این اولین بازدید رسمی با هدف سنجش آب در دهراوود بوده و در معاهده نیز چگونگی تقاضای بازدید از سوی کمیسار و حل مناقشه فی مابین آمده است. در هنگام مناقشه آبی کمیسار ایران تقاضا می دهد و طرف افغانی آنرا بررسی کرده و برای زمان بازدید، طرفین به توافق می رسند تا پس از بازدید و سنجش میزان آب وارده به سد کجکی، حق سیستان از آورد هیرمند تعیین و تامین شود.
از همان ابتدای سفر هیات ایرانی اخبار نگران کننده بود و از شفافیت برخوردار نبود. سکوت مقامات حاضر در افغانستان و عدم اطلاع رسانی بر احتمال عدم حصول نتیجه می افزود. خبرها حاکی از آن بود که طرف افغانی اجازه بازدید نداده است. به ناگاه طرف افغانی خبر از توافق با هیات ایرانی و حل و فصل مناقشه را داد. سپس معاون اجرایی رییس جمهور بدون بیان نتیجه گفتگو از حل و فصل مناقشه سخن گفت و رفته رفته فیلم هایی از بازدید هیات ایرانی از مناطق پایین دست کمال خان در فضای مجازی منتشر شد و مقامات کشوری و استانی خبر از تایید خشکسالی دادند. این خبر یک شوک برای مردم سیستان بود که دل به این سفر بسته بودند. امام جمعه نیمروز در سیستان خواهان شفاف سازی شد. معاون استاندار در شبکه هامون حاضر شد و خبر خشکسالی در افغانستان را تایید کرد و مستند ساز دولتی، در راستای تطهیر طالبان از آنتن شبکه هامون درصدد ماستمالی کردن و دستاورد سازی بر آمد و منتقدین وضع موجود را به باد انتقاد گرفت و خیرخواه منافع مردم نمی دانست.
نماینده مجلس در تایید طالبان فاصله مرز تا صد کجکی را ۷۰۰ کیلومتر خواند، انگار تاکنون کسی مطلع نبوده است و مدعی شد در صورت رهاسازی حقابه، آب به سیستان نخواهد رسید و چون احتمالا یکی از طالبان از وی کتاب های مطهری را مطالبه کرده، آنها را با طالبان قدیم متفاوت خواند.
مرحمتی معاون استاندار سیستان و بلوچستان در شبکه هامون، این سفر را دستاوردی بزرگ برای دولت خواند، چرا که برای اولین بار از زمان احداث سد کجکی، یک هیات ایرانی از دهراوود بازدید کرده اند.
مجموعه ادعاهای عجیبی که بیشتر باعث نگرانی مردم سیستان شد تا دلگرم به دستگاه دیپلماسی برای گرفتن حق آبه. نکته مشترک میان ادعای مقاماتی که به افغانستان رفته بودند، بی اطلاعی از مفاد معاهده ۱۳۵۱ بود. هیچکدام حتی به یک بند از معاهده اشاره نکردند که نشان دهد معاهده را خوانده اند.
زمان زیادی از وعده و توافق طالبان مبنی بر جلوگیری از ورود آب به گودزره نمی گذرد. آنها آب را برای مناطق پایین دست سد کمال خان رها کردند، اما همین که آب به سیستان رسید دریچه ها را بستند و میلیاردها متر مکعب را برخلاف توافق به گودزره منحرف کردند. آبی که می توانست مناقشه آبی سیستان را حل کرده و از مهاجرت ده ها هزار نفر سیستان جلوگیری کند. دو تا سه میلیارد مترمکعب آبی که به شوره زار گودزره منحرف شد، نیاز آب شرب و کشاورزی سیستان و زمین های پایین دست سد کمال خان در افغانستان را تامین می کرد. با ورود آب مازاد بر نیاز مردم به دریاچه، بستر تالاب تبدیل به بزرگترین منبع گرد و غبار و حرکت شن های روان به سوی زمین های کشاورزی و محل سکونت روستاییان نمیشد. از صرف صدها میلیارد تومان بودجه کشور برای انجام پروژه های فوری و غیر مطالعاتی مانند حفر کانال در بستر دریاچه، چاه ها و چاهک های بی نتیجه جلوگیری به عمل می آورد.
اظهار علاقه یک طالب به کتاب استاد مطهری، بسیار ارزشمند است، اما نمیتوان آنرا به حساب تغییر فکری امارت اسلامی تعبیر نمود. هنوز از شهادت مرزبانان ایرانی در مرز سیستان، زمان زیادی نمی گذرد. از رعب و وحشتی که هر چند مدت یکبار برای مناطق اطراف مرز به وجود می آوردند. اینکه چگونه یک نماینده مجلس بعد این سفر دستپاچه شده و از تغییر طالبان سخن گفته، موضوعی دیگر است و به محور این یادداشت ارتباطی ندارد.
برخی نمایندگان و مقامات دولتی در استان و کشور برای آنکه این سفر بی دستاورد نباشد و افکار عمومی آنها را شماتت نکند درصدد دستاورد تراشی بر یک سفر بی دستاورد برآمدند.
یکی از دستاورد سازی های هیات بازدید کننده، تاکید بر دریافت اجازه از بازدید دهراوود است. آنها با تاکید بر اینکه تاکنون در هیچ دولتی زمینه چنین بازدیدی مهیا نشده و این دیپلماسی موفق دولت رییسی ست که آنرا رقم زده است، تا قبل از ایجاد سازه انحرافی کمال خان نیاز به بازدید از دهراوود نبوده است.
سد ذخیره کجکی ظرفیت مشخصی دارد و مازاد آن در بستر هامون جاری می شود و خواه ناخواه به سیستان می رسید.
در سه دهه گذشته به دلیل کاهش میزان بارش و کاهش میزان آب سیستان با بحران مواجه شده و ضرورت گفت و گو با افغان ها و دریافت سهمیه از کجکی مطرح شد و میان کمیساران دو طرف نشست هایی صورت پذیرفت، اما باز هم کمبود آب به گونه ای نبود که سیستان برای تامین آب شرب خود به مشکل بخورد. در واقع تا قبل از ایجاد سد کمال خان ورودی آب به سیستان به گونه ای بوده که سیستان بیشتر از سهم خود آب دریافت کرده و هر گونه تقاضای بازدید از سد کجکی به ضرر سیستان بوده است. تا قبل از ساخت سد کمالخان نه افغان ها توان مهار و انحراف آب را داشتند و نه طرف ایرانی ضرورتی بر بازدید از دستگاه سنجش دهراوود را احساس می کرد.
هیات بازدید از افغانستان و ایستگاه سنجش دهراوود به دلیل عدم اطلاع از مفاد قرار داد، عدم شناخت نسبت به شرایط جغرافیایی و آب و هوایی و بدتر از همه با یک نگرش سیاسی، یک سفر بدون دستاورد داشتند و بعد از سفر درصدد دستاورد تراشی برآمدند. طبق معاهده، سیستان از هیرمند سهم دارد، این سهم بسته به شرایط آورد آن کاهش می یابد، اما به صفر نمی رسد.
اکنون زمزمه هایی به گوش می رسد که بازدیدهای بعدی از دهراوود هم از سوی طالبان در زمانی نامناسب پیشنهاد شده است. طبق معاهده طرف ایرانی هم در تعیین زمان بازدید حق دارد و نباید در زمان کم آبی، برای سنجش رفت. زمان بازدید و سنجش میزان آب وارده هم نباید محدود به زمانی اندک و لحظه ای باشد. از آنجا که آورد هیرمند در محل دهراوود متغیر است، میبایست طی چند روز و در ساعات مختلف آورد آن محاسبه شود و سپس بر طبق قرارداد، سهم ایران مشخص شود. با یک بازدید کوتاه مدت یا لحظه ای نمیتوان و نباید سرنوشت یکسال زندگی مردم سیستان فدای زیاده خواهی و نامهربانی طالبان شود. قبل از هر سفر میبایست هیات اعزامی علاوه بر خواندن معاهده با صاحبنظران بومی منطقه گفتگو کنند تا مبادا باز هم فرصتی دیگر هدر برود.








