شعار وفاق ملی با شعار استفاده از ظرفیت اقوام و مذاهب شاید در شرایطی که جامعه چند پارچه شده شعار یا راهکار مناسبی برای پرهیز از تنش باشد، اما منجر به حل مشکلات و توسعه نمی شود. حل بحران های اقتصادی و اجتماعی نیاز به برنامه و مدیران شایسته دارد. اگر در گذشته منازعات دو جریان سیاسی، مانع رسیدن شایستگان بر کرسی قدرت بود، اکنون شعار وفاق ملی و ارجحیت اقوام، منجر به حاشیه راندن شایستگان شده است. وقتی کرسی ها بر اساس معیار شایستگی واگذار شود، خود به خود افراد شایسته اقوام و مذاهب هم در این دایره جا می گیرند، اما اکنون در سیستان و بلوچستان فرصتی پیش آمده تا قومی که در گذشته کمتر در بازی قدرت بوده از این فرصت برای جبران مافات بهره برده و به جای تلاش برای یافتن مدیران کارآمد، رفقای حذف شده خود را به قدرت بازگردانند.
بی تردید عباس شیبک در کسوت مدیر کل ورزش و جوانان، موفق نبوده و اسطوره ورزش استان در کسوت مدیر، یک رزومه ضعیف از خود به جا گذاشته است، اما از سوی دیگر ادهم کرد زابلی که قرار است جای او را در این اداره کل بگیرد؛ قبل از عباس شیبک بر این کرسی تکیه زده بود و یکی از بدترین دوران مدیریت ورزش استان را رقم زده است. اگر در گذشته نام ادهم کرد زابلی با پابوسی پیوند خورده بود، در دوران مدیر کلی اش با تقدیم هیات های ورزشی به سیاسیون و مدیران، به یکی از سیاسی ترین چهره های استان بدل شد.
بازگشت ادهم کرد زابلی یک شکست بزرگ برای دولت پزشکیان در استان است. مدیری که با دو پاره کردن فضای ورزش استان و اعتراضات گسترده ای که بر علیه او به راه افتاد از مدیریت ورزش و جوانان بر کنار شد، اکنون به دلیل عملکرد ضعیف عباس شیبک دوباره به قدرت باز می گردد. چرا منصور بیجار به سراغ یک چهره تازه نرفت؟ بی گمان ادهم کرد در بین سه گزینه اصلی برای تصدی این سمت شایسته تر بود، اما چرا منصور بیجار دایره انتخاب خود را محدود به قومیت و مذهب کرد و فرصت یک انتخاب شایسته را از جامعه ورزشی استان گرفت؟
اداره کل ورزش و جوانان چندین دوره در اختیار مدیران اهل سنت بود و انتخاب عباس شیبک یک قاعده شکنی محسوب میشد.
نحوه مدیریت اداره کل ورزش و جوانان به گونه ای بوده که امکان پرورش نیروهای توانمند برای آینده ورزش استان میسر نشده است. به خاطر مسائل قومی و مذهبی، این اداره کل محل منازعات قومی بوده تا یک مکان امن و ایده آل برای برنامه ریزی و توسعه ورزش استان باشد.
اگر شعار دولت پزشکیان به جای وفاق ملی که در عمل منجر به ارجحیت برخی اقوام بر برخی دیگر شده، شعار دولت شایستگان بود، گزینه های مناسب تری برای ورزش و جوانان وجود داشت که میتوانستند دو عرصه نابسامان ورزش و جوانان استان را از این همه تنش خارج کرده و در مسیر توسعه و رشد حداقلی قرار دهند. در هر روی منصور بیجار در گام های آغازین خود، اعتماد بخش اعظمی از بدنه اجتماعی را از دست داده و نتوانسته فراتر از خدمت به قومیت، مذهب و رفاقت ها بیندیشد و عمل کند. حال باید دید اعتماد دولت وفاق به وی تا کجا ادامه می یابد و مسیر توسعه استان کی و چگونه هموار می شود.
برخی استان ها مانند سیستان و بلوچستان به دلیل تنوع قومی و مذهبی همواره درگیر مسایل قومی بوده و شعار وفاق ملی به دلیل نداشتن دستور العمل مشخص، به مسایل قومی دامن زده است و با این روندی که دولت در استان پیش گرفته، دیر یا زود کشتی وفاق به گل می نشیند. حلقه مفقوده استان مدیران کاربلد، متعهد و با نگاه فراقومی بوده است.
سلطان علی عابدی








