تمام طول عمرش انگور یاقوتی کاشته و در کنارش در حد محدودی درختان سیب، انار و آلو برای مصرف شخصی داشته و در کشاورزی تجربه گندم و جو و هندوانه و خربزه را دارد یکهو تشویق به کشت محصولی شود که از نحوه رشد آن بی اطلاع ست آنوقت چه خواهد کرد؟ این طبیعی ست که به سهولت به آن تن ندهد. کشاورز اول باید نحوه پرورش یک محصول و نحوه نگهداری و آب دهی و میزان هزینه های آنرا بداند. در مرحله دوم خیالش از فروش راحت باشد. جهاد کشاورزی در این باره چه اقدامات عملی انجام داده است؟ در دوران پرآبی هیرمند که مدیریت آبی و کشاورزی کار سهلی ست. مدیریت واقعی باید در زمان بحران خود را نشان دهد. آنچه که ما شاهد آن هستیم یک انفعال مدیریتی بیش نیست. حتی تلاش حداقلی و تدبیری ساده برای برون رفت از این بحران آبی صورت نگرفته است. در دولت های مختلف اعتباراتی به بخش کشاورزی ، دامداری و پرورش ماهی اختصاص یافته است. حتی از سوی مقام معظم رهبری هم به این بخش بودجه اختصاص یافت تا وابستگی به هیرمند کم شود و مردم از طریق ایجاد واحد‌های کوچک اقتصادی به توسعه منطقه یاری رسانند. ماحصل همه این بودجه ها چه بوده است؟ وام ها به چه کسانی داده شده و امروز آن بنگاه های اقتصادی که میبایست راه اندازی میشدند در چه وضعیتی قرار دارند؟

بحران سیستان بیش از آنکه بحران کمبود آب باشد بحران مدیریت آب و بحران مدیریت کشاورزی ست. مادامی که تصمیمات لحظه ای و آنی سرنوشت کشاورزان را تعیین کند بحران به قوت خود باقی می ماند.

این مدل مدیریت ره به جایی نبرده و نخواهد برد. کشاورزی سیستان نیاز به تدبیر و برنامه و افراد دلسوز و پیگیر دارد.

سلطانعلی عابدی